<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722</id><updated>2012-01-22T17:30:16.023+03:30</updated><category term='روايت‌زندان'/><category term='*ـ مقالات'/><category term='22 خرداد'/><category term='*ـ قوانين'/><category term='اطلاعيه‌ها'/><category term='*ـ محکوميت'/><category term='زنستان'/><category term='بازداشت‌ها'/><category term='*ـ فمينيسم'/><category term='*ـ کمپين'/><category term='احضارها'/><category term='اعتراض‌ها'/><title type='text'>زنستان</title><subtitle type='html'>اولين نشريه اينترنتي زنان</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>177</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7968289803231217765</id><published>2008-08-01T17:40:00.002+04:30</published><updated>2008-11-13T19:33:49.499+03:30</updated><title type='text'>ما اشتباه کردیم</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/SJMLo_2m3fI/AAAAAAAAAD4/jpBvTbMHOvU/s1600-h/noshinahmadi.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5229536391270424050" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/SJMLo_2m3fI/AAAAAAAAAD4/jpBvTbMHOvU/s400/noshinahmadi.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در گرمای تابستان سال 85 وقتی به زیر مقنعه و مانتو خیس از عرق و گرمای خفه کننده، خودمان را به ‏کتابخانه می رساندیم تا ائتلافی را شکل دهیم و کمپین یک میلیون امضاء را آغاز کنیم، زمانه مناسبی نبود، ‏خشونت فیزیکی و روانی را در تجمع میدان هفت تیر و پیش و پس از آن با پوست و گوشت حس کرده بودیم، ‏باز جویی ها هنوز ادامه داشت. برخی فعالان حقوق زن ما را به شدت زیر ضرب برده بودند که چرا مرتکب ‏برگزاری تجمع میدان هفت تیر شده ایم، فضا به شدت تلخ و گزنده بود. در نتیجه با فضایی چنین پرفشار، ‏حقیقتا امکانپذیر نبود که از همه درخواست کرد که نه فقط وجود فردی خود را بلکه هستی گروه و انجمن شان ‏را نیز در آن شرایط دشوار به قمار بگذارند. به خصوص هستی انجمن هایی را که با رنج و مرارت تاسیس ‏کرده بودند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی شک امروز شرایط بیش از آن زمان نابسامان به نظر می رسد، اما آنچه روزهای تاسیس کمپین را از این ‏دوره متفاوت می کند شاید این است که در آن دوره ما هنوز نمی دانستیم که «آینده» چگونه خواهد بود، اما ‏امروز دیگر می دانیم که «همین است که هست»! دیگر پذیرفته ایم که دولتی داریم که برای حذف و انزوای ‏ما از منطق خاصی پیروی نمی کند، بنابراین دیگر «قمار کردن یا نکردن» شوخی به نظر می رسد. از وقتی ‏از خانه بیرون می رویم تا وقتی برمی گردیم تا در یک مهمانی کوچک، چند نفری از دوستان خود را ملاقات ‏کنیم، درحال قماری پر از ریسک و ابهام هستیم، حتا به درستی نمی دانیم وقتی قدم به خیابان می گذاریم حتما ‏با همان مانتو و روسری به خانه بازمی گردیم و...‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مجموع در آن دوره هنوز «دورنمایی واقعی» از وضعیت آینده نداشتیم و ابهام موجود سبب می شد که ‏روزنه ای برای «آینده» تصور کنیم، از این رو به فکر «حفظ انجمن» های «ثبت شده» مان برای «آینده» ‏بودیم، یعنی احتیاط می کردیم و دست به عصا حرکت می کردیم ولی امروز به نظرمان «آینده» چه خوب و ‏چه بد تاحدودی مشخص است حداقل «تکلیف» مان با خودمان و فعالیت های حق خواهانه مان روشن شده ‏است. حالا دیگر «مجوز» انجمن های ثبت شده، به قول معروف به درد «سبزی پاک کردن» می خورند نه ‏برای «فعالیت های مسالمت آمیز اجتماعی و فرهنگی».‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آن روزهای پیروزی دولت نهم در انتخابات، به واسطه تغییر شرایط سیاسی، حرکت ها پرهزینه قلمداد می ‏شد، و با توجه به تنوع دیدگاه ها در میان اعضای انجمن ها و گروه ها، کمتر حرکتی به اجماع عمومی می ‏رسید. زیرا انجمن ها و گروه های موجود زنان غالبا در سال های پیش از آن و در شرایط بازتری شکل و ‏قوام گرفته بودند و در نتیجه، اعضای تشکیل دهنده آنان دارای ظرفیت های مختلف و دیدگاه های بسیار ‏گوناگون بودند، از این رو تصمیم برای هر حرکت جمعی، در شرایط جدید سیاسی، بسیار مشکل می توانست ‏مقبولیت و توافق کل گروه را به دست بیاورد، به این اعتبار، حرکت در چنان موقعیتی نیز می توانست از ‏طریق افرادی که «خود شخصا مسئولیت کارشان را می پذیرند» اتفاق بیافتد. در نتیجه پای بیانیه تجمع 22 ‏خرداد 1385، فقط نام «افراد» آمد نه همراه با نام انجمن ها و تشکل های شان.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎‏&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;«افراد» جایگزین «گروه ها» شدند!‏‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;‎&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همان ابتدای کمپین یک میلیون امضاء نیز ما تحت تاثیر فضای پرفشار و سنگین سیاسی، فقط نسبت و ‏رابطه «افراد» را با این کارزار دسته جمعی مشخص کردیم: آغازکنندگان کمپین، «افراد» معرفی شدند، ‏حامیان آن نیز «افراد» تلقی شدند. در نهایت نیز یگانه شکل همکاری اعضاء هم، به طریق «فردی» تعریف ‏شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو دلیل مهم وجود داشت که این روش بدون بررسی تبعات آن، بر ما تحمیل شد و مجبور به پذیرش آن شدیم ‏که نتیجه، تکیه یک جانبه بر هویت فردی و توانایی های شخصی «افراد» و به کلی نادیده گرفتن ظرفیت ‏‏«گروه ها و انجمن ها» بود. آن چنان زیر بار فشارهای چند جانبه امنیتی ها و به اصطلاح برخی خودی ها ‏زمین گیر شده بودیم که حتا مکانیزم ساده و مناسبی برای به رسمیت شناختن و تعیین نسبت گروه ها با کمپین ‏را به کلی از یاد بردیم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید یکی از دلایلش آن بود که تجربه کمپین از دل تجربه تجمع 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر ‏فراروییده بود. آن زمان به دلیل شرایط سیاسی ناشی از روی کار آمدن دولت نهم و به ویژه تردیدهایی که بر ‏اثر «فشارهای بیرونی» و نیز «فشارهایی که از درون خود جنبش زنان» برای جلوگیری از برگزاری تجمع ‏میدان هفت تیر وارد می شد، تصمیم گرفتیم (یعنی ناگزیر بودیم) که تنها با جمع آوری امضای «افراد»، ‏فراخوان تجمع را منتشر کنیم. تجربه موفقیت آمیز در جمع آوری امضاء برای بیانیه تجمع از افراد (که در آن ‏زمان، به رقم کم سابقه یعنی 2000 امضاء بالغ شده بود) گرچه از یک سو به ایده راه اندازی کمپین جمع ‏آوری یک میلیون امضاء، و اتکاء به نفس اعضای موسس کمک قابل ملاحظه ای کرد، اما از دیگر سو، سبب ‏شد تا پتانسیل موجود در سازمان های فعال زنان را نادیده بگیریم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلیل دیگرش آن بود که «فضاسازی های منفی و گسترده» علیه تعدادی از انجمن های برگزارکننده تجمع ‏میدان هفت تیر، از جمله علیه «مرکز فرهنگی زنان» به واسطه فعالیت های تاثیرگذارش در حرکت های ‏اعتراضی و خیابانی (به ویژه تجمع 22 خرداد)، ما اعضای مرکز فرهنگی را به راستی خسته و فرسوده ‏کرده بود، بر این اساس، در آن شرایط تلخ و مملو از ناروایی های تهوع آور، ترجیح دادیم نامی از «مرکز ‏فرهنگی زنان» نبریم تا دستگاه های «ایرادپراکنی» بار دیگر شروع به فعالیت نکنند و به قول معروف ‏‏«بامبولی» جدید به دست «مخالفانی» ندهیم که تا نام مرکز فرهنگی زنان به گوش شان می رسید، به دنبال ‏‏«ایراد یا اشکالی» می گشتند. برای نمونه با وجود آن که فراخوان تجمع 22 خرداد 1385 هفت تیر، با نام ‏افراد منتشر شد، اما برای تخطئه این حرکت و برای حساس کردن فعالان گروه های مختلف جنبش زنان که به ‏این حرکت پیوسته بودند، ایرادهایی همچون: «چرا فراخوان تجمع ابتدا در وب سایت مرکز فرهنگی منتشر ‏شده؟» یا مثلا «چرا نام ها به ترتیب حروف الفبا» نیست و از این قبیل ایرادهای غیرمنصفانه را مطرح می ‏کردند. چنین بزرگنمایی می شد که گویی همه این ها «توطئه ای» است که «مرکز فرهنگی زنان» مرتکب ‏شده است!! در واقع می خواستند با این فضاسازی ها، روابط مرکز فرهنگی زنان با دیگر یاران جنبش زنان ‏بی وقفه در تشنج و سوء ظن نگه دارند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدین سبب اعضای مرکز فرهنگی زنان، هیچ رغبت و تمایلی برای مطرح شدن نام مرکز فرهنگی در رابطه ‏با کمپین یک میلیون امضاء نداشتند. به طوری که برای نمونه حتا زمانی که قرار بود کمپین راه اندازی و ‏اعلام عمومی شود ولی هنوز سایت «تغییر برای برابری» آماده نشده بود برخی دوستان پیشنهاد دادند که ‏معطل آماده شدن سایت تغییر نشویم و اعلام عمومی کمپین را از طریق سایت مرکز فرهنگی (سایت زنستان) ‏آغاز کنیم تا بعد که سایت تغییر برای برابری راه اندازی شد، ادامه کارها از طریق آن سایت، ادامه یابد. ولی ‏ما در آن زمان آگاهانه و با قاطعیت از این کار جلوگیری کردیم، چرا که دوباره نمی خواستیم با گذشت یکی ‏دو ماه پس از تولد کمپین، آغاز انتشار بیانیه کمپین در سایت زنستان را باز هم «توطئه» مرکز فرهنگی قلمداد ‏کنند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر صورت به خاطر این جوسازی ها، و عقب نشینی و مرعوب شدن مان در مقابل فضای شایعه پراکنی ‏و تخریب، سرانجام بی تجربگی کردیم و از بردن نام مرکز فرهنگی زنان به عنوان یکی از گروه های تشکیل ‏دهنده کمپین خودداری ورزیدیم. احتمالا دیگر انجمن های فعال در کمپین (مانند کانون هستیااندیش، کانون ‏زنان ایرانی، انجمن سلامت زنان، زنان کمیسیون تحکیم وحدت و... که در کلیه نشست ها برای تاسیس و ‏برنامه ریزی کمپین حضور داشتند) نیز احتمالا بنا به دلایل مشابه یا متفاوت، ترجیح دادند در این مورد ‏سکوت کنند و از گروه و انجمن های خود به عنوان موسسان کمپین، نامی نبرند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;اگر نه یک میلیون اشتباه، که حداقل «یک اشتباه بزرگ» داشتیم‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری، به هر دلیل و علتی که بود متاسفانه وضعیت و جایگاه گروه ها و انجمن های فعال در کمپین تبیین نشد ‏و از این رو نسبت این گروه ها و سازمان ها با کمپین یک میلیون امضاء در پرده ابهام باقی ماند. همین ‏‏«ابهام» به ظاهر «کوچک»، به تدریج سبب بروز مشکلاتی بزرگ و ساختاری، هم برای کمپین و هم برای ‏انجمن ها و گروه های فعال در کمپین شده است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حقیقت، ائتلاف بزرگ موسوم به «کمپین یک میلیون امضاء» با نیرو، پتانسیل و تجربه گروه ها و انجمن ‏های مختلف درگیر در آن، آغاز به کار کرد و در ادامه نیز بخشی از یاران و همکاران فعال خود را نیز از ‏میان اعضای فعال در «سازمان های از قبل موجود در جنبش زنان» جذب کرد. با این حال رابطه گروه ها و ‏سازمان هایی که با این ائتلاف دموکراتیک، پیوند یافتند، به طور متعارف و رسمی مشخص نشد. همین ‏نقصان، در درازمدت، سه تاثیر منفی بر مجموعه فعالیت های جنبش زنان گذاشت:‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏1– گردش کار را در انجمن ها و گروه های زنان فعال داخل کشور، که اعضایشان در کمپین مشغول فعالیت ‏بودند کم و بیش دچار اختلال کرد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏2 – کمپین نتوانست از ظرفیت ها و پتانسیل موجود در انجمن ها و سازمان های فعال در جنبش زنان، به ‏طور کامل بهره ببرد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏3 – و مهم تر از همه این موارد، آینده خیل پرشمار نیروهای جذب شده به کمپین (در قالب هسته ها و نهادها) ‏را هم اکنون دچار ابهام ساخته است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درحالی که ما می توانستیم به مانند ائتلاف های پیشین، پیوستن به کمپین را به دو شکل توامان: به صورت ‏‏«سازمانی» (از طریق تاسیس کمیته های کمپین در سازمان های علاقمند به این حرکت) و نیز به صورت ‏‏«فردی» (از طریق کمیته هایی که برای این کار تعبیه شد) تعریف کنیم و از این طریق چگونگی فعالیت گروه ‏ها و سازمان ها را در کمپین و نسبت شان را از این طریق به رسمیت بشناسیم. این کار، مزیت های زیادی ‏داشت: این که سازمان ها و انجمن ها می توانستند بخشی از فعالیت خود را «با اعلان رسمی» به کمپین ‏اختصاص دهند و از این طریق دچار دوگانگی ها و تعارضات جدی بین فعالیت در انجمن شان با فعالیت در ‏کمپین، نشوند و در عین حال بتوانند فعالیت های گسترده تری را در جهت اهداف کمپین سازمان دهند.‏&lt;br /&gt;در واقع عدم تعبیه این مکانیزم ساده که در آن گروه ها و سازمان ها نیز به طور مستقل بتوانند در ائتلاف ‏بزرگ کمپین فعالیت کنند، متاسفانه سبب شد که هم انجمن ها و گروه هایی که با کمپین نزدیک بودند، تضعیف ‏شدند و هم کمپین از گروه ها و سازمان های پایدار و آینده نگر محروم شود.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;هویت سازمانی در مقابل هویت کمپینی‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه کسانی که در انجمن ها و سازمان های مختلف جنبش زنان عضویت داشتند و در جنبش یک میلیون ‏امضاء، نیز فعالیت می کردند، نشان می دهد که به تدریج برخی از اعضای فعال گروه ها و سازمان هایی که ‏به کمپین جذب شده بودند، دستخوش تعارضات و تردیدهای جدی بین فعالیت در انجمن خود، با کار در کمپین ‏شده اند. جلوه جواهری در مصاحبه اش با ناهید کشاورز این دغدغه را چنین بیان می کند: «...برای من و ‏برخی از دوستانم که با هم از کانون هستیا خارج شدیم، کار در کمپین یک میلیون امضاء خیلی اولویت داشت ‏و به همین دلیل تمام وقت و انرژی مان را روی این مسئله گذاشتیم.»(1)‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین مینو کیامان از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در اصفهان در جای جای تجربه خود در کمپین ‏اصفهان از روند تعارض آمیز و مبهم فعالیت ان. جی. او ها با افراد می نویسد. با مطالعه تجربه او و دیگران ‏می توان دریافت که چگونه ما نیز که در تشکل های زنان در تهران فعال بودیم همین دوگانگی ها و مشکلات ‏را روی پوست خود تجربه کرده ایم که به طور مستقیم ناشی از عدم تعریف مشخص رابطه گروه ها با کمپین ‏یک میلیون امضاء بوده است. از این روست که مینو کیامان می نویسد: «برخی از آنها با کند وکاو در سایت ‏‏(تنها پایگاه الگو برداری) سعی می کردند به یک موقعیت منسجم تر دست يابند و برخی دیگر که در ان جی ‏او هایی در سطح شهر عضو بودند سعی در متشکل کردن افراد به سبک همان ان جی او ها داشتند، درحاليكه ‏برخی از میان همین عده، ایجاد تشکل به سبک ان جی او را، غلطیدن به روابط سلسله مراتبی می دانستند . ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته الگویی جز همان موسسات ،سازمان ها و ان جی او ها يي که بهترین شان در ساختار هرمي قدرت خود، ‏به تدريج تبدیل به جمع هاي کوچکی شده بودند وجود نداشت؛ جمع هایی که گاه با کم کاری و ناتوانی در جذب ‏اعضای جدید، به انحلال رسيده بودند. بنابراین، ساختار شبکه ای فاقد الگوهاي امتحان شده بود و با هم بودن ، ‏تا پيش از بروز اختلاف ، بي مشكل ادامه مي يافت.»(2) در واقع اگر ما همانطور که برای جذب و نگه داری ‏نیروها به تاسیس کمیته ها در کمپین همت کردیم، فرصت می یافتیم که رابطه انجمن ها و گروه ها را نیز به ‏طور جداگانه با کمپین مشخص و روشن سازیم، این تعارضات نیز به احتمال زیاد پیش نمی آمد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;کمپین یک میلیون امضاء به انجمن های نزدیک به خود، ضربه زد‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حقیقت بسیاری از ما که از سال ها پیش در سازمان و انجمنی زنانه عضو بودیم و فعالیت می کردیم اما با ‏توجه به حجم وسیع کار و مسئولیت ها در کمپین یک میلیون امضاء، ضرورت ادامه فعالیت در گروه و ‏سازمان خود را به تدریج از یاد می بردیم. چرا که حجم وسیع وظایف و فعالیت ها در کمپین (و جذابیت بی ‏بدیل آن)، امکان انجام فعالیت های مجزا در انجمن خودمان را به شدت کاهش می داد، در نتیجه، پیوندهای ما ‏را با کانون ها و انجمن های خودمان، هر روز کمرنگ تر می کرد. درحالی که اگر مکانیزمی در کمپین تعبیه ‏کرده بودیم که گروه ها و انجمن ها نیز از ابتدا به رسمیت شناخته شوند، در آن صورت، فعالیت های فردی ما ‏در کمپین، بخشی از فعالیت انجمن و گروه مان نیز تلقی می شد، در نتیجه پیوند اعضاء با انجمن شان محفوظ ‏می ماند و در عین حال به طور گسترده تری می توانستیم از پتانسیل های موجود در انجمن ها به نفع فعالیت ‏های کمپین بهره ببریم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی به دلیل پیش بینی نکردن سازوکار لازم ، فعالیت ما (اعضای گروه ها و سازمان های زنانه) در ائتلاف ‏بزرگ کمپین یک میلیون امضاء به طور رسمی به عنوان بخشی از فعالیت انجمن مان در جهت اهداف کمپین ‏محسوب نمی شد در نتیجه، فعالیت های ما در کمپین، دستاوردی برای تقویت و بالندگی سازمان و گروه های ‏مستقل مان نداشت. هرچند هدف برخی از سازمان ها و گروه هایی که با کمپین همکاری می کردند، عمدتا ‏همان اهدافی بود که در کمپین تعریف شده بود، اما اگر شرایط سیاسی اجازه می داد و ما می توانستیم با تعبیه ‏مکانیزمی مناسب، فعالیت در کمپین را با فعالیت سازمان های مستقل خود به صورت تعریف شده و مشخصی ‏پیوند بزنیم، از این طریق می توانستیم «اعتباری دو جانبه» بین گروه خود با کمپین یک میلیون امضاء برقرار ‏سازیم. به این ترتیب هر دو طرف یعنی هم کمپین در مواقع بحران و مواجهه با فضای سرکوب از حمایت ‏گروه ها و انجمن ها (که حمایت هایی قدرتمندتر از حمایت های فردی است) برخوردار می شد و هم به ‏واسطه فعالیت اعضای یک انجمن و گروه در بطن کمپین، پیوندهای افراد با انجمن شان به خوبی حفظ می ‏شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما مشخص نبودن جایگاه انجمن ها متاسفانه باعث شد که بین اعضای گروه ها و سازمان ها، ناخواسته دو ‏دستگی ایجاد شود، برای نمونه، کسانی بودند که فعالیت در ائتلاف کمپین یک میلیون امضاء برایشان ارجحیت ‏داشت، از سوی دیگر کسانی هم بوده و هستند که هرچند در کمپین فعالیت می کنند، اما فعالیت در گروه و ‏سازمان شان در اولویت قرار دارد و ترجیح می دهند هویت سازمانی خود را همچنان پررنگ تر از هویت ‏کمپینی خود حفظ کنند. به تدریج با این دو شقه شدن اعضایی که در سازمانی زنانه عضویت داشتند، عملا بین ‏کمپین با سازمان های خود، در انجمن ها تداخل وظایف و تنش هایی ایجاد شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;عدم سازگاری انجمن ها با شرایط نوین جنبش حقوقی زنان‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به دلیل حضور نیرومند و گسترش یابنده کمپین یک میلیون امضاء در سطح کشور، جنبش حقوقی زنان ایران ‏وارد فاز جدیدی شد اما درک و پذیرش تبعات و الزامات این فاز جدید از سوی همه انجمن ها (و نیز از سوی ‏اعضای گوناگون در یک انجمن) یکپارچه و یک دست نبود. کمپین سبب ارتقاء و تغییر شرایط کلی جنبش ‏حقوق برابر در ایران شده بود بر این اساس، انجمن هایی که حوزه مشترکی با کمپین داشتند و در جنبش ‏حقوقی زنان جای می گرفتند، شرایط جدید را به یکسان هضم نکردند، در نتیجه برای انطباق خود با شرایط ‏جدید (و در نبود مکانیزمی که بتواند این انجمن ها را با شرایط جدید در کمپین وفق دهد)، متفاوت عمل ‏کردند، برخی از آن ها حتا دچار مشکلات و تنش هایی نیز شدند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوع تازه ای از فعالیت مدنی در کمپین به وجود آمد و به دلیل انعطاف بیش از حدش، به سرعت هم گسترش ‏یافت. فعالیت هایی از این دست تا پیش از آن، در جنبش زنان تجربه نشده بود و به دلیل «انعطاف» بالای ‏روشی که برگزیده بود و قادر بود با توجه به شرایط اجتماعی ‏‎-‎‏ سیاسی بسته کشور، بسیار منعطف و پویا ‏عمل کند، عملا فعالیت ها با اهداف مشابه در انجمن های موجود ‏‎-‎‏ که عمدتا انعطاف و پویایی کمی داشت ‏‎-‎‏ را ‏کمرنگ کرد و از سکه انداخت.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقع انجمن های زنانه حتا اگر هم می خواستند دیگر نمی توانستند مانند سابق، فعالیت های خود را پی ‏بگیرند و از سوی دیگر، بین این دو نوع فعالیت ‏‎-‎‏ یعنی فعالیت هایی از نوع انجمنی و فعالیت هایی از نوع ‏کمپینی ‏‎-‎‏ متاسفانه هیچ ارتباط رسمی ایجاد نشده بود که در سایه آن، فعالیت های متفاوت در این دو حوزه به ‏هم افزایی کل جریان منجر شود. بنابراین انجمن ها در سایه فعالیت های عظیم و «شدنی» کمپین به تدریج ‏محو می شدند و به دلیل نبود مکانیزمی مناسب در کمپین برای ایجاد این پیوند، دچار تعارض هم می شدند و ‏در نتیجه نمی توانستند خود را با شرایط جدید پیش آمده در جنبش حقوقی زنان منطبق سازند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به این وضعیت، اعضای انجمن ها عملا نه فرصت و نه امکان انجام فعالیت های مجزا و مختص به ‏خود را پیدا نکردند تا از طریق فعالیت ها و نمودهای بیرونی، «زندگی اجتماعی» و هویت مستقل انجمن خود ‏را تداوم بخشند (به ویژه با توجه به شرایط اجتماعی بسته دو ساله اخیر که به دلیل عدم وجود فضاهای عمومی ‏عملا انجام یک فعالیت کوچک، بسیار سخت و طاقت فرسا شده است). بر این قیاس، همگان شاهد بودیم که ‏بافت درونی و آرایش نیروهایی که در این انجمن ها در یک دوره «آرام تر و بازتر» شکل گرفته بود، نمی ‏توانست با «نظم جدیدی» که بر پایه شرایط سیاسی جدید و هم بر شرایط متفاوت جنبش حقوقی زنان استوار ‏شده بود، به راحتی سازگار شود و از این رو به نظر می رسید آرایش نیروها همانطور که در سطح عمومی ‏جنبش زنان تغییر می کرد، در سطح کوچک تر یعنی درون انجمن ها نیز برای تطبیق و سازگاری شان با ‏شرایط جدید می بایست تغییر کند و همین امر، آشکارا باعث شد که آن دسته از انجمن هایی که از یکدستی ‏کامل برخوردار نبودند، نتوانند به راحتی با شرایط جدید خود را وفق دهند و با مکانیزم های جدیدی حرکت ‏کنند و از سوی دیگر عدم تعبیه یک مکانیزم ساده که می توانست این کار را تسهیل کند نیز در کمپین پی ‏گرفته نشد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می خواهم تاکید کنم که شکل دادن ائتلاف موسوم به «کمپین یک میلیون امضاء» و فعالیت اعضای سازمان ها ‏و انجمن های زنانه در آن، و ورود جنبش حقوقی زنان ایران به فازی متعالی تر، گذشته از برکات و ‏دستاوردهای فراوان (و قدر و منزلتی که برای فعالان اش در سطح داخلی و بین المللی هدیه می آورد)، در ‏عین حال سبب دوگانگی ها و تنش هایی نیز در میان این سازمان ها شده است. این که انجمن ها و سازمان ‏های فعال در کمپین، هر یک چگونه توانستند ‏‎-‎‏ یا خواهند توانست ‏‎-‎‏ این تنش ها و دوگانگی ها را با وجود ‏کمپین و شرایطی که فراهم آورده، حل و فصل کنند (یا نکنند)، موضوع جداگانه ای است، اما بحث من دراین ‏مقاله، روشن کردن غفلت مان از یک نکته روشی مهم است که در کمپین به دلیل تحمیل شرایط سیاسی ‏نابسامان آن زمان، نادیده گرفته شد، درحالی که شاید می توانستیم با تعبیه سازوکاری ساده، بستری را فراهم ‏آوریم که انجمن ها نیز بتوانند از به خدمت گرفتن همه امکانات و فرصت هایشان برای کمپین، به نوبه خود از ‏آن اعتبار کسب کنند، و این، چقدر ایده آل بود.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این ایده آل، شاید به دلیل وجود آن شرایط بسته سیاسی، ذهنی به نظر آید با این حال به نظرم اگر می دانستیم ‏که این «اشکال» وجود دارد، شاید به تدریج می توانستیم آن را در قدم های بعدی مرتفع سازیم. درحالی که ‏ناخواسته برعکس عمل کردیم یعنی در جهت تثبیت این معضل برآمدیم. برای نمونه وقتی مرکز فرهنگی ‏زنان، مثلا نشستی را به بهانه های مختلف برای عده ای از داوطلبان کمپین و به منظور گفتگوهای آزاد ‏‎-‎‏ با ‏امکانات و با تلاش اعضای خود ‏‎-‎‏ تدارک می دید، به جای خوشامدگویی، از سوی برخی اعضای «منفرد»، ‏مورد بازخواست قرار می گرفت !! درحالی که اگر رسما در کمپین، جایگاه «انجمن ها» و فعالیت هایشان به ‏رسمیت شناخته می شد، به جای «سرکوب» چنین اقدامات مفید و مستقلی (که امروز بدون پشتوانه گروهی این ‏انجمن ها که تجربه های ارزشمند خود را طی سالها اندوخته بودند، عملا کمتر اتفاق می افتد)، به گسترش آن ‏کمک می شد و از این طریق انجمن ها نیز با بروز بیرونی در قالب فعالیت برای کمپین، انسجام شان حفظ می ‏شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعا امکان پذیر بود که فعالیت گسترده اعضای مرکز فرهنگی زنان یا کانون هستیااندیش یا کانون زنان ‏ایرانی و دیگر تشکل های نزدیک به کمپین، در اوایل حضورش به جای «سرکوب»، حتا خوش آمد گفته شود ‏و تشویق گردد تا این انجمن ها در مقابل فعالیت و خدمتی که به کمپین ارائه می کنند از اعتبار کارشان نیز ‏تاحدودی بهره مند شوند و باعث انسجام درونی آنها در عین پیشبرد کار کمپین، بشود. اگر چنین می شد این ‏گروه ها نیز به شکلی منسجم و بدون دغدغه، هرچه شاداب تر برای کمپین فعالیت می کردند و اعضای آن ها ‏بین هویتی که از کمپین می گرفتند با هویت سازمان خود، گیج و سرگردان و در نهایت ناچار به انتخاب یکی ‏به ضرر دیگری نمی شدند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حقیقت، اگر نام گروه ها و سازمان ها مانند حرکت های جمعی پیش از کمپین، در کنار نام «افراد» به ‏عنوان اعضای کمپین قرار می گرفت و اگر برای نمونه ملاک عضویت گروه ها در کمپین، ایجاد و راه ‏اندازی کمیته ای جدید درون این سازمان ها (مثلا تحت عنوان «کمیته کمپین») بود، به نظرم بسیاری از ‏مشکلات موجود، کاهش می یافت. زیرا با این شیوه، گروه ها و سازمان ها علاوه بر کار و فعالیت های ‏مستقل خود، بخشی از فعالیت های سازمان خود (و همینطور سایت های خود) را به طور رسمی برای ‏پیگیری فعالیت کمپین اختصاص می دادند، و اعضایی که گرایش بیشتری برای فعالیت در کمپین داشتند ‏‎-‎‏ ‏بدون این که با مخالفت و سنگ اندازی دیگر اعضای گروه (که کمتر به کار در کمپین گرایش داشتند)، مواجه ‏شوند ‏‎-‎‏ می توانستند از تمام امکانات آن سازمان بدون آن که کوچک ترین صدمه ای به کل سازمان بزنند برای ‏اهداف عالیه کمپین بهره ببرند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته این مشکلات غالبا برای سازمان هایی به وجود آمد که در کمپین به نوعی ادغام شدند، وگرنه برخی از ‏سازمان ها سعی کردند آگاهانه یا ناآگاهانه خود را با فاصله ای معین از کمپین نگه دارند. به یاد می آورم ‏برخی از نمایندگان انجمن ها (شاید با توجه به تجربیاتی که داشتند)، از همان ابتدا سعی کردند که اعضای ‏گروه خود را از حضور تمام وقت در کمیته های کمپین دور نگه دارند. در واقع آنان تنها به حضور خود در ‏کمیته های کمپین اکتفا کردند و به رغم اصرار ما برای همکاری بقیه اعضای شان در کمیته های مختلف ‏کمپین، اما اعضای خود را از ارتباط و حضور دایم و مستقیم در کمیته های کمپین دور نگه داشتند و سعی ‏کردند خود را در نقش رابط بین کمپین و اعضای سازمان شان قرار دهند تا احتمالا از جذب و هضم اعضای ‏سازمان شان در کمیته ها، ممانعت گردد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن زمان چنین رویکردی از سوی برخی از دوستان کمی تعجب برانگیز بود، اما اکنون با مرور تجارب آن ‏دوره متوجه می شوم که شاید آنان به دلیل تجربه ای که داشتند، این روش را برگزیدند که از انحلال کامل ‏گروه و سازمان خود و اعضای فعال گروه خود در کمیته های کمپین جلوگیری کنند و از طرفی نحوه فعالیت ‏در جهت اهداف کمپین را در درون گروه و سازمان خود به شکلی مستقل تر سازمان دهند. گرچه این رویکرد ‏نیز «مشکلات خاص خود» را داشت یعنی هرچند که موفق شد گروه و سازمان را از چنین بحران هایی، حفظ ‏کند اما به تدریج با کمرنگ شدن مثلا انگیزه «آن رابط»، ارتباط دیگر اعضای آن سازمان و در مجموع، کل ‏سازمان با کمپین، دچار مشکلات جدی شده است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;انجمن های نزدیک به کمپین نیز در مقابل به کمپین «ضربه زدند»‏‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته قصه وضعیت درونی انجمن ها که به واسطه حضور در ائتلاف کمپین، به تنش ها و مشکلاتی در روابط ‏درونی شان انجامید، تمام ماجرا نبود. زیرا اعضای انجمن ها نیز به نوبه خود مشکلات شان را ناخواسته به ‏کمپین منتقل می کردند. در حقیقت تنش های درون گروهی ایجاد شده در انجمن ها نیز به دلیل آن که مرز بین ‏این گروه ها با کمپین تعریف شده نبود، لاجرم به درون کمپین منتقل شد و از آن جا که حضور اعضای این ‏گروه ها نسبت به اعضای کم تجربه تر کمپین (که اولین کار سازمانی خود در جنبش زنان را در کمیته های ‏کمپین تجربه می کردند)، قدیمی تر محسوب می شدند دست بالا را داشتند و به راحتی امکان یافتند که مسائل ‏گروهی خود را به مسئله کل کمپین تبدیل سازند و به دلیل همین تجربه و اعتبار، می توانستند گفتمان سازی ‏درون کمپین را به سمت و سوی دلبخواه خود سوق بدهند و درگیری های شخصی خود و گروه شان را به ‏دغدغه دیگر اعضای کمپین تبدیل کنند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما بخشی از این دردسرها به خاطر آن بود که گروه ها و سازمان های از قبل موجود زنان، با سخاوت تمام ‏سال ها تجربه، امکانات و شبکه های ارتباطی خود را دربست به اختیار کمپین گذاشتند، اما کمپین نه تنها هیچ ‏نوع اعتباری به این سازمان ها نبخشید بلکه در عوض به تضعیف انسجام درون گروهی شان نیز منجر شد. ‏در نتیجه، این گروه ها یا خود را پس از مدتی به طور کامل از کمپین کنار کشیدند و یا آن که با تضعیف ‏انسجام درونی شان به طور کامل در کمپین منحل شدند. در نتیجه، ادامه تنش میان اعضاء نیز به کمپین منتقل ‏و جاری شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;چرا «حضور مستقل» انجمن ها مهم بود‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می خواهم یادآوری کنم که ضرر تعبیه نکردن مکانیزمی برای عضویت و فعالیت گروه ها و انجمن ها در ‏کمپین، هنگامی که به دورنمای آینده این ائتلاف نگاه کنیم جدی تر می شود. چرا که به نظر می رسد هر ‏حرکت راه گشا در جامعه مدنی (لااقل در حال حاضر که جامعه مدنی ضعیفی داریم) با توجه به میزان توفیق ‏اش در نهادمند ساختن کانون ها و نهادهای دموکراتیک می تواند مورد سنجش قرار بگیرد و نمره قبولی ‏دریافت کند. در واقع رشد و گسترش نهادهای دموکراتیک (در این جا نهادهای دموکراتیک زنان) است که در ‏نهایت می تواند به گسترش مقاومت جامعه زنان در برابر دست اندازی ها بر حقوق اش بیانجامد. با چنین چشم ‏اندازی است که ائتلاف ها و حرکت های دسته جمعی می تواند مورد قضاوت قرار بگیرد، یعنی یکی از مهم ‏ترین معیارهای سنجش و داوری در مورد هر حرکت و ائتلافی، در گرو توان آن حرکت و گروه و ائتلاف ‏برای ایجاد و گسترش نهادهای پایدار در جامعه مدنی است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر ما نتوانیم در جامعه مدنی، گروه ها و سازمان های پایدار و مقاوم به وجود آوریم، که این گروه ها و ‏سازمان ها پایگاه های مقاومت در برابر هر نوع دست اندازی نسبت به حقوق شهروندی مان باشند، به راستی ‏هر حرکتی حتا اگر بسیار بزرگ هم باشد، در تحلیل نهایی ‏‎-‎‏ لااقل در میان مدت ‏‎-‎‏ نخواهد توانست تاثیری مانا ‏و جدی از خود به یادگار نهد. می خواهم بگویم اساس هر حرکتی، (از برگزاری تجمع گرفته تا هر نوع کنش ‏فرهنگی و اجتماعی دیگر)، اگر در چشم انداز خود به استمرار و نهادینه کردن حرکت اش در جامعه مدنی ‏نیاندیشد، نمی تواند مدعی تقویت جامعه مدنی باشد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای نمونه اگر تجمع 22 خرداد 1385 از طریق «راه اندازی کمپین» نهادینه نمی شد، مسلما نمی توانستیم به ‏تاثیر یک حرکت موقتی و زودگذر (تجمع اعتراضی یک ساعته در میدان هفت تیر) امیدوار باشیم. اگر تجمع ‏‏22 خرداد 1384 در مقابل دانشگاه تهران به ظهور «یک روز تاریخی» برای زنان کشورمان نمی انجامید، ‏نمی توانست از استمرار و تاثیرگذاری جدی بر جامعه مدنی برخوردار شود. چرا که لزوما یک ساعت در ‏خیابان بودن، هرچند مقاومتی را به نمایش می گذارد و نیز به طرح مطالبات گسترده تر زنان در جامعه کمک ‏می کند، اما اگر در پی اش «نهادی» (مثلا تثبیت یک «روز» به عنوان مناسبتی _ با کارکردی نهادی _ که ‏هر سال تکرار می شود و می تواند سبب ساز حرکت های بعدی شود و جامعه مدنی را زنده نگه دارد) شکل ‏نمی گرفت به یقین در فرایند حق خواهی به نفع زنان و تثبیت پایگاه های مقاومت اش، دایره تاثیرات اش ‏محدود می ماند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراین چشم انداز هر حرکتی در میزان نهادینه سازی در جهت تقویت حوزه عمومی و ایجاد سنگرهای ‏مقاومت مدنی، بسیار مهم است. از این روست که معتقدم غفلت ما در کمپین برای چاره اندیشی و تعبیه ‏مکانیزمی مناسب در رابطه با تثبیت جایگاه گروه ها و سازمان ها در بافت روابط خود، تا حدودی چشم انداز ‏حرکت آینده کمپین را دچار بحران کرده است. این بحران با وجود خشونت دولتی، در آینده ای نه چندان دور، ‏بازتاب بیشتری خواهد داشت، در نتیجه همه ما ناگزیریم که چاره ای برای آن بیندیشیم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;چشم انداز آینده کمپین در گرو نهادمندسازی گروه هاست‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما کمپین آنچنان فراگیر و سرشار از تجربه های گذشته بود، که شیفتگی و شوق فعالیت در عرصه ای چنین ‏گسترده، باعث غفلت ما شد در نتیجه، ضرورت عاجل نهادمند ساختن آن، «به جهت تداوم اش در آینده» را ‏نتوانستیم به خوبی طراحی کنیم. از یاد بردیم که نهایتا هر ائتلاف و حرکت دسته جمعی حتا به بزرگی کمپین ‏یک میلیون امضاء باید از دل خود، چیزی را به واقعیت عینی و لمس پذیر جنبش زنان، اضافه کند تا حیات ‏اش به شکل و شمایلی دیگر تداوم یابد و تثبیت شود. و در صورت عدم استمرار، هرگز نمی تواند به خود ببالد ‏که سبب ساز تولد نهادهای پایدار در جامعه مدنی کشور بوده است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این زاویه است که به نظر می رسد امروز که دیگر در شرایط سیاسی و بسته جدید تاحدودی تثبیت شده ایم ‏و لااقل قادر شده ایم خود را با شرایط جدید منطبق سازیم (قبول کرده ایم که اوضاع به قولی «همین است که ‏هست»)، دو راهکار اساسی می تواند به این امر (استمرار حیات کمپین در آینده) کمک کند:‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏1 – ایجاد و تقویت هرچه بیشتر هسته های خودبنیاد از دل کمپین یک میلیون امضاء&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏2 – اقدام انجمن ها و گروه ها برای تعبیه کمیته ای با نام کمپین و تخصیص بخشی از فعالیت هایشان به کمپین ‏و جذب نیروهای جدید (و اختصاص بخشی به عنوان کمپین در سایت های خود).‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز به نظر می رسد پس از سپری شدن نزدیک به دو سال از فعالیت در کمپین، گروه «کانون زنان ‏ایرانی» مبدع و آغازگر این راهکار شده است. در واقع این گروه با اختصاص دادن یک بخش از سایت خود ‏‏(و در نتیجه به نوعی اعلام رسمی بخشی از فعالیت این گروه تحت عنوان کمپین) به الگوی راهگشا و مناسبی ‏در این حوزه تبدیل شده است و البته این امر نشان دهنده ضرورتی است که کانون زنان ایرانی با توجه به ‏تجارب اش در کمپین به آن دست یافته است که به یقین می تواند الگوی مناسبی برای جبران نقصان های ‏گذشته ما در کمپین باشد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما فعالان جنبش زنان همانطور که می توانیم به تجربه های گذشته بیاندیشیم و آنان را بازنگری کرده و با ‏تفسیرهای معاصر و روزآمد به اکنون مان پیوند بزنیم، حتا می توانیم به آینده نیز نظر کنیم، آینده ای نه آن ‏چنان دور و دست نیافتنی، بلکه به آینده ای نزدیک (دهه آینده) که متضمن نهادینه ساختن حرکت های مسالمت ‏آمیزمان باشد. باید نهادهایی پایدار در آینده وجود داشته باشند که تجربه کمپین یک میلیون امضاء و روش ‏مبتکرانه آن (گفتگوی چهره به چهره با مردم) را عملا گسترش و استمرار بخشد و این شدنی نیست مگر ‏کمپین یک میلیون امضاء _ که به آستانه دو سالگی اش نزدیک می شود _ به جای آن که صرفا به ‏عملکردهای یکساله اش ادامه دهد، به دنبال کشف مسیرهایی برای جبران نقصان های گذشته اش باشد یعنی نه ‏تنها به تقویت نهادهای موجود بیاندیشد، بلکه به طور جدی به فکر تولد و گسترش نهادهای پایداری از دل خود ‏نیز فکر کند، تا پس از خاتمه پروژه جمع آوری یک میلیون امضاء بتواند در آینده نیز تداوم خود را در شکل ‏های متفاوتی، تضمین و بیمه کند، و در عین حال بتواند نیروهایی را که جذب کرده، در نهادهای پایدار، ‏سازمان دهد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی شک «هسته های خودبنیاد» یکی از گزینه ها و راهکار های «شدنی» و در دسترس است که می تواند ‏برای رفع این نقصان در کمپین مورد استفاده قرار بگیرد. در واقع می توان با شکل دهی به هسته های ‏خودبنیاد، یعنی سازمان یافتن و تثبیت نیروهای جذب شده به کمپین (در حجم های کوچک) ، آینده این حرکت ‏را تاحدود زیادی تضمین کرد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;تاسیس «دفتر روزنامه» نیاز این دوره از مبارزه‎‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد می آورم زمانی را که شهرداری ها اتاق هایی _ به عنوان فضاهایی اختصاصی _ به طور موقت در ‏اختیار جمع های کوچک جوانان یا زنان و دیگر انجمن ها برای گسترش فعالیت مردمی حول مسائل شهری ‏‏(از جمله تشویق و راه اندازی فعالیت های هنری، ورزشی و...) قرار می دادند تا شهروندان علاقمند، از ‏فضای کالبدی اتاق ها برای گرد هم آمدن و فعالیت های جمعی خود بهره ببرند. این اتاق ها را بعدها از این ‏گروه ها بازپس گرفتند و در نتیجه، بسیاری از این جمع ها از هم پاشید (احتمالا امروز این اتاق ها را به گروه ‏های دیگری مثل گروه های بسیج و به منظور فعالیت های مذهبی و آیینی واگذار می کنند).‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وجود آن اتاق ها و فضاهایی که حول آن شکل می گرفت اما باعث شد که جمع های بسیاری به وجود آید ولی ‏این جمع های کوچک فعال شده، به دلیل آن که «اتاق» شان از آن خودشان نبود و وابسته به شهرداری ها بود، ‏با بازپس گیری شان از هم پاشیدند. منظورم این است که یک «مکان» و ـفضایی معین»، می تواند کمک ‏بزرگی برای جمع شدن افراد و شکل گیری فعالیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی باشد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز اما به واسطه شکنندگی فضای سیاسی کشور، از بسیاری «مکان» ها و «فضاهای کالبدی و عمومی» ‏محروم شده ایم و عملا راهی برای فعالیت بیرونی نمی یابیم در نتیجه هنگامی که فعالیت و زحمات جمع های ‏کوچک ما (هسته های مستقل)، بروز و جلوه بیرونی نداشته باشند، مسلما در بلند مدت دوام نخواهند آورد ‏‏(مگر جمع هایی که بر پایه «محفل هایی بسیار دوستانه» و اساسا با اهدف درون گروهی یعنی با هدف دید و ‏بازید و... شکل گرفته باشند). در واقع انعکاس و تظاهر بیرونی فعالیت ها است که از زمره عوامل و راه های ‏کلیدی و موثر در انسجام گروه هاست. این بروز بیرونی می تواند تبلورش در یک اتاق (در فضای کالبدی ‏یک ساختمان) باشد، یا می تواند از پرتو برگزاری مداوم سمینارها و مراسم جمعی و استمرار آن ها، تحقق ‏پذیرد، یا به وسیله انتشار اخبار و انعکاس منظم فعالیت های آن گروه در رسانه.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انواع مختلف تظاهر و نمودهای بیرونی فعالیت جمعی، می تواند جمع ها را هویت بخشد و بازتولید کند. ‏امروز که ما از بسیاری از بروزات بیرونی محروم هستیم، به نظر می رسد، سایت ها و وبلاگ های جمعی ‏ما می تواند محملی برای بروز بیرونی فعالیت هامان و در نتیجه انسجام گروهی مان _ که حول آن شکل می ‏گیرد _ باشد. سایت ها می توانند حکم «دفتر انجمن» یا «اتاقی» از آن خود گروه باشد تا اعضای گروه با ‏فعالیت گرداگرد «یک فضای معین» و از طریق انعکاس بیرونی این فعالیت ها، خود را منسجم و بازتولید ‏کند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از منظر درک این ضرورت است که شاید امروز می توانیم به گسترش «سایت ها» توسط گروه های گوناگون ‏در کمپین _ در حکم «اتاق» ها و «دفاتر روزنامه ها» _ برای ماندگاری مان بنگریم. در واقع یکی از راه ‏های موثری که می تواند نیروهای جذب شده به جنبش زنان را از طریق کمپین یا هر ائتلاف دیگری، برای ‏آینده در جنبش زنان تثبیت کند، ایجاد سایت ها و شکل گیری گروه های مستقل حول این سایت هاست.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر، این سایت ها و وبلاگ ها که بر محور آن ها عده ای از فعالان حقوق زن، جمع خود را حفظ و ‏منسجم می سازند و از این رو قادر می شوند فعالیت های دیگری در عرصه عمومی انجام دهند، در واقع ‏محلی برای «شناسایی آنان در شبکه گسترده جنبش زنان» نیز به شمار می آید. در واقع ایجاد و گسترش این ‏سایت ها و وبلاگ های جمعی، از دو زاویه می تواند مهم و تاثیرگذار باشد، اول آن که با ایجاد گروه ها حول ‏محوریت یک سایت (روزنامه)، افراد در یک فضای همدلانه و جمعی، به وسیله انعکاس بیرونی زحمت ‏شان، تثبیت می شوند (که البته در روند شکل گیری این سایت ها، مسلما افراد با تمایلات، اهداف و نگرش ‏های هرچه نزدیک تر کنار هم قرار می گیرند و این امر می تواند گروه های کوچک اما منسجم تری شکل ‏دهد).‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و دوم آن که در شبکه فعلی جنبش زنان، دسترسی به این جمع های انسجام یافته و ایجاد ارتباط با آنان و نیز ‏امکان ارتباط شان با دیگر گروه های زنان در تهران و شهرستان ها امکان پذیر می شود.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقع ایجاد و گسترش این سایت ها در بافت روابط کمپین یک میلیون امضاء و شکل گیری گروه هایی ‏گرداگرد آن در درون کمپین، لزوما به منظور گسترش مطالبات زنان در سطح وسیع نیست، بلکه این سایت ها ‏و وبلاگ ها هرچند مانند انجمن های تازه شکل گرفته زنان، به دلایل مختلف ممکن است نتوانند در آغاز راه ‏‏(یا حتا در میان مدت)، مخاطب زیادی جذب کنند و در اوایل کار، حتا از کیفیت پایین برخوردار باشند اما در ‏واقع در حکم دفاتر انجمن ها و گروه های زنان محسوب می شوند، که می تواند محلی برای ورود به شبکه ‏ارتباطی جنبش زنان باشد. از این رو با تکثیر آنان می توان امیدوار بود که گروه های مختلف از دل کمپین، ‏فرا برویند و با توجه به آرایش اعضای گروه، نمود بیرونی فعالیت های خود را تنظیم نماید. به این ترتیب ‏افراد جذب شده به جنبش جمع آوری یک میلیون امضاء با اتمام این پروژه (در چند سال آینده)، به خانه های ‏خود باز نخواهند گشت و گروه های جدیدی را البته با ظرفیت های متفاوت و مکمل، برای تقویت جنبش زنان ‏کشور حفظ خواهند کرد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان سخن: به این اعتبار شاید در آستانه دو سالگی کمپین، می توانیم و شایسته است که بیش از گذشته بر ‏مسئله «تثبیت و استقرار» انبوه داوطلبان جذب شده به کمپین، بیاندیشیم و با ایجاد هسته های خودبنیاد و مستقل ‏بتوانیم هم اهداف کمپین را پیش ببریم و هم نهادهایی پایدار بسازیم که با اتمام پروژه کمپین بتوانند برپای خود ‏بایستند و کانون های مقاومت جدید در جنبش زنان و در جامعه مدنی زنان به حساب آیند – به این امید.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‎&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;‎پانوشت ها:‏‎ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;‎&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏1 - گفتگوی ناهید کشاورز با جلوه جواهری: «از یک محفل مطالعاتی تا کمپین یک میلیون امضاء»، سایت ‏کانون زنان ایرانی، 21 آذر 1386.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏2 – مینو کیامان، «نشست رشت، اثبات استقلال در عمل و اندیشه»، منتشره در زنگ اول، نخستین شماره ‏نشریه مدرسه فمینیستی، 22 خرداد 1387.‏&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7968289803231217765?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7968289803231217765/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7968289803231217765&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7968289803231217765'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7968289803231217765'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='ما اشتباه کردیم'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/SJMLo_2m3fI/AAAAAAAAAD4/jpBvTbMHOvU/s72-c/noshinahmadi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-597988409218859468</id><published>2008-03-19T19:16:00.002+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:50.087+03:30</updated><title type='text'>فمینیست شجاع جنبش زنان ایران</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R-E2Lr_UNVI/AAAAAAAAADw/lynBpEHcZBg/s1600-h/M.Firooz+-+02+.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5179480620867532114" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R-E2Lr_UNVI/AAAAAAAAADw/lynBpEHcZBg/s400/M.Firooz+-+02+.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;خدیجه مقدم &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه شنبه 28 اسفند 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منبع:&lt;a href="http://irwomen.com/spip.php?article5426"&gt; کانون زنان ايران &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مریم فیروز را نسل جوان ایران به خوبی نمی شناسد ، حق هم دارد ، چون او از سال 1361 تا 1369 در زندان های جمهوری اسلامی ایران بود و بعد از آن هم در حبس خانگی ، تا چهارشنبه 23 اسفند 1386 خورشیدی ، که در، زادگاهش ، مظلومانه و غریبانه چشم فرو بندد و بدون هیچ تشییعی به خاک سپرده شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید نوشتن از زنی چون مریم فیروز ، بعد از فوت اش هم ، جرم باشد ، نمی دانم ، ولی لازم است ، نسل جوان ما، بداند و بیاموزد از مبارزین چند نسل پیش از خود ،در شرایط سخت گذشته که زنان حتی حق آموزش نداشتند ، کسانی چون مریم فیروز با چه شجاعتی ساختار های مردسالارانه را می شکستند و چه خدماتی برای بالا بردن فرهنگ جامعه انجام می داند و چه میراثی برای ما باقی گذاردند . تا جوانان برای خواسته های به حق خود از تلاش باز نایستند و با امیدواری بیشتری ، از این ارثیه گرانبهای گذشتگان ، بهره گیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدای از جهان بینی و گرایش سیاسی مریم فیروز که زنی مارکسیست ، لنینیست و از اعضای رهبری حزب توده ایران بود ، او یکی از قدیمی ترین فمینست های ایران و اولین زن فمینیستی بود که من و برخی از دوستان هم نسلم ، از نزدیک با او ، آشنا شدیم در حالی که درک درستی از فمینیسم نداشتیم ، منابع محدود بود ، دسترسی به همان منابع محدود تر .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از پیروزی انقلاب بود و دوران کوتاه آزادی ! مهاجران سیاسی به وطن باز گشته بودند و ما جوانان که قصه های فراوان از مادران و پدران خود در مورد قهرمانان راه آزادی شنیده بودیم ، مشتاق و بیقرار برای زیارت آنان .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یادم می آید اولین باری که مریم فیروز را دیدم ، چشم به دهانش دوخته بودم تا از حقانیت خود و یارانش دفاع کند و پاسخ سوال های رایج روشنفکرانه ما را بدهد ، ولی او گفت اگر می خواهید به مردم خدمت کنید خودتان را زیاد درگیر این مسائل نکنید . فکر نکنید باید کارهای بزرگ انجام دهید و همه مسائل تاریخی را حل کنید و به نتیجه برسید و تاریخ را بسازید ، هر چند می توانید هر چقدر دلتان می خواهد بخوانید و بحث کنید و تحقیق کنید ولی الان ، مردم ما نیازمند خیلی چیزهای ملموس در زندگی هستند ، وقتی از کار با زنان صحبت کردیم ، گفت : " بروید به زنان آموزش دهید تا با سواد شوند ، به دولت کمک کنید تا سطح آگاهی های زنان افزایش یابد ، بروید با نهضت سواد آموزی همکاری کنید فقط برای باسواد شدن زنان ، بروید در درمانگاه های جنوب شهر رایگان به مردم خدمت کنید بهداشت و درمان را آموزش دهید ، زنان اگر سلامت باشند و باسواد ، خود حق شان را خواهند گرفت . "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این سخنان را ، من ، امروز باور می کنم ولی آنروز در اوج جوانی ، با عطشی که برای خدمت به میهن داشتم ، برایم کافی نبود که فقط به فکر آموزش و خواسته های قابل لمس زنان باشم . هرچند ، ایجاد مهدکودک ها و شورا های زنان کارگر و .... از موفقیت های آن دوران ما بود ، ولی همیشه حواسمان به خواسته های بزرگترمان بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر خواسته طبیعی و زنانه را لیبرالی می خواندیم و حتی ظاهر مریم فیروز با آن گردنبند بدل و ارزان قیمت ، برای من بیگانه بود ، تا اینکه بزرگ شدم ، رشد کردم و جالب اینکه با استفاده از همان رهنمود به میان مردم رفتن مریم خانم ، بزرگ شدم و رشد کردم و امروز می فهمم ، که او چه حقی به گردن جنبش زنان دارد و ما چقدر از او آموختیم بدون اینکه متوجه باشیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من او زنی بسیار شجاع و مبارز بود و زندگی و مبارزه اش ، این موضوع را ثابت می کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدا شدن از همسر اول و بازگشت به خانه پدری بعد از فوت پدر که باعث ازدواج اجباری او شده بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشت کردن به طبقه اش وزندگی اشرافی و انتخاب یک زندگی ساده و با کیفیت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخاب یک جهان بینی و تفکر سیاسی خاص در آن دوران که امروز هم برای جامعه مرد سالارایران عادی نیست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخاب همسر دوم و به گفته دوستانش پیشنهاد ازدواج به مرد مورد علاقه اش و زندگی سرشار از عشق و اعتقاد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقف نیروی مادی و معنوی خود به راهی که انتخاب کرده بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحمل دوران مهاجرت و سختی های غربت و دوری از وطنی که عاشقانه آنرا می پرستید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارتقاء خود تا رهبری حزبی که بدان اعتقاد داشت و شکستن باورهای مردسالارانه تشکیلاتی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطالعه و تحقیق در مورد حقوق زنان علاوه بر مطالعات و تحصیلات آکادمیک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایجاد تشکیلاتی مخصوص زنان ( تشکیلات دموکراتیک زنان )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتشار مجله جهان زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحمل 8 سال زندان و شکنجه های جسمی و روحی از هفتاد سالگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایستادگی و اعتراض در زندان به عدم رعایت حقوق اش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحمل حبس خانگی به مدت 17 سال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحمل داغ عزیزان و...&lt;br /&gt;مریم فیروز، یکی از فیمینست های بسیار شجاع تاریخ جنبش زنان ایران است و نامش هیچگاه فراموش نخواهد شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او امروز را به روشنی می دید که هر گاه زنان باسواد و آگاه شوند ، خود حق شان را خواهند گرفت و مطمئنم با همه بیماری و کهنسالی ، صدای رسای جنبش زنان ایران را شنید و از دنیا رفت . و در یکصدمین سالگرد 8 مارس در 12 مارس 2008 چشم از جهان فروبست و پیوند خود را با تاریخ جنبش جهانی زنان مستحکم تر کرد .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-597988409218859468?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/597988409218859468/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=597988409218859468&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/597988409218859468'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/597988409218859468'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_19.html' title='فمینیست شجاع جنبش زنان ایران'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R-E2Lr_UNVI/AAAAAAAAADw/lynBpEHcZBg/s72-c/M.Firooz+-+02+.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-9028472114614938794</id><published>2008-03-15T02:54:00.003+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:50.452+03:30</updated><title type='text'>سايت کتابخانه صديقه دولت آبادی</title><content type='html'>&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9sJ8r_UNTI/AAAAAAAAADg/Jazx2y679_I/s1600-h/S.Dolatabadi.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5177743134797608242" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9sJ8r_UNTI/AAAAAAAAADg/Jazx2y679_I/s400/S.Dolatabadi.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هشت مارس 2005، مطابق با 18 اسفند 1383، به یمن سالگرد روز جهانی زن، دو نهال نورس در "مرکز فرهنگی زنان" سر برافراشت، "کتابخانه صدیقه دولت آبادی" و جایزه ای به همین نام برای بهترین اثر در حوزه مطالعات زنان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صديقه دولت آبادي از زنان برابري خواه و فعال در جنبش زنان ايران است كه هم زمان با دوران مشروطه نهادهاي ماندگاري را براي زنان ايراني به جا گذاشت. وي در طول 85 سال زندگي افتخارآميز خويش اولين مدرسه دخترانه، اولين نشريه، اولين انجمن و كتابخانه براي زنان را تاسيس كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مركز فرهنگي زنان كه سال 2000 به عنوان نهادي مردمي و غير دولتي فعاليت خود را در حوزه مسائل زنان با انجام فعاليت هاي فرهنگي، آموزشي، تبليغي و ترويجي آغاز كرده بود حاصل بخشي از تلاش هاي خويش را به عنوان نهادي مستقل در قالب كتابخانه به جنبش زنان عرضه كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتابخانه صديقه دولت آبادي با توجه به تخصصي شدن تمامي شاخه هاي دانش بشري و لزوم رده بندي موضوعات گوناگون آن و رونق و شكوفايي مطالعات زنان كه يكي از مهمترين رشته هاي علوم اجتماعي است و نياز محققان و علاقه مندان اين حوزه در دسترسي به منابع، تاسيس شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توجه به رويكرد تكثرگرايي در ايجاد نهادهاي مستقل زنان و نيز پيش گيري از تمركز و محوريت در ساختار نهادهاي مردمي از يك سو و تداخل برنامه هاي مركز فرهنگي زنان و كتابخانه از سوي ديگر، موجب شد كه اين كتابخانه از سال 1385به عنوان نهادي مستقل، با حضور و همكاري برخي از اعضاي مركز و پيوستن اعضا و هيات امناي جديد زير نظر نشر روشنگران به كار خويش ادامه دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9sKaL_UNUI/AAAAAAAAADo/03V_iC5ffC8/s1600-h/IMG_5674.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5177743641603749186" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9sKaL_UNUI/AAAAAAAAADo/03V_iC5ffC8/s400/IMG_5674.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;مجموعه كتابخانه:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجموعه كتابخانه شامل كتاب، مجله، مقاله و مواد سمعي و بصري در حوزه ادبيات و مطالعات زنان است. اين مجموعه، آثاري به زبان هاي فارسي، انگليسي، فرانسه، آلماني، عربي و ... را در بر مي گيرد كه در داخل و يا خارج از كشور به چاپ رسيده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;فعاليت هاي ثابت كتابخانه: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. انتخاب، سفارش و تهيه منابع كتابخانه اي در حوزه زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. فهرست نويسي و طبقه بندي منابع بر اساس روش "كتابخانه كنگره"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. تنظيم و طبقه بندي نشريات با استفاده از كاردكس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. پاسخ گويي به مراجعه كنندگان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5. راهنمايي دانش جويان رشته مطالعات زنان و رشته هاي مرتبط براي تهيه پايان نامه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6. تهيه كپي و اسكن از منابع كمياب براي مراجعه كنندگان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7. امانت كتاب (شامل منابع تك نسخه اي و مرجع نمي شود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8. اطلاع رساني از طريق سايت كتابخانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9. راه اندازي و تقويت كتابخانه در شهرستان ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10. مشاوره به كتابخانه هاي زنان در شهرستان ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11. ارسال كتاب هاي تكراري كتابخانه به شهرستان ها و تشكل هاي غير دولتي زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12. برگزاري كارگاه هاي آموزشي كتابداري مقدماتي در شهرستان ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13. نمايش فيلم هاي مربوط به زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14. مشاوره حقوقي رايگان در حوزه زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15. اهداي جايزه صديقه دولت آبادي به كتاب برگزيده سال در حوزه مطالعات و ادبيات زنان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;فعاليت هاي جانبي كتابخانه: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. تقويت كتابخانه زندان زنان اوين ( 1386)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. برگزاري نمايشگاه نقاشي به نفع زنا ن زنداني (1386)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. كمك و مشاوره به كتابخانه زنان گرگان (1386)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. كمك و مشاوره به كتابخانه زنان اصفهان (1385)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5. كمك و مشاوره به كتابخانه بانوي اوز ( 1384- )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6. كمك به راه اندازي كتابخانه زنان بم ( 1383 - )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;شرايط عضويت: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استفاده از كتابخانه براي زنان اقشار مختلف در مقابل پرداخت حق عضويت سالانه آزاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;ساختار اجرايي كتابخانه: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سياست گذاري و برنامه ريزي كتابخانه زير نظر اعضاي هيات امنا انجام مي شود. برخي از اعضاي هيات امنا كه از مسوولين كميته هاي كاري هستند با هماهنگي نماينده هيات امنا انجام امور را به عهده دارند. تمامي فعاليت هاي كتابخانه به صورت داوطلبانه انجام گرفته و هزينه هاي اداره آن از طريق كمك هاي مردمي تامين مي شود. اسامي افرادي كه از بدو تاسيس كتابخانه تا كنون كمك هاي خويش را اهدا كرده اند هر سال در بروشور جايزه كتاب ذكر مي شود و مجموعه آن نيز در متن يادگار در كتابخانه و نيز سايت آن درج شده است. كتابخانه از هيچ سازمان دولتي و غير دولتي كمك مالي دريافت نمي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;ساعت كار كتابخانه: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتابخانه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 تا 6 بعد از ظهر آماده پاسخ گويي به مراجعه كنندگان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.womenlibraryir.com/spip.php?rubrique3"&gt;معرفی و نقد کتاب&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="on" href="http://www.womenlibraryir.com/spip.php?rubrique1"&gt;معرفی کتابخانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.womenlibraryir.com/spip.php?rubrique2"&gt;تندیس صدیقه دولت آبادی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-9028472114614938794?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.womenlibraryir.com/' title='سايت کتابخانه صديقه دولت آبادی'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/9028472114614938794/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=9028472114614938794&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9028472114614938794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9028472114614938794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_15.html' title='سايت کتابخانه صديقه دولت آبادی'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9sJ8r_UNTI/AAAAAAAAADg/Jazx2y679_I/s72-c/S.Dolatabadi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-785169337971570296</id><published>2008-03-14T18:36:00.002+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:50.612+03:30</updated><title type='text'>مریم فیروز، موسس تشکیلات دموکراتیک زنان، درگذشت</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9qVAb_UNSI/AAAAAAAAADY/Dwvaqxm0yV0/s1600-h/M.Firooz.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5177614556361667874" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9qVAb_UNSI/AAAAAAAAADY/Dwvaqxm0yV0/s400/M.Firooz.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;مريم فيروز، از اعضای بلندپايه حزب توده ايران و از موسسان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران، در سن نود و دو سالگی در تهران درگذشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مريم فيروز امروز در گورستان بهشت زهرا در جنوب تهران به خاک سپرده شده و مراسمی برای او برگزار نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او دختر عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، از رجال برجسته اواخر دوره قاجار بود، در اوائل فعاليت حزب کمونيستی توده در زمان رضاشاه پهلوی به عضويت اين حزب در آمد، سالها بعد پس از غيرقانونی اعلام شدن اين حزب و تحت تعقيب قرارگرفتن اعضای آن، با همسرش، نورالدين کيانوری که از اعضای برجسته حزب توده بود به شوروی گريخت و پس از دو سال همراه با ديگر سران حزب در آلمان شرقی ساکن شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از پيروزی انقلاب ايران در سال ۱۹۷۹، مريم فيروز همراه با همسرش و ديگر سران حزب توده به ايران بازگشت. مریم فیروز پس از بازگشت به ایران از سوی حزب مسئول احیاء و گسترش فعالیت های ”تشکیلات دموکراتیک زنان ایران“ گردید و در این تشکل، به سازماندهی و آشنا کردن زنان با قوانین زن ستیز و راهنمایی آنان برای مبارزه ای کارآ برای احقاق حقوقشان، ایفاء کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جریان سرکوب گروه های چپگرا پس از انقلاب، در بهمن ۱۳۶۱ (فوريه ۱۹۸۳) حزب توده از طرف حکومت منحل اعلام شد و اعضايش تحت تعقيب قرارگرفتند. در این زمان، مریم فیروز نیز بهمراه همسرش بازداشت شد و تا سال 1369 در زندان به سر برد. پس از آن در خانه ای که زیر نظر نیروهای امنیتی بود به همراه همسرش تا زمان مرگ تحت نظر بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم فيروز که در ده سال گذشته به بيماری آلزايمر مبتلا بود، يک ماه پيش زمين خورد و دچار شکستگی استخوان پا شد و تا بعدازظهر ديروز که در منزل مسکونی اش از دنيا رفت، زمينگير بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: &lt;a href="http://feministschool.com/spip.php?article290"&gt;مدرسه فمينيستی&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-785169337971570296?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/785169337971570296/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=785169337971570296&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/785169337971570296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/785169337971570296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_14.html' title='مریم فیروز، موسس تشکیلات دموکراتیک زنان، درگذشت'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9qVAb_UNSI/AAAAAAAAADY/Dwvaqxm0yV0/s72-c/M.Firooz.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4424831711611436009</id><published>2008-03-11T13:29:00.002+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:50.780+03:30</updated><title type='text'>گلی که در آسفالت روييد</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9ZYt7_UNRI/AAAAAAAAADQ/uOpxQlInBpU/s1600-h/po_mehrangiz_kar_01.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5176422367929578770" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9ZYt7_UNRI/AAAAAAAAADQ/uOpxQlInBpU/s400/po_mehrangiz_kar_01.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مهرانگيز کار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;من گلی هستم که در آسفالت روييده‌ام.&lt;br /&gt;من را آزاد کنيد.&lt;br /&gt;من جرعه‌ای آب روان هستم&lt;br /&gt;که در فنجان سنگی حبس ‏شده‌ام.&lt;br /&gt;من را به اقيانوس بازگردانيد! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين ترانه را خواننده سوئدي در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه به پروين اردلان، غروب ششم مارس 2008 ‏ميلادي در شهر استکهلم مي خواند که زن خوش صدايي بود و مردي با نغمه پرشور ساز او را همراهي مي کرد. ‏گوشه اي نشسته بودم و به گل هايي که در آسفالت مي رويند مي انديشيدم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينک گلي که در آسفالت روييده و برجسته ترين نويسندگان و هنرمندان سوئدي به افتخارش گردهم آمده اند در ‏جمع ما نيست. دولت متبوع به اواجازه خروج نداده و گمان کرده با خروج پروين از کشور امنيت ملي به شدت مي ‏لرزد. پروين ديگر تنها نيست. به جهان تعلق دارد. به جهاني که پر است از گل هاي در آسفالت روييده و تنها مانده. ‏پروين در اين جهان ديگر تنها نيست. مي تواند به همه گل هايي که در آسفالت روييده اند خود را پيوند بزند. به آن ‏گل هاي زيباي افغان که نه در مکتب خانه ها امنيت دارند، نه حتي در پارلمان افغانستان. به آن گل هاي زيباي ‏عراقي که بيش از پيش محيط را براي رويش و زايش نامطلوب مي بينند. به همه گل هاي زيبا و تنها مانده در ‏کشورهايي که اسلام را بهانه کرده اند براي کنترل زنان. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما گل ها در محاصره عقايد من در آوردي دارند يکي يکي از بستر سخت و سنگين آسفالت ها سر برمي کشند. ‏ريشه ها به آسفالت چسبيده است. بسيار تلاش بايد تا اين گل ها را بي آن که ريشه کن بشوند از آسفالت جدا کنند. ‏کاري است بس دشوار. بس ظريف. بس خطرناک... اما شدني است! ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه کنيد به سرنوشت زنان ايراني بعد از پيروزي انقلاب اسلامي. نگاه کنيد به درجه بالاي مشارکت آن ها در ‏انقلاب و نگاه کنيد به جمعيت بزرگ زنان قرباني که به بهانه رويارويي با انقلاب دستگير شدند و چندي بعد ‏خانواده ها پاره کاغذ مچاله شده اي دريافت داشتند که روي آن فقط يک نام ديده مي شد و يک شماره قبر.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن گل ها که تصور کردند دوران بالندگي است از خاک انقلاب ايران که به نظر مي رسيد براي رشد و شکوفايي ‏مساعد شده روييدند و هنوز بارور نشده به خاک افتادند. خاک را آسفالت کردند تا خاطره ها براي هميشه مدفون ‏بشود. اما نشد که نشد. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جنگ ايران و عراق رسيديم که مدت هشت سال به بهانه جنگ زبان ها بسته شد. وصيت نامه ديکته شده شهدا ‏وارد عرصه مبارزه با زنان شد. به هر جوان مخلص و مومن و ايران دوست که به جنگ رفت، پا روي مين نهاد ‏و جان سپرد تا اشغال گر را از جغرافياي ايران بيرون کند تهمت بستند که او رفته بود تا براي زنان ايراني پيام ‏حجاب بفرستد. دشنام بر آنان باد که به جوانان شجاع ايراني افترا بستند وبه آن ها تا حد انسان هايي با آرزوهاي ‏کوچک تنزل مقام دادند. شرم بر آنان باد که خون با ارزش جوانان ايراني را به درستي ارج ننهادند، آن ها را ‏طعمه تبليغات مورد علاقه خود کردند و نگذاشتند در دل تک تک ايرانيان جايگاه رفيعشان را پيدا کنند. بساط ‏تبليغات را طوري چيدند که گويي آن جوانان برومند رو در روي زنان زحمتکش، خوش فکر و تحصيل کرده ‏ايراني قرار گرفته اند. کوتاه سخن خواستند مردم را از يکديگر جدا کنند. در جمعيت ايراني تفرقه بيافکنند و به ‏جامعه بباورانند که جوانان جان نثار ايراني خصم زنان تواناي ايراني بوده اند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزگار چرخيد و چرخيد. نسل ها عوض شدند. نسل هايي پا به هستي نهادند که نه انقلاب ديده اند و نه جنگ. ‏زناني از اين سلسله پا به ميدان گذاشتند. هنوز نمي توان گفت تعدادشان متناسب است با اندوه زن بودن در آن ‏سرزمين کهن. هرچند کميت حضور زنان معترض و حاضر در صحنه مبارزه هنوز ناکافي است، ولي بر کيفيت ‏حضورشان مي توان اميد بست زيرا که در آسفالت روييده اند، نه در خاک مطلوب و مناسب. دست ها و بولدزرها ‏ديگربار به کار آمده است تا گل ها را ريشه کن کنند. نسل هاي جوان ايران را به روزگار نسل هاي پير انقلاب ‏بنشانند. در يک کلام مي خواهند آرزوهاي انساني را در دل بکشند. مي خواهند نگذارند نسل هاي جوان نقش ‏زيباي هستي خود را در وبلاگ هايي که آينه وجودشان شده است به تماشا بگذارند. اما روزگار ديگري است. گل ‏ها نيز ياد گرفته اند تا در آسفالت برويند و سفت و سخت به ريشه اي که درون خاک دارند بچسبند. آن جرعه هاي ‏آب روان که در فنجان خوش نشينان حکومتي حبس شده اند اراده کرده اند خود را به اقيانوس برسانند. خواننده ‏سوئدي از همين اراده سخن مي گويد و پياپي تکرار مي کند: ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من گلي هستم که در آسفالت روييده ام&lt;br /&gt;من را آزاد کنيد ‏&lt;br /&gt;من جرعه اي آب روان هستم که از اقيانوس دور مانده ام ‏&lt;br /&gt;من را به اقيانوس بازگردانيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواننده سوئدي با شور و حال مي خواند. شايد آسفالت را مي شناسد و مي داند چه اندازه سخت است و مانند هر ‏زني در جهان مي داند از ميان آسفالت سر برکشيدن چه اندازه دشوار است. اما شايد خواننده سوئدي اين را ديگر ‏نمي داند که بازجويي پس دادن به مرداني که حرمت آغوش همسران و وجود هستي بخش مادرانشان را نگاه نمي ‏دارند چه اندازه سخت تر است. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الاف پالمه و ديگر قربانيان خشونت ورزي در جهان تلاش ورزيده اند به سادگي يک گل زيستن را در جهان ‏آموزش بدهند و حکومت ها را متقاعد کنند تا براي شکوفا شدن گل ها چاره اي بيانديشند و نه براي ريشه کني گل ‏ها. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروين اردلان و همه گل هايي که در سراسر جهان در آسفالت مي رويند چاره اي ندارند جز آن که با خواننده ‏سوئدي که با اميد و انرژي مي سرايد، هم نوا بشوند. ‏&lt;br /&gt;منبع:&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/03/post_6568.php"&gt; روز آنلاين&lt;/a&gt;‏&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4424831711611436009?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4424831711611436009/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4424831711611436009&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4424831711611436009'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4424831711611436009'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_11.html' title='گلی که در آسفالت روييد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9ZYt7_UNRI/AAAAAAAAADQ/uOpxQlInBpU/s72-c/po_mehrangiz_kar_01.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2054618426074707998</id><published>2008-03-08T00:16:00.002+03:30</published><updated>2008-03-08T00:32:55.240+03:30</updated><title type='text'>اهدای جایزه اولاف پالمه به خواهر پروین اردلان</title><content type='html'>&lt;img height="264" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2008/03/20080307182718ardalan203-1.jpg" width="203" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;عصر روز پنجشنبه مراسم اهدای جایزه سال ۲۰۰۷ اولاف پالمه به پروین اردلان، از فعالان حقوق زنان در ایران، در استکهلم برگزار شد. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مراسم با سخنان پیر شوری، سخنگوی بنیاد اولاف پالمه و سفیر سابق سوئد در سازمان ملل افتتاح شد. او در سخنان خود با ارائه گزارشی از فعالیت های جنبش زنان ایران با اشاره به این که یکی از نشانه های بارز سرکوب جنبش زنان در ایران، توقیف مجله زنان از سوی دولت است، گفت: "در ایران زنان برای رسیدن به حقوق برابر در شرایط بسیار دشواری مبارزه می کنند."&lt;br /&gt;پروین اردلان، یکی از پایه گذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در ایران است. او روز دوشنبه سیزده اسفند، هنگام خروج از کشور برای دریافت جایزه اولاف پالمه با ممانعت ماموران فرودگاه روبرو شد و به او اجازه پرواز داده نشد. به همین دلیل در در مراسم اهدای جایزه سال ۲۰۰۷ اولاف پالمه، توسط لیسبت پالمه، همسر اولاف پالمه، نخست وزیر سابق سوئد که در سال ۱98۶ ترور شده، لوح تقدیر را به شیرین اردلان، خواهر پروین اردلان، اهدا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم پالمه پیش از اهدای لوح تقدیر، با قدردانی از پروین اردلان گفت: "تو زندگی ات را در راه برابری حقوقی زنان گذاشته ای. مبارزه ای دشوار برای رسیدن به حقوق برابر که اهمیت ویژه ای در جهان امروز دارد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این مراسم، که چند تن از نمایندگان مجلس سوئد از جمله مونا سالین (رهبر حزب سوسیال دموکرات) و جمعی از پژوهشگران و فمینیست های سوئدی و ایرانی شرکت داشتند، پروین اردلان در یک پیام ویدئویی به شرح بازداشت ده ها تن از فعالان کمپین یک میلیون امضا پرداخت و گفت: "این جایزه به اعتبار شخصی به من داده شده که عدالتخواهی شیوه زندگی اش بود و هزینه این عدالتخواهی و صلح و دوستی را با جانش پرداخت. آگاه هستم که حال مسئولیت بزرگتری بر دوش دارم و باور دارم که اهدای این جایزه به من نه تنها به معنای ارج گذاشتن به تلاش های فردی زنان ایران بلکه به معنای ارج گذاری به جنبش های جمعی و دیگر جنبش های اجتماعی ایران است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با تاکید بر این که "در ایران، زن بودن و ندای حق طلبی سر دادن یعنی محرومیت و مبارزه مداوم"، مسالمت آمیز بودن این فعالیت را امری ضروری دانست و افزود: "اکنون یک سال و نیم است که از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا می گذرد. ما اگرچه نتوانستیم به تغییر قوانین دست یابیم اما توانسته ایم با گسترش آگاهی، ایجاد بحث و گفت و گوهای خلاق و دموکراتیک، گفتمان برابری حقوقی را در لایه های مختلف جامعه و حتی در نهادهای رسمی قدرت مطرح کنیم و آنها را به واکنش و پاسخ وابداریم و از این طریق به شیوه ای به دموکراتیزه کردن جامعه مدنی بپردازیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه پیام پروین اردلان آمده بود: "فعالیت های مجدانه افراد و نهادهای حقوق بشری و فمینیستی و نیز رسانه های خبری در پیگیری وضعیت فعالان جنبش زنان در ایران بسیار ستودنی است. اگر ما زنان ایران به درافکندن طرحی برای بیان خواسته ها و اولویت هایمان قادر شده ایم، این خواسته ها با تلاش فعالان جنبش ها و نهادهای حقوق بشری در سراسر دنیا دنبال شده و هرچه بیشتر بازتاب یافته است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میزگردی که بعد از پخش پیام خانم اردلان برگزار شد، فتانه فراهانی، پژوهشگر مسائل زنان، توضیح داد که چگونه جنبش زنان برای رسیدن به حقوق برابر و از بین بردن حق هایی چون حق چند همسری مردان در ایران، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی تهدیدی علیه امنیت ملی قلمداد می شود.&lt;br /&gt;&lt;img height="154" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2008/03/20080307182639ardalan203.jpg" width="203" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;آرنه روت روزنامه نگار نیز در سخنان خود با اشاره به این که مردم جهان در حال حاضر به اتفاق هایی که در ایران میافتد آگاه هستند اظهار تعجب کرد که "در غرب از مبارزه زنان در ایران علیه آپارتاید جنسیتی مطلع می شویم، اما برای توسعه دمکراسی در آنجا هیچ کاری انجام نمی دهیم. چرا؟"&lt;br /&gt;بیته هامارگرن، روزنامه نگار سوئدی متخصص در خاورمیانه نیز گفت: "پلیسی بودن رابطه بین ایران و آمریکا باعث شده که روشنفکران ایران و فعالان جنبش زنان که در ارتباط با غرب هستند مدام در مظان اتهام جاسوسی از سوی دولت ایران قرار بگیرند. این مشکلی است که باید فکری برای آن کرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنیتا کلوم، منشی اول سازمان عفو بین الملل و عضو هیات مرکزی بنیاد اولاف پالمه، نیز حقوق برابر زنان را یکی از مهم ترین خواسته های حقوق بشری در جهان دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب پیش از این برنامه کارل بیلت، وزیر خارجه سوئد، با انتشار یک بیانیه رسمی، جلوگیری از سفر پروین اردلان فعال جنبش زنان در ایران به استکهلم را مورد انتقاد قرار داد. او در بخشی از این بیانیه نوشته است: "من تلاش های پروین اردلان برای پیشبرد حقوق بشر در ایران را تحسین می کنم. تلاش های خانم اردلان و همکاران او دارای ارزشی ویژه برای وضعیت زنان در ایران است. متاسفانه این نمونه دیگری از به وخامت گرائیدن وضعیت حقوق بشر در ایران است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جایزه سال ۲۰۰۷ بنیاد اولاف پالمه ماه پیش به خانم پروین اردلان اهدا شد. در بیانیه مطبوعاتی بنیاد پالمه، از پروین اردلان بعنوان یکی از چهره های شاخص جنبش زنان یاد شده و از تلاش او در زمینه تبدیل خواست برابری حقوقی زنان و مردان به یک هسته مرکزی مبارزه برای دموکراسی در ایران تقدیر شده استد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروین اردلان، متولد سال ۱۳۴۵ و فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری در مقطع لیسانس و رشته مطالعات زنان در مقطع فوق لیسانس است. او سال گذشته همراه با سی و دو تن دیگر از فعالان حقوق زنان در پی تجمعی مسالمت آمیز در روز یکشنبه ۱۳ اسفند در برابر دادگاه انقلاب و در اعتراض به "برخوردهای امنیتی با فعالیت های مدنی" برای مدتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و به سه سال زندان محکوم شد. اتهام وی از سوی منابع رسمی جمهوری اسلامی ایران، اقدام علیه امنیت ملی عنوان شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او پیش از این، در نشریات مختلفی فعالیت کرده است. از جمله سردبیر نشریه اینترنتی "تریبون فمینیستی ایران" و عضو تحریریه مجله اینترنتی "زنستان" بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروین اردلان، علاوه بر روزنامه نگاری در زمینه تالیف و تدوین کتاب نیز فعالیت کرده است. در این زمینه می‌توان به کتاب "سناتور" اشاره کرد که با مشارکت نوشین احمدی خراسانی در سال ۱۳۸۲ منتشر شده است و به فعالیت های مهرانگیز منوچهریان در زمینه مبارزات حقوقی زنان در ایران می پردازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع خبر: &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/03/080307_bd-ardalan-award.shtml"&gt;بی‌بی‌سی&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2054618426074707998?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2054618426074707998/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2054618426074707998&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2054618426074707998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2054618426074707998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_08.html' title='اهدای جایزه اولاف پالمه به خواهر پروین اردلان'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-3195101713339611924</id><published>2008-03-07T02:42:00.005+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:50.976+03:30</updated><title type='text'>با دريافت اين جايزه، در معرض فشارهای بيش‌تری قرار خواهم گرفت!</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نوار ويدئويی سخنرانی خانم پروين اردلان &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9B61RPuYtI/AAAAAAAAADI/SJUbbt_-PTU/s1600-h/ardalan380.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5174771027429712594" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9B61RPuYtI/AAAAAAAAADI/SJUbbt_-PTU/s320/ardalan380.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم‌ها و آقایان! سلام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیار خشنودم و سرافراز که از سوی نهاد معتبر و مستقل بنیاد اولاف پالمه کاندیدای دریافت این جایزه شده ام. این جایزه به اعتبار شخصيتی به من اهدا شده که عدالت خواهی شیوه زندگی اش بود و هزینه این عدالت خواهی وصلح و دوستی را با جانش پرداخت .از این رو به خوبی آگاهم که حال مسئولیت بزرگتری بر دوش دارم. باور دارم که اهدای این جایزه به من نه تنها به معنای ارج گذاشتن به تلاش‌های فردی زنان ايران بل خاصه ارج گذاری به فعالیت‌های جمعی و حق طلبانه جنبش زنان و دیگر جنبش‌های اجتماعی در ایران است. اين جایزه به خوبی نشان می‌دهد که کوشش‌های حق طلبانه زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب ایران با همه فرازو فرودها و همه بن بست‌ها و سنگلاخ‌های زن ستیزانه‌ای که برابر آن قد بر افراخته و می‌افرازد تاثیرگذار بوده . آری ! امروز صدای حق طلبی ما به گوش همه جهان رسیده است. در ضمن به خوبی واقفم که با دریافت این جایزه در معرض فشارها و اتهامات بیشتری قرار خواهم گرفت. این جایزه را به همه زنان ايران ،مادرم، مادران فرزندان دربند، و ديگر مادران سرزمینم تقدیم می‌کنم که چگونه رنج کشیدن و در عین حال مقاومت در برابر تبعیض را به ما آموختند، تا چگونه اعتراض کردن را به فرزندانمان و نسل‌هایی که در پی می‌آیند بیاموزیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرزو داشتم در این روز بزرگ که مصادف است با صدمین سالگرد روز جهانی زن و یادآور مبارزات حق طلبانه زنان در سراسر دنیا، در میان شما باشم . اما در آخرین لحظات قبل از پرواز سوی دادستانی ایران ممنوع الخروج و از این دیدار محروم شدم. این اتفاق اما چندان غریب نیست چرا که در دیار من، زن بودن و ندای حق طلبی سر دادن یعنی محرومیت و مبارزه‌ای مداوم. افتخار می‌کنم که زنی سکولار و متعلق به جنبشی فمینیستی هستم که پیشینه 100 سال مبارزه ومقاومت برای احقاق حقوق زنان را دارد. بیش از صد سال است که ما نیز هم چون بسياری خواهرانمان در سراسر دنیا برای دستیابی به بدیهی ترین حقوق خود چون حق انتخاب در زندگی فردی و اجتماعی و از جمله حق انتخاب پوشش تلاش کرده ایم. اما هر بار قربانی سیاست دولت‌های ایدئولوژیک شده ایم. به ویژه طی سه دهه پس از انقلاب "اسلامی" بسیاری از دستاوردهای زنان پیشکسوت ما قربانی این سیاست‌ها شد : قوانینی چون قانون حمايت خانواده لغو شد و آزادی در انتخاب پوشش به اجبار در نوع پوشش تبدیل شد و به قالب قانون در آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون بیش از سه دهه است که برای کسب حق طلاق و برابری در ازدواج تلاش کرده ایم، گفته ایم داشتن این حق برای مرد که بیش از یک زن داشته باشد تحقیر مضاعف زن است، اما این قانون مردانه همچنان به قوت خود باقی مانده است. سال‌هاست که می‌گوییم چرا هنگام بروز یک حادثه و یا تصادف زن بودن و مرد بودن در تعیین میزان خسارت موثر است و دیه زن نصف دیه مرد است؟ می‌پرسیم چرا در قوانین ما «مرد بودن» معيار واحد انسانی به شمار می‌آید و سهم ما زنان نسبت به این واحد، یک دوم و در مواردی حتی کمتر نیز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می گوییم در جامعه ما درصد بالای تحصیل زنان و تلاش روزمره آنان برای حضور در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گواهی می‌دهد فرهنگ بسی پيش تر از قانون است و نشان می‌دهد که نمی‌توان همچنان در قانون عقب تر از فرهنگ ماند. می‌پرسیم اگر ایران به کنوانسیون بین المللی مدنی و سیاسی و کنوانسیون‌های بین المللی اقتصادی و اجتماعی پیوسته و پس می‌باید متعهد به اجرای آنها باشد، پس چرا متعهد نیست؟ می‌پرسیم اگر طبق این کنوانسیون‌ها هر نوع تبعیض از جمله تبعیض بر اساس جنسیت ممنوع است چرا قوانین ما چنین تعهداتی را در بر ندارند ، مثلا چرا برای پذیرش زنان در دانشگاه سهمیه جنسیتی قائل می‌شوند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال‌هاست از بالابردن سن کیفری در قانون می‌گوییم اما همچنان با کودکان دختر و پسربالای 9 سال و 15 سال که مرتکب جرم وخطا می‌شوند مانند بزرگسال رفتار می‌شود و تنها تخفيف قائل شده اين است که اجرای حکم اعدام محکوم شدگاه به 18 سالگی موکول می‌شود . ما در عین ابراز مخالفت با اعدام می‌پرسیم چرا به اعدام «کودکان بزرگسال شده» پایان نمی‌دهید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال‌هاست بسیاری زنان ایرانی در جامعه ما به خاطر ازدواج با مردان افغانی یا عراقی با دشواری فراوان رو به رو هستند چون بر اساس قانون ،تابعیت مادر ایرانی، فرزند او را تبعه ایران نمی‌کند و ما می‌پرسیم چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال‌هاست ، در جامعه‌ای که قانون آن به دفاع از سنت‌های زن ستیز بر می‌آید، از پایان دادن به خشونت‌های ناموسی و سنگسار می‌گوییم اما همچنان قتلهای ناموسی و سنگسار قربانی می‌گیرد . حال دیگر اين جنايات جزو فرهنگ و سنت آن جامعه نیست بلکه نمودار خشونتی است که زیر سایه قانون هر روز پروارتر و قدرتمندترنیز می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم اکنون دختران و پسران بسیاری در خیابان‌ها و میادین شهر، به خاطر نوع پوشش شان توسط ماموران پلیس تحت عنوان طرح امنیت اجتماعی مورد بازداشت و توبیخ قرار می‌گیرند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش‌های اجتماعی درایران از جمله جنبش‌های دانشجویی و کارگری و معلمان با طرح خواسته‌های آزادی خواهانه وعدالت طلبانه خود صداهای گوناگون مدنی در جامعه ما هستند. اما در حال حاضر بسیار از فعالان این جنبش‌ها در زندان بسر می‌برند و جلوگيری از ارتباط گسترده بین این جنبش‌ها بایکدیگر و سرکوب آنها رو به افزونی است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما فعالان جنبش زنان به روش‌های گوناگون مدنی، نقش و تاثیر قوانین تبعیض آمیزرا در زندگی مان نشان می‌دهیم . با نقد و اعتراض به قوانین خشونت آمیز، خواهان تغییر آنها می‌شویم. در برابر این اعتراض از سوی حاکمیت محکوم به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام می‌شویم. اما هیچ وقت به این پرسش پاسخی داده نمی‌شود که اگر ما فعالان مدنی و فعالان جنبش زنان یا شهروندان این جامعه برهم زننده امنیت ملی یا امنیت اجتماعی هستیم ، مدعیان حفظ امنیت مدنی جامعه چه کسانی هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با همه فشارها، تلاش کرده ایم برای تحقق خواسته‌های حقوق بشر ی وانسانی خود عمل کنیم. کوشیده ایم با بررسی تجربه گذشتگان و تقویت حافظه تاریخی مان،با بهره گیری از تجربیات مبارزاتی فمینیست‌های پپشکسوت مان در ایران و درجهان،با درس گيری از دستاوردها و شکست‌های آنها، با آموختن از تلاش‌های تئوریک و آگاهی بخش آنها در خارج از کشور وتبعید و به مدد تجربه عملی روزمره مان، نه تنها بر غنای نظریمان بیافزاییم که ظرفيت مان را نيز در شنیدن صداها و دريافت دیدگاه‌های متفاوت و متنوع افزون کنيم. بدين سان کوشيده ايم روش‌های مبتکرانه را در گشایش عرصه برای مبارزات حق طلبانه زنان و تغییر موقعیت نابرابر آنان در قانون به کار بندیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از این تمهیدات بهره گیری از تجربیات خواهرانمان در کشورهای منطقه و تبادل اطلاعات و و انتقال این تجربیات به یکدیگر است. این امر قدرت جنبش زنان در سطح منطقه و فراتر از آن در سطح جهانی افزون می‌کند و جنبش‌های زنان در داخل کشورها را زير چتر حمایتی شبکه‌های جهانی زنان قرار می‌دهد و به رشد آنان مدد می‌رساند. کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز یکی از روش‌های خلاق جنبش زنان در ایران است که با الهام از فعالیت خواهرانمان درمراکش پی گرفته شده است. حرکتی را که آنان با حمایت دولت شان برای تغییر قوانین به ثمر رساندند ما از پایین و از طریق جمع آوری امضا و با اتکا به گفت و گوی "چهره به چهره" با زنان و مردان برای عمومی کردن مطالبات حقوقی مان پیش گرفته ایم تا با ارائه امضاها به نهاد‌های قانونگذاری و طرح خواسته یک میلیون نفر مبارزه برای تغییر قوانین تبعيض آميز جنسيتی را گسترش دهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون پس از یک سال و نیم، که آغاز به کار این جنبش می‌گذرد گرچه نتوانسته ایم به تغيير اين قوانين دست يابيم اما توانسته ایم با گسترش آگاهی، ایجاد بحث و کاربست شیوه گفتگو‌های خلاق و دمکراتیک ، گفتمان برابری حقوقی را در لایه‌های مختلف جامعه و حتی در سطح نهادهای رسمی قدرت مطرح کنيم و آنها را به واکنش یا پاسخ وابداریم . در این فرایند کوشيده ايم به دمکراتیزه کردن جامعه مدنی بپردازیم زیرا بر این باوریم که توجه به حقوق زنان پیش شرط دموکراسی است و نمی‌توان به بهانه حاشیه‌ای بودن مسائل زنان در مبارزه برای دمکراسی خواهی حقوق آنان را قربانی کرد . به اعتقاد ما مسیر دموکراسی خواهی از احقاق حقوق زنان می‌گذرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون در عرصه جهان، بسیاری ، کمپین یک میلیون امضا را با خواسته‌های مشخص و عينی اش، با روش مسالمت آمیزش یعنی جمع آوری امضا، با هزینه پردازی کنشگران و وکلای مدافع اش که به رایگان وکالت این این فعالان را برعهده می‌گیرند می‌شناسند. تا کنون بیش از 50 نفر از فعالان کمپین شامل زنان و مردان برابری خواه در تهران و شهرستان‌ها که غالبا متعلق به نسل جوان ما هستند حین جمع آوری امضا در فضای عمومی نظير مترو و پارک و دیگر مکان‌های تجمعات زنان یا هنگام برگزاری کارگاه‌های آموزش حقوق زن و یا فعالیت نوشتاری در وب سایت این کمپین ( تغییر برای برابری )بازداشت ، یا دادگاهی و یا تهدید به بازداشت شده‌اند . هم اکنون دو نفر از فعالان حقوق زن همچنان در زندان بسر می‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دل همین حرکت، مادران اعضای کمپین نیز فعال شده اندتا با حمایت از فرزندان بازداشت شده خود و پی گیری وضعیت و خواسته‌های آنها در این مقاومت مدنی حامی و همراه شان باشند. ورود مادرها ، پدرها و ديگر افرادخانواده به جنبش‌های برابر ی خواهانه و صلح جویانه شعاع این حرکات را گسترده تر کرده و ارتباط بین جنبش‌ها ی متفاوت را افزایش داده است. اکنون بسیاری از فعالان جنبش‌های دانشجویی و کارگری همچنان در زندان هستند و خانواده‌های آنان اعضای فعال این جنبش‌ها محسوب می‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز آوازه کمپین " تغيير برای برابری" نه تنها با کوشش کنشگران آن در داخل که به مدد حامیان این کمپین و شبکه‌های جهانی فمينيست‌ها و مدافعان ايرانی حقوق بشر و نيز فعالان غير ايرانی،مرز‌های جغرافیایی را پیموده است. فعالیت‌های مجدانه افراد و سازمان‌ها ونها دهای حقوق بشری و فمينيستی و نيز رسانه‌های خبری در پی گیری وضعیت فعالان جنبش زنان در ایران و انعکاس خواسته‌ها و تلاش آنها در محافل بین المللی ستودنی است . به راستی می‌توان گفت که اگر ما زنان ايران با تکيه به واقعیت‌های عینی و ملموس سیاسی و اجتماعی جامعه مان به در افکندن طرحی برای بيان اولویت‌ها و خواسته‌هایمان قادر شده ايم ، این خواسته‌ها با تلاش فعالان جنبش‌هاو نهادهای حقوق بشری در سراسر دنیا دنبال شده و هر چه بيشتر بازتاب يافته . درواقع تداوم جنبش ما در گرو کوشش جمعی حق طلبان داخلی و بین المللی بوده و هست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش برابری خواهانه در ایران ، امرو ز به یمن اين ارتباط و اين مشارکت فعالانه تداوم دارد و هم این هر روز به ما قدرتی افزون تر می‌دهد. و البته مخالفت نیروهای زن ستیرو عدالت ستیز را نیز در تقابل با ما گسترده تر می‌کند. اما جه باک ! فعالیت مسالمت آمیزی که به آن ایمان داریم مقاومت مدنی مان را افزایش داده است . و اين واقعيت مداوما به ما نیرو می‌بخشد : نيروئی که در زندگی روزمره ما جاری ست ، زاياست و خلاق است و شور آفرین است و قدرت بخش . و به جان پاسش می‌داریم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متشکرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه کنید:&lt;a title="" href="http://svt.se/svt/road/Classic/shared/mediacenter/index.jsp?&amp;amp;d=88882&amp;amp;a=1078035&amp;amp;lid=puff_1078136&amp;amp;lpos=extra_0"&gt;پیام پروین اردلان&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-3195101713339611924?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/3195101713339611924/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=3195101713339611924&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3195101713339611924'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3195101713339611924'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post_07.html' title='با دريافت اين جايزه، در معرض فشارهای بيش‌تری قرار خواهم گرفت!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R9B61RPuYtI/AAAAAAAAADI/SJUbbt_-PTU/s72-c/ardalan380.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-1061248134204699537</id><published>2008-03-03T23:51:00.003+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:51.127+03:30</updated><title type='text'>پروين اردلان ممنوع‌الخروج شد!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R8xeT6b9TWI/AAAAAAAAADA/aEcOuq7IefA/s1600-h/Parvin.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5173613768138902882" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R8xeT6b9TWI/AAAAAAAAADA/aEcOuq7IefA/s320/Parvin.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;پروين اردلان ، هنگام خروج از كشور براي شركت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه ممنوع الخروج شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو شنبه13 اسفند 1386 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1728"&gt;تغيير براي برابري :&lt;/a&gt; پروين اردلان كه بامداد امروز ، براي شركت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه ، عازم استكهلم بود ، پس از انجام تشريفات قانوني خروج از كشور و سوار شدن به هواپيما ، با حكم دادستاني از هواپيما پياده شد و پس از آن نيز گذرنامه وي ضبط شد .&lt;br /&gt;وي در گفتگو با تغيير براي برابري گفت : من نه ممنوع الخروج بودم و نه هنگام كنترل گذرنامه در اين زمينه صحبتي با من شد ، اما بعد از آن كه سوار هواپيما شدم ، اسمم از بلندگوي هواپيما اعلام شد و با آمدن ماموران فرودگاه ، به كادر پرواز اير فرانس گفته شد كه من ممنوع الخروج هستم و نمي توانم از ايران خارج شوم . وي اضافه كرد ، پس از ضبط گذرنامه ، به من برگه اي داده شد كه طبق آن بايد طي روزهاي آينده ،براي رسيدگي به وضعيت ممنوع الخروجي ام به اداره كل امور گذرنامه نهاد رياست جمهوري مراجعه كنم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنياد مستقل و غير دولتي اولاف پالمه ، قرار بود در تاريخ 6 مارس جايزه سال 2007 خود را به پاس تلاشهاي برابري خواهانه در جنبش زنان به پروين اردلان اهدا كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-1061248134204699537?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/1061248134204699537/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=1061248134204699537&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1061248134204699537'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1061248134204699537'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/03/blog-post.html' title='پروين اردلان ممنوع‌الخروج شد!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R8xeT6b9TWI/AAAAAAAAADA/aEcOuq7IefA/s72-c/Parvin.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-9154348952323118830</id><published>2008-01-18T01:28:00.000+03:30</published><updated>2008-01-18T01:34:23.622+03:30</updated><title type='text'>کمپين و چالش‌های سياسی پيش‌رو</title><content type='html'>&lt;img height="185" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L150xH185/arton1582-03650.jpg" width="150" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;کاوه مظفری&lt;br /&gt;دوشنبه 24 دی‌ماه 86&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به اين مسئله که در آستانه انتخابات قرار داريم، محاسبه توانمندي هاي جنبش هاي اجتماعي و بويژه کمپين يک ميليون امضاء در تحليل شرايط بسيار کليدي است. بايد اذعان داشت که عملکرد جنبش هاي اجتماعي در ماههاي آتي نقش تعيين کننده اي در گشايش عرصه عمومي جامعه ايران خواهد داشت. اگرچه اين عملکرد به هيچ وجه هدفي سياسي را پيگيري نمي کند، اما يقيناً تبعات سياسي مثبتي براي جامعه ايران در پي خواهد داشت. در واقع، کنش هاي اجتماعي در آستانه انتخابات با حفظ استقلال از بازي هاي سياسي، بايد در پي طرح مطالبات اجتماعي باشند. بگونه اي که جريانات درگير در مبارزات انتخاباتي را وادار سازند تا در قبال خواست هاي مدني، پاسخگو باشند. اين مهم، از اين طريق حاصل مي شود که جنبش هاي اجتماعي بتوانند از موضعي «فعالانه» مطالبات خود را بر گرايش هاي گوناگون سياسي تحميل کنند. در واقع، تنها زماني فضاي سياسي در آستانه انتخابات گشوده خواهد شد که تاثيرگذاري جنبش هاي اجتماعي چندان زياد باشد که جريانات سياسي را وادار به پاسخگويي به مطالباتشان گرداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر تاکنون، اين جريانات سياسي بودند که در برحه انتخابات براي گردآوري آراء (يا تحريم آن)، از طريق مذاکراتي غير شفاف تلاش مي کردند برخي فعالين اجتماعي که با توده مردم در ارتباط بودند را به سوي خود متمايل کنند و راي آنها را براي خود مصادره کنند؛ اينک که جنبش هاي اجتماعي توانسته اند فراتر از احزاب سياسي، برنامه هايي براي تغيير اجتماعي ارائه دهند، ديگر نوبت آنهاست که با تداوم اعتراضاتشان، جريانات گوناگون سياسي را وادار کنند تا خواسته ها و مطالبات آنها را پاسخگو باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2008/01/blog-post.html"&gt;ادامه مطلب&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-9154348952323118830?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/9154348952323118830/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=9154348952323118830&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9154348952323118830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9154348952323118830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/01/blog-post_18.html' title='کمپين و چالش‌های سياسی پيش‌رو'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-573236959542866984</id><published>2008-01-03T01:55:00.000+03:30</published><updated>2008-01-03T02:00:31.936+03:30</updated><title type='text'>دو فعال حقوق زنان در ایران از زندان آزاد شدند</title><content type='html'>&lt;img height="152" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2008/01/20080102191332jelveh-maryam203.jpg" width="203" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;مرم حسین خواه و جلوه جواهری، دو فعال حقوق زنان در ایران، روز چهارشنبه با تودیع وثیقه های تعیین شده از زندان اوین آزاد شدند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خانم حسین خواه روز 27 آبان (18 نوامبر 2007) و خانم جواهری دو هفته بعد از آن بازداشت شده بودند.&lt;br /&gt;قاضی پرونده ابتدا برای هر یک از این دو 100 میلیون تومان وثیقه تعیین کرده بود که خانواده های آنها به دادگاه اعلام کردند توانایی تودیع این مقدار وثیقه را ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاوه مظفری، همسر جلوه جواهری، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی فارسی از کاهش این وثیقه به پنج میلیون تومان ضمانت نامه بانکی برای هر یک از این دو خبر داد و گفت با ارائه این مقدار ضمانت نامه، هر دوی آنها چهارشنبه شب از زندان آزاد شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مریم حسین خواه و جلوه جواهری از اعضای گروهی هستند که خود را "کمپین برای یک میلیون امضا" می خواند و قصد دارد با جمع آوری یک میلیون امضا از زنان و مردان ایرانی، درخواست تغییر قوانینی را که به گفته آن تبعیض آمیز است، به مجلس ایران ارائه دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چندی پیش غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات و امنیت ایران، فعالان حقوق زنان را متهم کرد که آلت دست گروه های خارجی شده اند تا به گفته وی به "براندازی نرم" کمک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما فعالان این گروه تفسیر مقامات دولت ایران از فعالیت هایشان را قبول ندارند. به گفته آنها حرف و هدف اصلی کمپین برای یک میلیون امضا، به دست آوردن حقوق برابر برای زنان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مریم حسین خواه و جلوه جواهری از جمله ده ها نفری بودند که خردادماه سال گذشته (ژوئن 2006) به هنگام تجمع در میدان هفت تیر تهران، در اعتراض به برخی قوانین تبعیض آمیز مربوط به زنان در قوانین ایران، با برخورد فیزیکی نیروی انتظامی روبرو شده و بیش از سی نفر از آنها، از جمله مریم حسین خواه و جلوه جواهری، همان روز بازداشت شدند.&lt;br /&gt;منبع خبر: &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/01/080102_bd-women-free.shtml"&gt;بی بی سی&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-573236959542866984?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/573236959542866984/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=573236959542866984&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/573236959542866984'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/573236959542866984'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='دو فعال حقوق زنان در ایران از زندان آزاد شدند'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4759736844751228108</id><published>2007-12-31T00:51:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:21:56.946+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روايت‌زندان'/><title type='text'>جمع‌آوری كمك برای زنان زندانی</title><content type='html'>&lt;img height="338" src="http://www.irwomen.org/local/cache-vignettes/L227xH338/arton5106-e648d.jpg" width="227" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;نمايشگاه نقاشی‌هاي جلوه جواهری تمديد شد&lt;br /&gt;جمع‌آوری كمك برای زنان زندانی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكشنبه 9 دی 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آثار نقاشي جلوه جواهري به منظور ياري رساندن به زنداني‌هاي زن در يكي از گالري‌هاي تهران، عصر پنجشنبه برگزار شد و به خاطز استقبال فراوان قرار است 20 دي ماه دوباره در گالري طراحان آزاد نقاشي هاي جلوه در معرض نمايش و فروش گذاشته شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جلوه جواهري، وبنگار و فعال حقوق زنان بيش از از يك ماه است كه به‌خاطر برخي از مطالبش در سايت‌هاي اينترنتي زنان در زندان اوين به سر مي‌برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او با همكاري چند تن از دوستانش، نقاشي‌هايش را براي فروش گذاشت تا پول آن را براي آزادي زناني كه به‌خاطر مبالغ ناچيز زنداني شده‌اند، صرف كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جلوه جواهري در بخشي از گزارش‌اش دربارهء اين زنان زنداني مي‌نويسد: «ما فعالان اجتماعي هر كدام‌مان از حداقلي از حمايت خانواده‌ها و دوستان‌مان برخورداريم و هر قدر هم كه اين‌جا باشيم اگر بيرون بياييم از آن حمايت‌ها بهره‌مند خواهيم شد. اما برخي از بندياني كه در چهار ديواري‌ها اسيرند به جرم گناهي است كه گاه چارهء ديگري جز ارتكاب آن نداشتند و در بيرون از اين جا هيچ كسي را ندارند كه از آنان حمايت كند. آن‌ها به ندرت از قانون آگاه هستند و وقتي هم آزاد بشوند پل‌هاي پشت سرشان را ويران شده، مي‌يابند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="294" src="http://www.irwomen.org/local/cache-vignettes/L227xH294/DSC02723z-15133.jpg" width="227" align="right" /&gt;&lt;br /&gt;جلوه جواهري در مدت حضور كوتاهش در زندان، پايه‌هاي تاسيس صندوق ياري به زنان زنداني را بنا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كاوه مظفري، همسر جلوه كه از همان ابتداي افتتاح نمايشگاه در گالري حضور داشت، مي‌گويد:«اولين گام جلوه در زندان، كمك به پيرزني بود كه تنها به خاطر يك ميليون و 500 هزار تومان در زندان بود. او با كمك يكي از خيرين اين پول را فراهم كرد و حالا اين پيرزن از زندان آزاد شده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دومين گام هم ايدهء برگزاري نمايشگاهي از نقاشي‌‌هاي جلوه بود. جلوه جواهري فعاليت هنري‌اش را از سال 1375 آغاز كرده است. 20 ساله بود كه دغدغهء مسايل زنان در او پررنگ‌تر شد و حتي در محتواي نقاشي‌هايش اثر گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوانه جواهري، خواهر جلوه، برخي تابلوهاي نقاشي خواهرش را نشان مي‌دهد. انساني در فضاي بيكران بيابان كه همزادش را رودرروي خود دارد يا دستي كه با تلاش سنگ‌هاي بيابان را شكسته و آزادي را طلب مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مه‌لقا ملاح، معروف به مادر محيط‌زيست ايران، فرزانه طاهري مديرعامل بنياد گلشيري و فعالان حوزهء زنان و مردم عادي در اين نمايشگاه حضور يافتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قیمت تابلوهای جلوه جواهری بین یکصدهزار تا چهارصد هزار تومان است که عواید آن به صندوق حمایت از زندان زندانی واریز می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="317" src="http://www.irwomen.org/local/cache-vignettes/L227xH317/DSC02728z_1_-619de.jpg" width="227" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;تجهيز كتابخانه برای زنان زندانی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غير از راه‌اندازي صندوق ياري به زنان زنداني عادي، كتابخانه‌اي هم براي زنان در بند اوين احداث شده است. مريم حسين‌خواه، فعال جنبش زنان كه بيش از يك ماه است به جرم تشويش اذهان عمومي و كمك به انتشار مطالب در سايت‌هاي مرتبط به زنان در زندان به سر مي‌برد، از فرداي دستگيري‌اش تصميم به جمع‌آوري كتاب و تجهيز كتابخانه براي زنان زنداني گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين كتابخانه اكنون به ياري او و اعضاي كتابخانه، صديقه دولت آبادي و جمعي از فعالان حوزه زنان در حال بازسازي است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4759736844751228108?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4759736844751228108/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4759736844751228108&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4759736844751228108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4759736844751228108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_31.html' title='جمع‌آوری كمك برای زنان زندانی'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-5923351848929401039</id><published>2007-12-22T00:23:00.000+03:30</published><updated>2007-12-22T00:26:52.822+03:30</updated><title type='text'>دادگاه نوشین احمدی خراسانی برگزار شد</title><content type='html'>&lt;img height="323" src="http://www.peiknet.com/1385/hafteh/05aban/85/page/ahmadi.jpg" width="218" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;جمعه 30 آذر 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.irwomen.org/spip.php?article5060"&gt;کانون زنان ایرانی:&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; دادگاه نوشین احمدی خراسانی ،فعال جنبش زنان ،چهارشنبه گذشته در شعبه امنیت دادگاه انقلاب به منظور رسیدگی به پرونده 13 اسفند او برگزار شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسرین ستوده,یکی از وکلای نوشین احمدی خراسانی با اعلام این خبر می گوید:" قاضی شعبه سیزدهم دادگاه انقلاب بیست و هشتم آذر به پرونده نوشین احمدی خراسانی رسیدگی کرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این جلسه رسیدگی به پرونده 13 اسفند بود.همان روزی که 33 فعال جنبش زنان مقابل دادگاه انقلاب به نشانه حمایت از پنج تن از دوستان شان که روز دادگاه شان بود جمع شدند اما با خشونت پلیس مواجه شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستوده می گوید:"شیرین عبادی و لیلا علی کرمی و من وکلای نوشین احمدی هستیم و محتوای دفاعیات ما هم بر این اساس بود که جمع شدن دوستان و آشنایان متهم پشت در دادگاه امری طبیعی است چرا که آنها می خواهند از نتیجه با خبر شوند.این زنان نیز نگران دوستان شان بودند. اما بر خلاف انتظار با خشونت پلیس مواجه شدند ."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته ستوده حتی اگر حضور این 33 زن مقابل دادگاه انقلاب با قصد قبلی و برگزاری تجمع هم بوده باشد باز هم به استناد اصل 27 قانون اساسی این عمل قانونی است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشین احمدی خراسانی به تمرد ازفرمان پلیس ، اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت داخلی متهم شده است اما ستوده امیدوار است که با توجه به دفاعیات انجام شده این فعال زن از این اتهام ها تبرئه شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-5923351848929401039?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/5923351848929401039/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=5923351848929401039&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5923351848929401039'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5923351848929401039'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_22.html' title='دادگاه نوشین احمدی خراسانی برگزار شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-6834507284495073241</id><published>2007-12-16T00:35:00.000+03:30</published><updated>2007-12-16T00:53:33.500+03:30</updated><title type='text'>نوشتن از قوانین تبعیض آمیز" تشویش اذهان عمومی" نیست</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;گزارشی از نشست اعتراض آمیز در انجمن صنفی روزنامه نگاران: نوشتن از قوانین تبعیض آمیز" تشویش اذهان عمومی" نیست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آیدا سعادت، مریم مالک &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;شنبه24 آذر 1386&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن صنفی روزنامه نگاران روز پنچ شنبه 22 آذرماه، میزبان جمع کثیری از نمایندگان مطبوعات و نشریات اعضای کمپین یک میلیون امضا و نیز روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی فرهنگی و سیاسی بود که در اعتراض به بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری گرد هم آمده بودند. یک ماه از بازداشت مریم و دو هفته از بازداشت جلوه می گذرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="300" src="http://www.we-change.org/IMG/jpg/neshast.p.jpg" width="400" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نشست به درخواست تعدادی از روزنامه نگاران عضو انجمن صنفی که به تهدید امنیت شغلی روزنامه نگاران و نیز برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان زن اعتراض داشتند برگزار شد. به رغم این که نشست مذکور در دفاع از حقوق مطبوعاتی این دو روزنامه نگار و وب نگار برگزار شده بود، حضور جمع کثیری از طیف های مختلف مطبوعاتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، دانشجویی و حقوق بشری وکلای روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان و نیز خانواده های مریم حسین خواه و جلوه جواهری این برنامه را به یکی از پرشور ترین نشست های اخیر انجمن صنفی روزنامه نگاران تبدیل کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیوارهای سالن اجتماعات انجمن صنفی روزنامه نگاران با پوسترهایی از مریم حسین خواه و جلوه جواهری و مریم نوربخش روزنامه نگار متوفی و نیز شعارهایی در اعتراض به ادامه بازداشت این دو نفر پوشانده شده بود. "جرم روزنامه نگاران زن چیست؟"،" تشویش اذهان عمومی یا تنویر افکار عمومی؟!"، "سانسور کلمات کافی نبود؟ دست به "حذف" حق طلبان می زنند." ، نوشتن از قوانین تبعیض آمیز" تشویش اذهان عمومی" نیست از جمله شعارهایی بودند که بر دیوارهای انجمن صنفی روزنامه نگاران به چشم می خوردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابتکار جالب کمیته ی هنری کمپین یک میلیون امضا، ماسک هایی با علامت ضربدر سیاه در اعتراض به ادامه بازداشت دوستانشان بود که توجه شرکت کنندگان در مراسم را به خود جلب کرده بود. به طوری که تعدادی از شرکت کنندگان نیز به تبعیت از آنان این ماسک ها را بر چهره زدند. تعداد حاضرین در برنامه لحظه به لحظه بیشتر می شد تا جایی که به غیر از فضای داخل سالن اجتماعات راهروهای سالن اجتماعات نیز مملو از کسانی بود که مشتاقانه به این نشست آمده و تا پایان برنامه همراهی کردند. آنچه در پی می آید گزارشی از برخی سخنرانی های این مراسم است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;گوهر بیات: جلوه و مریم برای کودکان کار و حقوق اجتماعی دخترانمان زحمت کشیدند &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهاب میرزایی همسر مریم حسین خواه، گوهر بیات مادر جلوه جواهری کاوه مظفری همسر او نیز در این مراسم طی سخنانی به ادامه ی روند بازداشت غیر قانونی مریم حسین خواه و جلوه جواهری اعتراض نمودند. شهاب میرزایی همسر مریم حسین خواه با تاکید بر این نکته که تمامی شرکت کنندگان در این برنامه از آخرین وضعیت مریم حسین خواه در زندان مطلع هستند قطعه شعری را از طرف یکی از دوستان مریم حسین خواه برای حضار خواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوهر بیات مادر جلوه جواهری نیز در خصوص بازداشت دخترش و مریم حسین خواه گفت: "مریم یک روزنامه نگار است و جلوه تحقیقاتش در مورد زنان است. هر دو فعال اجتماعی هستند، جوانانی که در زندان هستند. اینها برای حقوق زنان تلاش کردند. مگر اینطور نیست که از دامن زن مرد به معراج می آید من خودم که یک زنم می بینم هزاران مشکل وجود دارد و حقوق ما را هم رعایت نمی کنند پس چطور از ما می خواهند بچه هایمان را پرورش دهیم. جلوه و مریم برای کودکان کار زحمت کشیدند و برای حقوق اجتماعی دخترانمان زحمت کشیدند. باید از این جوانان پشتیبانی شود نه اینکه به زندانشان ببرند. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;کاوه مظفری: از شما می خواهم هیأت منصفه ی ما باشید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه این نشست كاوه مظفري همسر جلوه جواهري، حاضرین را مورد خطاب قرار داده و گفت: " از شما می خواهم هیأت منصفه ی ما باشید. شما بگویيد جلوه كدام امنيت را به خطر انداخته است. جلوه اي كه فقط به خاطر امنيت زنان اين مملكت تلاش كرده امنيت چه كساني را به خطر انداخته است. آيا امنيت ملي ما از امنيت زنان كشورمان جداست؟"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با اظهار ناخرسندی از عدم پاسخگویی و بلاتکلیفی موجود در رسیدگی به بازداشت همسرش ادامه داد: " این که نمی دانم حتا اسم قاضی چیست یا دادستان کیست و در آنجا چه خبر است مرا عصبانی کرده است. به این موارد اعتراض دارم اما اینجا نمی شود اعتراض کرد. تنها می توان دفاع کرد. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی سخنان خود را با یادآوری گفته های چندی پیش رئیس قوه ی قضائیه مبنی بر غیر شرعی بودن نگهداشتن متهمین در بازداشت افزود: " انگار براي بعضي ها اين طور هست و براي ما نه. ميخواهم از حقوق حداقلي دفاع كنم چون اينجا اصل بر مجرميت است و نه بر برائت ميخواهم بگویم كه جلوه چه كارهايي نكرده است. جلوه تا كنون تفنگ به دست نگرفته است. تا به حال براي تهديد كسي چاقو هم به دست نگرفته! جلوه تا کنون قصد بر اندازي نداشته، دزدي نكرده از ديوار بالا نرفته است. تا حالا از هيچ جاسوسي پول نگرفته است .. از امريكاي جهانخوار هم پولي نگرفته . هيچ كدام اين كارهاي عجيب غريب را انجام نداده .. اما جلوه نوشته است. با زنان اين مملكت حرف زده است براي اينكه براي آنان امنيت بياورد با ايشان حرف زده است. جلوه مقاله و گزارش نوشته، ترجمه كرده، جلوه تحقيق كرده است و گاهی هم برای زنان این مملکت گریه کرده است . نمي دانم چرا بايد دفاع كنم اما اينجا نمي شود تند تر از اينها حرف زد ، نمي شود در باره ي حقوق حرف زد. ممكن است بعضي ها فكر كنند ما مي خواهيم به ايشان حمله كنيم.. نه اينها يك سري حرفهاي حداقلي است. من مي خواهم از اين حقوق حد اقلي دفاع كنم . ميخواهم بگویم حق داريم زنده بمانيم و براي اين حقمان تلاش مي كنيم ، مبارزه مي كنيم و هزينه مي دهيم ." مظفری سخنان خود را با سپاس از انجمن صنفي مطبوعات كه در اين بي مجالي فضايي داده است تا ما حرفهايمان را بزنيم به پایان برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سمیه فرید و سارا لقمانی از دوستان جلوه جواهری و مریم حسین خواه نیز در ادامه گزارش های این دو فعال حقوق زنان از زندان را برای حضار خواندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;پروین بختیار نژاد : با بازداشت چند زن مشكلي از مشكلات عديده ي شما حل نخواهد شد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروین بختیار نژاد فعال حقوق زنان و روزنامه نگار با ابراز تاسف از بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری اظهار داشت: "خواسته ي تغيير همواره از طرف آناني كه تغيير به وحشتشان مي اندازد با مقابله مواجه شده است. تغيير درهيچ حوزه اي را نمي توان به ياد آورد بدون اينكه ما را به ياد مخالفت ها بيندازد. و در مقابل پافشاري عده اي براي نگهداشتن وضع موجود تلاش فداكاري از خودگذشتگي عده اي همچون مريم حسين خواه و جلوه جواهري است كه راه را براي افق هاي روشن تر كه فقط با تغيير در وضع موجود اتفاق مي افتد باز مي كند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او با تاکید بر تلاش یکصد ساله زنان برای تغییر قوانین به تجربه ی اعتراض زنان در صدر اسلام اشاره کرد : "انگار اين صدا اين اعتراض و اين تلاش پيگير تازه به گوش مردان رسيده است." وی ادامه داد : "اما شايد جالب باشد كه بدانيم نزديك به هزار و چهارصد سال پيش زماني كه پيام توحيد و عدالت محمد در سراسر مكه و مدينه پخش شد اولين اعتراض مدني توسط زنان مسلمان صورت گرفت آنان در اعتراض به حضرت محمد گفتند چرا در قران فقط از مردان ياد مي شود و از زنان ذكري به ميان نمي آيد كه وحي مي آيد بي گمان مردان و زنان مسلمان و مومن و فرمانبردار و درستكار و شكيبا و فروتن روزه دار و پاكدامن و مردان و زناني كه خدا را بسيار ياد مي كنند براي همه آنها پاداش بزرگ آماده ساخته شده... شكايت هاي متعدد كه هر يك حكايت از خشونت هاي خانگي داشت روانه ي خانه ي پيامبر مي شود و پيامبر جز دفاع از زنان كار ديگري نمي توانست بكند و نكرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;محمد شریف : چرا به تعهدات حقوق بشر عمل نمی کنید؟ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنران بعدی نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران، محمد شریف استاد دانشگاه علامه طباطبایی، وکیل و حقوقدان بود . شریف ضمن تاکید بر این که فعالان اجتماعی در برداشت از حقوق بشر بیشترین هزینه ها را می پردازند گفت: "معاهده عبارت است از سندی که کشورها به آن می پیوندند و برای کشورها لازم الاجراست. ما همواره از دولت می خواهیم به موازین حقوق بشر عمل کند به عبارت دیگر دولت را مخاطب قرار می دهیم که چرا به تعهدات حقوق بشر عمل نمی کنید؟ معاهده برای دولتها حق ایجاد می کند و در کنار حق" تکلیف" ایجاد می کند. معاهدات حقوق بشر تکلیف محض است، دولتها متهم اصلی در حقوق بشر هستند این نکته بسیار بسیار مهم است که ما بدانیم دولت ها متهم اصلی نقض حقوق بشرند و ما نمی توانیم با متهم اصلی حقوق بشر به گونه ای صحبت کنیم که یک طرف قرارداد و در مقابل ما ایستاده. گاهی دولت توان حمایت از حقوق بشر و شهروندی را ندارد مانند دولت بوسنی و هرزگوین در برابر سربهاو یا افغانستان در برابر طالبان. گاهی در بلایای طبیعی تواناییش را ندارند مثل سیل و زلزله، منتها اینها استثناء است. دولت هایی که حقوق بشر را نقض می کنند متهم هستند نه این استثناها. بنابراین این عبارات و الفاظ و اسناد را که ما می خوانیم اینها روی کاغذ است تا چیزی که وجود دارد در جامعه است نه در کاغذ. ما گویی دچار یک توهم شدیم، ما باید در نظر داشته باشیم که آنچ وجود دارد در خود جامعه است نه روی کاغذ. این عبارات میثاق ها را از کاغذ بیرون آوردن شوخی محض نیست . چیزی را که ما می بینیم اینهاست (اشاره به عکس مریم و جلوه) در زندانها است و شوخی نیست. کشورها به عنوان متهم اصلی نقض حقوق بشر با این اسناد چطور برخورد می کنند؟ دولتها این اسناد را می پذیرند و باید تعهد به اجرا داشته باشند. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در پایان سخنان خود اظهار داشت: "نکته بارز دیگری که جایگاه دولتهای سرکوبگر راباز می کند کمیسیون حقوق بشر است. خدا بیامرز بود، که جایش را داد به شورای حقوق بشر. چرا کمیسیون حقوق بشر به این سرنوشت فاجعه بار مواجه شد؟ و شورای حقوق بشر علی الظاهر همانهایی را انجام می دهد که کمیسیون انجام می داد.اندیشیدن به این واقعیت برای ما کافی است که جایگاه خودمان را در برابر واژه های فریبنده در اسناد حقوق بشر مشخص کنیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;نسرین ستوده: وثيقه بايد با نوع جرم، شخصيت متهم و یا امکان متواری شدن وی تناسب داشته باشد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این برنامه زهره ارزنی و کیل جلوه جواهری که از گردانندگان برنامه نیز بود با اشاره به وضعیت حقوقی پرونده ی موکل خود اظهار داشت هنوز اجازه ی مطالعه ی پرونده را به او نداده اند. وی سپس از همکار خود نسرین ستوده دعوت کرد که در باره ی روند وضعیت حقوقی مریم که مشابه با جلوه است صحبت کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستوده با ارائه ی توضیحاتی در خصوص روند حقوقی پرونده ی موکل خود اظهار داشت در تمامی پرونده های برخورد با فعالان حوزه های مختلف یک روند غیرقانونی مشترک وجود دارد:" وثيقه بايد با نوع جرم شخصيت متهم و نیز با امکان متواری شدن شخص متهم تناسب داشه باشد . در برخوردهای غير قانوني كه با اینگونه افراد می شود، براي آنان وثيقه هاي سنگين صادر مي شود. رقم سنگين وثیقه های صادر شده نه با شخصيت متهمان تناسب دارد و نه با نوع جرمشان. در پرونده اي كه خود من وكيل هستم در يك تجاوز خانگي كه منجر به تولد فرزند نامشروع شده بود دادگاه كيفري استان مبادرت به صدور يك ميليون قرار وثيقه مي كند بنا بر اين اين دوستان ما كه به نام متهم در دادگاه حضور پيدا مي كنند جرائمي خيلي سنگين تر از يك قتل عمد مرتكب مي شوند كه وثيقه هاي حداقل صد ميليوني براي آنها صادر مي شود و گاهی وثیقه های هشتصد ميليوني هم داشته ايم ."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستوده با اشاره بر تاکید قانون بر لزوم در دست بودن مدارک کافی برای بازداشت متهمان گفت در شیوه های برخورد غیر قانونی با این فعالان ابتدا اتهامی را برای افراد در نظر می گیرند و آنان را بازداشت کرده و در قرنطینه قرار میدهند به گونه ای که هیچ کس اعم از خانواده و وکلای آنان قادر به ملاقات با آنها نباشند و پس از آن طی تحقیقات دست به جمع آوری مدارک می زنند. در يك مورد، پرونده ي آقايي كه از فعالان جنبش زنان هستند و به اين اتهام بازداشت شده اند، داديار درخواست جمع آوري مدارك را داده و دستور داده است كه متهم را به طور نامحسوس تحت نظر قرار دهند و اگر موارد اخلاقي سوء مشاهده شد گزارش بدهند. چطور است كه كسي را به اتهام مشاركت در جنبش اجتماعي مي گيرند و بعد قرار است موارد سوء اخلاقي به شما گزارش شوند. اصلا موارد سوء‌اخلاقي قرار است در دادگاه انقلاب بررسي شوند. توجه داشته باشید که قانون آيين دادرسي كيفري ما صراحتا قضات دادگاهها را از اقدام به جمع آوری مدارک در مسائل اخلاقی كه حالا قانون ما به عنوان جرائم منافي عفت ازشان ياد كرده است ، جز در مواردی که شاکی خصوصی وجود داشته باشد، منع كرده است. این اقدامات چه پيغامي را مي رساند؟ فلسفه ي مجازات آن چيزي است كه به نظر اقدام كنندگان بازدارنده است ."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;شهلا لاهيجي :مريم حسين خواه حتا در زندان به فکر تجهیز كتابخانه زنان زنداني است &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهلا لاهيجي سخنران بعدی مراسم گفته های خود را این گونه آغاز کرد: "زمانی كه در كوچه هاي انقلاب مي دويديم آرزويمان اين بود كه آنچه بر جامعه مستولي ميشود چيزي فراتر برتر بيشتر بهتر انساني باشد از آنچه كه در دسترس داشتيم. آيا امروز بايد بگرييم براي اينكه آنچه را هم داشتيم از دست داديم؟ جرم دوستان ما که زندانی هستند چیست؟ چه گفتند جز انتقاد از قوانيني كه بايد منسوخ شود؟ زمانه پوياست و به پيش مي رود. قوانين صد سال پيش امروز كاربرد ندارد همانطور كه زندگي ما زندگي صد سال پيش نيست. اين ساده ترين، طبيعي ترين، كوچكترين و حداقل خواسته هاي جامعه است . خواسته هاي زنان و مردان. نه تنها تعداد مرداني كه در اينجا حاضر هستند بيانگر اين واقعيت هست بلكه زندگي اين را به ما مي گويد. اگر يك دست همسر است دست ديگر دختري هست كه اگر بر او ظلمي شود جانمان بيشتر مي سوزد. آيا بايد با كسي كه ساده ترين شكل را براي بيان خواسته هاش انتخاب كرده چنین برخوردی شود؟ این ها گفته اند مردم مي خواهيد قانون عوض شود تا ما خواسته هاي شما را با قانونگذار در ميان بگذاريم . تصور بكنيد اگر بناست اذهان عمومي ما اينچنين مشوش شود مرگ بر ما! اگر بنا ست كه ذهن ما آنقدر ترسان باشد كه حتي نظر ديگران را نخواهد بشنود بگذاريد به شهر مردگان به شهر خاموشي بپيونديم. نه! بايد اين واقعيت را بفهمند كه ديگر اين دوران قابل دوام نيست. تا كي مي شود كه دوستان ما به صورت سمبليك بر دهانشان چسب بزنند و بگويند ديگر حرفي نمي زنيم؟ من به كساني كه تصور می کنند با چنين روشي مي شود جامعه را به سكوت واداشت اعلام ميكنم بترسيد از جامعه كه از حرف ساكن بماند. ياد مي كنيم از دوستان عزيزمان مريم حسين خواه از جلوه ي جواهري. مريم حسين خواه حتا در زندان هم به فكر كتاب بود اولين كاري كه كرد گفت بگذاريد اين كتابخانه براي زنان زنداني درست كنيم. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="222" src="http://www.we-change.org/IMG/jpg/14j.jpg" width="300" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;آسيه اميني : مدافعان حقوق زنان امروز در زمره ي قربانيان حقوق زنان قرار گرفته اند &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آسيه اميني روزنامه نگار و فعال زنان وحقوق بشر نیز سخنان خود را با سپاس از انجمن صنفی روزنامه نگاران شروع کرد و گفت این انجمن تنها نهاد صنفی است که امروز می توان امیدوار بود دست کم سالنکی برای جمع شدن ما دارد تا هر ازگاهی یاد دوستان در بندمان را در اینجا گرامی بداریم.&lt;br /&gt;امینی گفته های خود را چنین ادامه داد: "امروز، دقيقا روزي كه گردهم آمده ایم تا در مورد مريم حسين خواه و دوست عزيز ديگرمان جلوه جواهري صحبت كنيم، سالروز روزي است كه چهار سال پيش 13 دسامبر 2003 ، سران كشورهاي جهان در سوئيس گرد هم آمدند تا با هم پيمان نامه اي را براي گسترش جامعه ي اطلاعاتي در جهان امروز امضا كنند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او ضمن خواندن بندهای اول، چهارم و دوازدهم این پیمان نامه و نیز ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر اظهار داشت: "امروز هيچ نهاد صنفي نه از فعالان مدني و نه از فعالان اجتماعي حمايت نمي كند و متاسفانه در شرايطي به سر مي بريم كه فعالان صنفي و مدني حقوق اجتماعي و مدافعان حقوق بشر خود در زمره ي قربانيان حقوق بشر قرار گرفته اند. مدافعان حقوق زنان امروز در زمره ي قربانيان حقوق زنان قرار گرفته اند از همه كساني كه خودشان را مدافع حقوق زنان و حقوق بشر مي دانند دعوت مي كنم به اين كه براي داشتن يك نهاد صنفي مستقل از هر گونه دخالت نهادهاي دولتي كه استقلال حرفهاي ما را خدشه دار مي كنند گام بردارند كه در واقع شايد نبودن اسم جلوه جواهري در كنار اسم مريم حسين خواه در دعوت نامه هايي كه براي حضور تك تك شما ارسال شده دليلي براي اين حرف من است. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر ادامه داد: "كشور ما امضا كننده ي اين بيانيه است. ما متعهديم ضامن اين باشيم كه جامعه اطلاعاتي به زنان قوت ببخشد و مشاركت كامل آنان رابه طور برابر در همه عرصه هاي اجتماعي و حاكم تبديل كند و از فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي براي اين هدف بهره بگيرد. شما را دعوت مي كنم به اين كه عادلانه قضاوت كنيد. آيا آنچه كه امروز بر ما مي رود پاسخ مناسبي به امضا ي اين تعهد بين المللي است؟ آيا ما نبايد پاسخگويان به اين تعهد بين المللي را دعوت كنيم كه توضيح مناسبي به ما و ساير همپيمانان خود بدهند. به اين كه آيا دو زن كه كاري به جز تعهدي كه كشور ما و دولت ما به دنيا داده انجام نداده اند بايد امروز در زندان باشند و فردا معلوم نيست كدام يك از مدافعان حقوق زنان و مدافعان حقوق بشر؟"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;ژیلا بنی یعقوب : مریم و جلوه سمبل اعتدال هستند، هم در مطالبات و هم در فعالیت اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنران بعدی نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران که در اعتراض به بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری برگزار شد، ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار، فعال زنان و مسئول سایت کانون زنان ایرانی بود که صحبت های خود را اینچنین آغاز کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"می خواهم از مریم و جلوه و مریم بگویم. هر سه زن، هر سه روزنامه نگار، هر سه از طبقه متوسط با درآمد متوسط شاید رو به پایین. از مریم نوربخش شروع می کنم که از میان ما رفت، روزنامه نگار اجتماعی حوزه زنان، با شور زیاد اغلب برنامه های جنبش های مدنی بویژه زنان و دانشجویان حضور پیدا می کرد. روزنامه نگار حق التحریری با حقوقی اندک که حتی برای پرداخت کرایه تاکسی اش کافی نبود. چند هفته پیش بود که با او صحبت می کردم، می دانستم که پس از ده سال هنوز در هیچ روزنامه ای استخدام رسمی نیست و هیچ بیمه ای ندارد پرسیدم چقدر درآمد داری؟ با همان معصومیت همیشگی اش گفت بد نیست. در آخرین نشریه ای که کار می کردم ماهانه بین 30 تا 50 هزار تومان می گرفتم اما خب همان هم تعطیل شد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنی یعقوب ادامه داد: "به یاد می اورم در هشت مارس به هنگام تهیه گزارش از نیروهای لباس شخصی آنچنان او را کتک زدند که تا یک هفته از درد نمی توانست که بخوابد. بارها از خودم پرسیده ام مامورانی که او را می زدند، می دانستند که خبرنگاری را در حال انجام وظیفه کتک می زنند که درآمدش به زحمت در ماه 50 هزار تومان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و این روزها از خودم می پرسم آن کسانی که برای مریم حسین خواه و جلوه وثیقه های یکصد میلیونی تعیین کرده اند واقعا می دانند که درآمد مریم به عنوان روزنامه نگار و جلوه به عنوان وب نگار چقدر است؟ یا همچون پزشک بهداری بند 209 اوین که می گفت من مطمئن هستم که هم روزنامه نگاران که در روزنامه های اصلاح طلب و غیر دولتی کار می کنند از خارج دلار می گیرند و هر چه من توضیح می دادم قبول نمی کردند می گفت مدارکش را کیهان چاپ کرده است! بنی یعقوب سخنان خود را با ذکر این نکته که مریم و جلوه هم در مطالبشان و هم در فعالیت های اجتماعی شان. سمبل اعتدال هستند، ادامه داد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" اگر افراد معتدلی همچون مریم و جلوه هم حق فعالیت در این کشور ندارند پس چه کسانی دارند. سیستم امنیتی و قضایی با زندانی کردن فعالان معتدل چه پیامی می خواهد بدهد؟! چه نتیجه ای می خواهد بگیرد؟! آیا هر جور شد می خواهند فعالان اجتماعی را به سمت رادیکال شدن بیشتر ببرند تا بهانه لازم را برای سرکوب درست داشت باشند؟ اما خوشبختانه عملکرد فعالان جنبش زنان در یکسال گذشته نشان داده که آنها واکنش رفتاری نمی کنند و در برابر رفتارهای تند بخشی از سیستم، رادیکال نخواهند شد و به حرکتهای مدنی خود ادامه خواهند داد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;بهاره هدايت دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت : یادی از بازداشت شدگان &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهاره هدايت دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت به رغم انکه بیمار بود حاضر به بیان سخنان کوتاهی درباره دربندیان شد. :«نامي مي برم از دانشجويان و دختران دانشجوياني كه درحال حاضر در بازداشت به سر مي برند خانم سپيده پورآقايي، نسيم سلطان بيگي، انوشه آزاد فر و الناز جمشيدي و دختر كه شب گذشته خبر رسيده در مازندران بازداشت شده است.همچنین فعالان حقوق زنان،هانا عبدی و روناک صفازاده ، مریم حسین خواه و جلوه جواهری. دفتر تحكيم و حدت و كميسون زنان اين سازمان طي دو بيانيه جداگانه نسبت به بازداشت آنها و دانشجويان طيف چپ اعتراض كرده و من در اينجا تاكيد مي كنم با وجود مرز بندي هاي مشخص و خدشه ناپذيري كه با اين دانشجويان از نظر فكر و عملكردي داريم ولي نسبت به بازداشت اينها شديدا معترضيم قطعا آرمان هاي اصلي ما حقوق بشر و آزادي بيان است كه براي آن مبارزه مي كنيم و براي همه فعالين جامعه مدني اين حقوق را مي خواهيم و مطالبه مي كنيم » او در ادامه گفت:«بازداشت دانشجويان دختر نشان دهند ي اين است كه فعاليت هاي زنان در حوزه هاي مختلف اعم از كمپين يك ميليون امضا در زير مجموعه فعاليت هاي زنان و ذيل فعاليت هاي دانشجويي و مطبوعاتي به واسطه ي اين كه اين ها يك شاخه ي جديد از فعاليت ها را باز كرده اند تاثير گذارشده است و متاسفانه حاكميت به دليل تصلب ناشي از سياستهاي خود اجازه ي رشد و شكوفايي فعاليت ها ي جديد را نمي دهد» او همچنین گفت:« يادي هم ميكنم از دكتر زهرا بني يعقوب كه متاسفانه ظلم مضاعفي بر او و بر خانواده ياش رفت واحكامي كه صادر شده است وعدم پيگيري قضيه و ابهاماتي كه در اين ماجرا وجود داشته نمونه ونمادي است از وضعيت ظالمانه اي كه بر زنان ما می گذرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او در ادامه با اشاره به فعالیت های مریم حسين خواه و جلوه جواهري گفت:« من به عنوان دبير كميسيون تحيكم وحدت فعالیت هایشان را ارج مي گذارم. با اين دو دوست عزيز آشنايي داشتم. صادقانه در فعاليت هایشان عمل مي كردند و تمام هم و غم آنها پيشبرد فرايند كمپين يك ميليون امضا بوده است و جادارد كه از اين طرح اجتماعي هم ياد بشه و تاثير گذار بودن و مثمر ثمر بودن كمپين يك ميليون امضا را از ياد نبريم و شايد يك بار براي هميشه بهتر باشه كه مسئولين قضايي و امنيتي مشكلات اصلي خودشان را با كمپين يك ميليون امضا به طور مشخص بيان بكنند تا شايد بشوداين قضايا را حل كرد .»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;فرخنده احتسابیان: اگر داد اين است بيداد چيست &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرخنده احتسابیان از اعضای کمیته ی مادران کمپین یک میلیون امضاء و گروه مادران صلح ضمن محکوم کردن بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری بیانیه ی این گروه را برای حضار خواند در بخشی از این بیانیه آمده است که نمی توان به بهانه حفظ امنیت ملی، از دانشجویان، معلمان، روشنفکران، روزنامه نویسان، هنرمندان، کارگران، زنان و مردان و . . . و همه مردم صلح طلب و عدالتخواه با هر مذهب و قومیتی، خواست که سکوت کنند و در حرکت های صلح طلبان فعالیت نکنند و خواهان حق و حقوق خود نیز نباشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصوره شجاعی فعال حقوق زنان ضمن اشاره به این که چرا این بار نوعروسان کمپین را نشانه گرفته اند از اقدامات و ابتکارات مریم حسین خواه و جلوه جواهری در تجهیز کتابخانه ی مخاطب مدار در زندان و نیز تاسیس صندوق یاری زنان زندانی و تلاش برای بهبود وضع زنان زندانی سخن گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فریده غائب در خصوص شرایط مخاطره آمیز شغلی زنان روزنامه نگار و محبوبه حسین زاده نیز در خصوص فعالیت های مطبوعاتی در زمینه ی تغییر قوانین و طرح خواست های کمپین یک میلیون امضا در نوشته هایش سخن گفتند. متن کامل سخنرانی این دوستان نیز منتشر خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نشست با سخنان عیسی سحرخیز عضو انجمن حمایت از مطبوعات و رجبعلی مزروعی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران پایان یافت .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-6834507284495073241?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/6834507284495073241/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=6834507284495073241&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6834507284495073241'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6834507284495073241'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_16.html' title='نوشتن از قوانین تبعیض آمیز&quot; تشویش اذهان عمومی&quot; نیست'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-3743592269672563213</id><published>2007-12-11T23:30:00.000+03:30</published><updated>2007-12-11T23:35:41.916+03:30</updated><title type='text'>اوین، بند ۳ عمومی زنان...</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;لاله حسین پور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=12627"&gt;اخبار روز&lt;/a&gt;: يکشنبه ۱٨ آذر ۱٣٨۶ - ۹ دسامبر ۲۰۰۷&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من که این جا نشسته ام، چه می دانم که در این بند چه می گذرد. من، فقط می دانم که حتما زنی به خاطر قتل مردی که به او تجاوز کرده است، سالیان درازی ست که در آن جا زندگانی می کند و موهایش رو به سفیدی است. من، فقط می دانم، زنی که دست فرزندش را گرفته و شبانه از خانه گریخته و در محل اختفاءاش دستگیر شده، دارد محکومیت اش را می گذراند و هرروز با یاد فرزندش از خواب بر می خیزد. و آن دیگری، دختر ۱۶ ساله که منتظر اجرای حکم اعدامش در ۱٨ سالگی است، در گوشه ای می نشیند و خیره به دیوار می نگرد....... من چه می دانم؟&lt;br /&gt;اما این را می دانم که هر از چند گاهی چهره ای جدید، با نگاهی نگران، اما مهربان و مصمم وارد بند شده و بی قرار، از این سو به آن سو می رود، با این زن و آن زن صحبت می کند، گوش به خاطرات شان می دهد و سخنانی می گوید که گویی دری را به روی دنیایی دگر، دنیایی بهتر باز می گشاید. این ها هر نامی دارند، مریم، جلوه، و هر نام دیگر، نگاه شان یکی ست، سخنان شان یکی ست، دل سوزی شان یکی ست. آن ها مانند فرشته گانی به داخل بند رسیده اند، زاری نمی کنند، جدی هستند و دست بر سر همه می کشند. آن ها انسانی را نکشته اند، دزدی نکرده اند، هنوز فرزندی ندارند و شاید هرگز کتک نخورده اند و کتک نزده اند. آن ها اسلحه ندارند، حتی سنگ هایی در جیب های شان پنهان نکرده اند.&lt;br /&gt;آن ها فقط و فقط می دانند! بسیار می دانند. آن ها می دانند که چه بر سر زنان می آید. آن ها می دانند که در پستوی خانه ها چه می گذرد. آن ها چیزهایی را که می دانند، می گویند و می نویسند. تنها گناهی که به آنان نسبت می دهند، این است که هر چه می دانند، به دیگران می گویند، با زنان در اتوبوس و مترو حرف می زنند، به در خانه ها رفته و آگاهی را با کلام خود به درون خانه ها می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن ها نه سازمان دارند و نه تشکیلات، نه رهبر دارند و نه رهبری می کنند. آن ها فقط آگاهی را سازمان می دهند و به همین دلیل اکنون خانه شان درزندان اوین است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما دیگر کار از کار گذشته است. آگاهی آن رودخانه خروشانی است که وقتی جاری شود، از میان سنگلاخ ها عبور می کند و سنگ های خشن را از سطح زمین می کند و با خود می برد. زندان آن سدی نیست که بتواند در مقابل تداوم این رود خروشان ایستادگی کند.&lt;br /&gt;اکنون سنگلاخ حاکمیت است که از وحشت کنده شدن به دست و پا افتاده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-3743592269672563213?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/3743592269672563213/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=3743592269672563213&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3743592269672563213'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3743592269672563213'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_1175.html' title='اوین، بند ۳ عمومی زنان...'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2300798723303380183</id><published>2007-12-11T13:32:00.000+03:30</published><updated>2007-12-11T13:38:21.923+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>گردش منظومه حمایت از خانواده زیر سایه دولتمردان</title><content type='html'>&lt;img height="200" src="http://www.we4change.info/local/cache-vignettes/L146xH200/arton1481-d7491.jpg" width="146" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;گردش منظومه حمایت از خانواده زیر سایه دولتمردان&lt;br /&gt;و دولتزنان حامی و سکوت ما نظاره گران!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;سارا لقمانی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو شنبه19 آذر 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ماده 23 آن نوشته شده: " اختیار همسر دائم بعدی منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران است." اين ماده مي گويد دیگر نه تنها اجازه زن برای ازدواج دوباره مرد شرط نیست بلكه زن نمی تواند به دلیل ازدواج مجدد شوهر حتی طلاق بگیرد. اگر این لایحه تصویب شود دیگر زن حتي حق ندارد کناری بایستد و نظاره گر آتش گرفتن خانه و کاشانه اش باشد بلکه باید همان جا بماند و خود هم در شعله های آتش بسوزد و این بار کسانی که پیشنهاد این ماده را داده اند و نمایندگانی که این ماده را تصویب می کنند و مایی که سکوت می کنیم نه تنها نظاره گر این آتش سوزی خانمان برانداز خواهیم بود که خود هر کدام کبریتی روشن کرده ایم و شعله را دامن زده ايم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/12/blog-post.html"&gt;ادامه مطلب&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2300798723303380183?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2300798723303380183/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2300798723303380183&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2300798723303380183'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2300798723303380183'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_6198.html' title='گردش منظومه حمایت از خانواده زیر سایه دولتمردان'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-1897343165809695202</id><published>2007-12-11T12:50:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:11:09.970+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعتراض‌ها'/><title type='text'>نشست اعتراضی به بازداشت مريم حسين‌خواه</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;در انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران برگزار مي‌‌شود: نشست اعتراضی به بازداشت مريم حسين‌خواه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="200" src="http://www.we4change.info/local/cache-vignettes/L164xH200/arton1482-6dd26.jpg" width="164" align="left" /&gt; دو شنبه19 آذر 1386&lt;br /&gt;سرمايه : نشست روزنامه‌نگاران در اعتراض به دستگيري مريم حسين‌خواه روزنامه‌نگار از ساعت سه تا پنج عصر پنجشنبهء اين هفته 21 آذرماه در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران برگزار مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مريم حسين‌خواه، عضو انجمن صنفي روزنامه‌نگاران پيش از اين با روزنامه‌هاي اعتماد، اعتماد ملي و سرمايه همكاري داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدرالسادات مفيدي، دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با اعلام خبر برگزاري اين نشست مي‌گويد: «جمعي از روزنامه‌نگاران در مكاتبه با هيات مديرهء انجمن صنفي خواستار برگزاري اين نشست شدند و در نهايت مقرر شد تا پنجشنبهء همين هفته اين برنامه برگزار شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او در ادامه به ديگر پيگيري‌هاي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران اشاره مي‌كند: «نامه‌اي خطاب به آيت‌الله شاهرودي رييس قوهء قضاييه نوشتيم و در آن نامه خواستار آزادي مريم حسين‌خواه شديم. همان‌طور كه در خبرها آمده قرار وثيقهء تعيين شده براي او يكصد ميليون تومان است كه در ادامهء همين نامه از آيت‌الله شاهرودي خواستيم تا دست‌كم ميزان وثيقه كاهش پيدا يا قرار وثيقه به قرار كفالت تغيير كند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مريم حسين‌خواه روزنامه‌نگاري كه غالبا در حوزه‌هاي مـربـوط بـه زنـان _قلم مي‌زد 26 آبان ‌سال‌ جاري به جرم تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب حدود يك ماه است كه در بـنـد عـمـومي زندان زنان اوين به سر مي‌برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن صنفي روزنامه‌نگاران در بلوار كشاورز، خيابان كبكانيان، كوچهء هفتم واقع است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-1897343165809695202?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/1897343165809695202/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=1897343165809695202&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1897343165809695202'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1897343165809695202'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_11.html' title='نشست اعتراضی به بازداشت مريم حسين‌خواه'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-5766740153422349743</id><published>2007-12-02T02:19:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:18:16.275+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بازداشت‌ها'/><title type='text'>جلوه جواهری بازداشت شد</title><content type='html'>جلوه جواهری یکی دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد&lt;br /&gt;شنبه10 آذر 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="187" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L200xH187/arton1438-9f0a4.jpg" width="200" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;تغییر برای برابری: جلوه جواهري، عضو «کمپين يک ميليون امضاء» و از نويسندگان وب سايت «تغيير براي برابري»، ظهر امروز، شنبه دهم آذرماه 1386 در دادگاه انقلاب بازداشت شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این فعال جنبش زنان، صبح روز شنبه در پي احضار کتبي به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و پس از چند ساعت بازجويي در دادسرای ویژه امنیت، به اتهام تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سایت «تغییر برای برابری» بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جلوه جواهري که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی است، سال هاست در انجمن‌هاي زنان فعاليت مي‌كند و ترجمه ها، مقالات خود را از منظر جامعه شناسي در سايت‌ها و نشریات مختلف زنان منعکس می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازداشت جلوه جواهری در حالی اتفاق افتاده است که وی در پی بازداشت اش (به همراه 32 تن دیگر از فعالان جنبش زنان) در 13 اسفند سال گذشته در مقابل دادگاه انقلاب، قرار است روز 27 آذر ماه در رابطه به پرونده 13 اسفند خود محاکمه شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مريم حسين خواه، دیگر عضو کمپين نیز از سيزده روز پيش به همین اتهامات در زندان اوین به سر می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.irwomen.net/spip.php?article4948"&gt;جلوه جواهري به اوين رفت / کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.autnews.info/archives/1386,09,0006227"&gt;جلوه جواهري يکي ديگر از اعضا کمپين يک ميليون امضا بازداشت شد / خبرنامه اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://1mira.blogfa.com/post-42.aspx"&gt;قلم ها توقبف / وبلاگ ميرا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.kharzar.blogfa.com/post-421.aspx"&gt;جلوه هم دستگير شد / پرنده خارزار&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://radiozamaaneh.com/news/2007/12/post_3071.html"&gt;یکی دیگر از فعالان کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد/ راديو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://humanly.blogfa.com/post-5.aspx"&gt;بازداشت جلوه جواهري / وبلاگ تداعي آزاد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/14788/#Scene_1"&gt;يکي ديگر از اعضاي کمپين يک ميليون امضا بازداشت شد / ايران امروز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=12490"&gt;جلوه جواهري ، يکي ديگر از اعضا کمپين يک ميليون امضا بازداشت شد / اخبار روز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.varesh.blogfa.com/post-580.aspx"&gt;شعري براي شعور شما / وبلاگ وارش&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-5766740153422349743?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/5766740153422349743/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=5766740153422349743&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5766740153422349743'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5766740153422349743'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post_02.html' title='جلوه جواهری بازداشت شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8016282673180897696</id><published>2007-12-01T02:04:00.000+03:30</published><updated>2007-12-02T02:12:12.132+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>لايحه «حمايت از خانواده» و آينده زندگي دخترانمان</title><content type='html'>جلوه جواهری&lt;br /&gt;جمعه9 آذر 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;IMG SRC="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L120xH147/arton1437-bf1ba.jpg" width="120" height="142" align="Left"&gt;&lt;br /&gt;اولين طرحي كه در جهت تغيير قوانين مربوط به خانواده در چارچوب قوانين مدني ايران ارائه شد، طرح قانون خانواده توسط دکتر "مهرانگيز منوچهريان" بود كه ابتدا در اسفند 1342 به عنوان ضميمه كتاب "وضع حقوقي زن در جهان" توسط اتحاديه زنان حقوقدان ايران به چاپ رسيد. اين طرح مجدداً در 1343 به صورت جزوه اي مستقل با عنوان "طرح قانون خانواده بر مبناي اصل تساوي حقوق زن و مرد" به چاپ رسيد و سپس در مجله هفتگي "اطلاعات بانوان" در چهار شماره پياپي منتشر شد. با اين حال، در آن سال به دليل واكنش هاي فقهي مراجع مذهبي و مخالفت وزير دادگستري وقت (باقر عاملي)؛ منوچهريان موفق نشد نظر مثبت حداقل 15 نفر از نمايندگان را براي ارائه طرح در مجلس سنا جلب كند. وزير دادگستري در آن زمان اعلام كرد كه قوانين مدني ايران تغيير نمي كند و طرح پيشنهادي منوچهريان را حاصل مطالعه شخصي وي دانسته و اظهار كرد كه در دادگستري هيچ لايحه پيشنهادي كه تشخيص داده شود مغاير دين مبين اسلام است مورد توجه قرار نخواهد گرفت. منوچهريان نيز به جرم پاسخي که به وزير دادگستري داد به مدت سه ماه به تفرش تبعيد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از وتو شدن طرح پيشهادي منوچهريان که زير تاثير موضع گيري وزير دادگستري صورت گرفت، بحث قوانين مربوط به خانواده مسکوت ماند؛ تا سرانجام در اواخر سال 1344 مسايل حقوقي زنان براي بار ديگر بويژه در نشريات زنان مطرح شد. منوچهريان نيز با تمام مشکلات و مسائلي كه پيش آمده بود براي ايجاد زمينه هاي لازم براي طرح مجددِ قانون خانواده در سنا دست به كار شد و در 2 آبان 1345 در نطق پيش از دستور در مجلس سنا طرح قانون خانواده را ارائه داد. در پي طرح قانون خانواده، برخي نشريات به انتشار اخبار مربوط به آن پرداختند. يکي از آنها، نشريه "پيغام امروز" بود که خبر بردن طرح به مجلس سنا را منتشر کرد و درباره لغو چند همسري و ازدواج موقت (صيغه) مطلب نوشت. اما متاسفانه بسياري از نشريات از جمله مجلات زنان سکوت کردند و برخي هم آن را زودهنگام و راديکال دانستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طرح پيشنهادي منوچهريان با وجود آنکه باب تازه اي را درباره مباحث مربوط به خانواده و حقوق زن در مجلات و جامعه فراهم آورد، بالاخره راه به جايي نبرد و به گفته شريف امامي، طبق موازين بررسي نشد؛ اما به يکباره در اسفند ماه 1345 لايحه اي با عنوان لايحه "قانون خانواده" با جنجال فراوان در مطبوعات دولتي انعکاس يافت. در اين طرح نه نامي از مهرانگيز منوچهريان بود، و نه اشاره اي به کوشش هاي او در طرح بحث قوانين مربوط به خانواده. به عکس از طرح منوچهريان به عنوان طرحي شتاب زده و غير معتدل نام برده شد. "زن روز" خبر تصويب لايحه توسط مجلس شورا در 6 خرداد 1346 را منتشر کرد و به تشريح مفاد آن پرداخت. در نهايت، لايحة قانون حمايت از خانواده در مجلس شوراي ملي تصويب و به مجلس سنا فرستاده شد، و سرانجام در 27 خرداد 1346، مجله زن روز خبر از تصويب و قانوني شدن لايحه داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آن زمان، با وجود اجرايي شدن قانون حمايت از خانواده، اما بسياري از قوانين قديمي همچنان رايج بودند، مگر آنکه در تعارض با اين قانون قرار مي گرفتند. براي مثال، در اين مواقع دادگاه مجبور بود بر اساس قانون حمايت از خانواده عمل کند. اگر چه اين قانون نسبت به شرايط قبل داراي ويژگي هاي مثبت به نفع زنان بود، اما اشکالاتي نيز داشت. يعني با توجه به طرح قانون خانواده منوچهريان، محافظه کارانه جلوه مي کرد. در قانون حمايت خانواده تنها اصلاحاتي در قوانين اتفاق افتاده بود، در حالي که طرح منوچهريان به تغييرات عميق تري نظر داشت. براي مثال، در طرح منوچهريان "تعدد زوجات" به طور کلي ممنوع شده بود ولي در قانون تصويب شده، همچنان تعدد زوجات بدون تغيير باقي مانده بود. هرچند که، بعد از تصويب لايحه، "زن روز" مي نويسد که با توجه به کسب حقوقي هر چند اندک توسط زنان، مردان به اين مساله واکنش نشان مي دادند و مساله مهريه را مطرح مي ساختند. برخي از آقايان نامه هايي داده و گفته بودند که با وجود قانون حمايت از خانواده و دادن حق طلاق به زن، ديگر مهريه، سنتي و کهنه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهرانگيز منوچهريان نيز در نقد اين قانون و مواردي كه در آن در نظر گرفته نشده بود كتابي با عنوان "نابرابري هاي حقوق زن و مرد در ايران و راه اصلاح آن" توسط اتحاديه زنان حقوقدان ايران به چاپ رسانيد. در اين كتاب به مواردي چون حق مسكن، حق طلاق، اجازه خروج از كشور، تابعيت، حضانت، ولايت، قيموميت، ارث، ديه، حق اشتغال، تعدد زوجات، نكاح منقطع و موارد نابرابر ديگر در قوانين كه با قانون حمايت از خانواده 1353 هم هيچ كدام بر طرف نشده بود، اشاره مي كند و قوانيني برابر در مقابل آنها پيشنهاد مي دهد. از چاپ كتاب منوچهريان و نقد او به قانون حمايت از خانواده و قانون مدني چندي نگذشته بود كه با وقوع انقلاب 1357 قانون حمايت خانواده به كلي تعطيل شد. بدين ترتيب، حداقل حقوقي كه پس از مدت ها توانسته بود در ميانِ همة تنگ نظري هاي قدرتمندان نسبت به وضعيت زنان، نصيب آنان شود؛ مدت كوتاهي بيش دوام نياورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن زمان تاكنون حدود سه دهه مي گذرد. در اين سالها برخي از قوانين به صورت جزئي تغيير كردند، اما همچنان به هيچ كدام از آسيب هايي كه به زنان در طول اين سال ها به واسطه قوانين يك سو نگرانه وارد مي شود، نگاه جدي نشده است و همچنان كودكان در آتش نگاه تنگ نظرانه اي كه جامعه به مادرانشان دارد مي سوزند. اگر روزي كه "قانون حمايت خانواده برابر" به مجلس اعطا مي شد، زنان يك صدا از طرح دفاع مي كردند تا قانوني عادلانه تر را به دست آورند؛ و اگر زماني كه به راحتي قانون حمايت خانواده لغو شد، همه زنان در هر جناح و از هر مرام و مسلكي براي برجاي ماندن آن همصدا مي شدند، بعد از گذشت سي سال شاهد اين همه بي عدالتي در حق دختران معصومي نبوديم كه به خواست پدرانشان در نوباوگي زندگي شان و روياهاي كودكانه شان به مسلخ مي رود. حال، پس از سه دهه بار ديگر لايحه اي به نام حمايت از خانواده به مجلس مي رود. لايحه اي كه نه تنها تعدد زوجات را ملغا و يا حتي محدود نكرده است بلكه تنها مانع جزئي (اجازه همسر) را نيز از سر راه آن بر مي دارد. وضع کنوني ما، سي سال پيش است كه قانون حمايت از خانواده لغو شد، يا 40 سال پيش كه قانوني ضعيف با وجود طرحي قوي در مجلس تصويب شد. اكنون است كه بايد بدانيم چه داريم بر سر فرزندانمان مي آوريم. چگونه روياي زنان فردايمان را در آتش ندانم كاري هاي امروزمان مي سوزانيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لايحه اي که امروز مجدداً برخي تلاش مي کنند آن را از تصويب مجلس بگذرانند، لايحه اي است به بهاي زندگي زنان امروز و فرداهاي ميهن عزيزمان. به بهاي فرداي به همريخته كودكاني است كه در آتش چند همسري پدرانشان مي سوزند، و از شرم و خجلت، سر بلند نمي كنند تا نگاه ترس خورده و بي گناهشان در نگاه ديگري گره بخورد. كودكاني كه حتي زندگي شان در لهيب آتشي خاکستر مي شود كه به آزمندي و شهوت پدرانشان و به يمن قانون تعدد زوجات به مويي از حسادت و كينه بند است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون چه مي خواهيم؟ آيا هم چنان به دنبال آن هستيم تا با اختلافات سياسي و فرقه اي، و قرار دادن اين لايحه در فضاي قطبي و متخاصم، فروپاشي زندگي زنان و كودكان را نويد دهيم. مساله اي كه بر سر آن معامله مي كنيم ساده نيست. زندگي و سرنوشت زني است كه بعد از سي سال از مرگ همسر هنوز وقتي كه به ياد مي آورد چگونه شوهرش هوو و كمربندي به وسعت بدن رنجورش به او هديه کرد به پهناي صورت اشك مي ريزد. سرنوشت اين لايحه، سرنوشت زندگي كودكي بي پناهي است كه توسط زنِ ديگر پدرش، كشته مي شود و بدن تكه تكه شده اش در لابه لاي رختخواب ها باقي مي ماند. بحث اين لايحه، بحث زندگي دختري است كه با ازدواج دوباره شوهرش آب جوش بر خود مي ريزد و مي سوزد؛ هرچند ازدواج اجباري و نداشتن حق طلاق، روح و روان او را پيشاپيش سوزانده بود. سوختن و ساختن، سوختن و تحمل کردن زير لواي قانوني كه نوشته اند برايش که: «هيچ حقي جز سكوت نداري».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري، اين لايحه، در واقع سرنوشت زندگي هزاران زني است كه پاي اجاق ها مي سوزند و تحمل مي کنند و رنج مي کشند و از ته دل، نفرين مي کنند، اما مردشان، مغرور و سرافراز، هر روز كسي مثل آنان را كه در كنار اجاق هاي ديگر مي سوزند، با جاري کردن صيغه اي، به يكباره آتش مي كشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون بياييم به هزاران پرونده اي كه در دادگاه هاي خانواده مفتوح است نگاهي دوباره بياندازيم؛ نگاهي مسئولانه و موشکاف تا مشاهده کنيم که قوانين خانواده حتي زبان وكلا، قضات، مددكاران و ... را بسته است تا آنها نيز نتوانند به موجب قانوني كه محرز است و ملزم به اجرا، حكمي عادلانه صادر كنند، يا دفاعي انساني ارائه دهند، يا حتي کورسويي از اميد بگشايند. کورسويي به روي چشمان پر التماس زناني كه ديگر ناي بالارفتن از پله هاي دادگاه را هم ندارند. بياييم به دادخواهي زناني بنشينيم كه فردا روزي بايد به آنها پاسخگو باشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كنار هم بايستيم، از هر مسلك و جناح؛ اگر كه نماينده مجلس هستيم، اگر عضو کميسيون زنان قوه قضائيه هستيم، اگر فعال حقوق زنان هستيم، يا حتي رهگذري؛ چراكه مي دانيم تصويب اين لايحه چگونه مي تواند زندگي و امنيت خاطر ميليون ها خانواده هموطن مان را به چالش بگيرد. بياييم دست به دست هم دهيم و در فضاي خردمندانه و آرام، به اصلاح اين لايحه و قوانين مربوط به خانواده همت گماريم، تا زندگي خود و ميليون ها زن را از موهبت قانوني عادلانه بهره مند سازيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  منبع: احمدي خراساني، نوشين، و پروين اردلان (1382) "سناتور" تهران: نشر توسعه.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8016282673180897696?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8016282673180897696/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8016282673180897696&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8016282673180897696'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8016282673180897696'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='لايحه «حمايت از خانواده» و آينده زندگي دخترانمان'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7604221788710151246</id><published>2007-11-26T01:34:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:11:38.548+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعتراض‌ها'/><title type='text'>همه ما مثل مریم گزارشگر درد و رنج زنان هستیم</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;اعتراض بیش از یک هزار تن از مدافعان حقوق برابر به بازداشت «مریم حسین خواه»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;يكشنبه4 آذر 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="156" src="http://www.we-change.org/IMG/jpg/maryam.evin29aban86.jpg" width="203" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;روز 26 آبان ماه مریم حسین خواه، یکی از صدها فعال کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و یکی از بی شمار روزنامه نگاران و نویسندگان مدافع حقوق زنان را در پی احضاریه ای کتبی در دادگاه انقلاب بازجویی کردند و به خاطر نوشته ها و فعالیت هایش در سایت «تغییر برای برابری» (سایت کمپین یک میلیون امضاء) و سایت «زنستان» (ارگان مرکز فرهنگی زنان) به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کردند و پس از تعیین قرار وثیقه ای 100 میلیون تومانی، به خاطر نداشتن وثیقه به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند. این درحالی است که سایت تغییر برای برابری یکی از سایت های کمپین گسترده و پرتنوع یک میلیون امضاء و متعلق به همه اعضا و هواداران آن است و بسیاری از معترضان به قوانین تبعیض آمیز موجود علیه زنان، در آن قلم می زنند، گزارش تهیه می کنند و در مجموع آن را اداره می کنند. ما فعالان حقوق برابر همگی با برداشتن گام هایی هرچند کوچک در جهت آگاهی رسانی به مردم و هموطنان خود در مورد نظام حقوقی تبعیض آمیز کنونی سعی کرده ایم تجربه ها و گزارش ها و دردهای جامعه زنان را هر جا امکان پذیر بوده مکتوب سازیم، چه در سایت های خود همچون تغییر برای برابری، زنستان، کانون زنان ایرانی، میدان و... چه در وبلاگ های خود و چه در روزنامه های رسمی کشور و چه به صورت شفاهی و چهره به چهره.&lt;br /&gt;از این رو اگر مسئولیت و گزندی از فعالیت های قانونی و خبررسانی شفاف و انتشار مکتوبات و مقالات در سایت «تغییر برای برابری» یا سایت «زنستان» متوجه هر یک از کنشگران این جنبش باشد قطعا بر دوش تک تک ما امضاء کنندگان این نامه که خود را متعلق به جنبش حقوق برابر و مدافع آن می دانیم، قرار دارد. همه ما...&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/11/blog-post_26.html"&gt;ادامه...&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7604221788710151246?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7604221788710151246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7604221788710151246&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7604221788710151246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7604221788710151246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_26.html' title='همه ما مثل مریم گزارشگر درد و رنج زنان هستیم'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-6946101351319140790</id><published>2007-11-21T00:41:00.000+03:30</published><updated>2007-11-21T00:48:20.554+03:30</updated><title type='text'>ملاقات با مریم حسین خواه در زندان زنان</title><content type='html'>&lt;img height="264" src="http://www.we-change.org/IMG/jpg/maryam.evin29aban86.jpg" width="300" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?article1382"&gt;تغییر برای برابری :&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; صبح امروز 29 آبان 1386که روز ملاقات زنان زندان اوین بند عمومی است خانواده مریم حسین خواه موفق به دیدار وی شدند. شهاب میرزایی همسر مریم می گوید:«سه شنبه ها از ساعت 9 صبح تا 2 بعداز ظهر وقت ملاقات زنان است. خوشبختانه توانستیم مریم را ملاقات کنیم.» او درباره وضعیت روحی مریم می گوید: «روحیه اش خیلی خوب بود. می گفت اینجا آدم درد خودش را فراموش می کند.»&lt;br /&gt;هاجر حسین خواه خواهر مریم نیزکه امروز به دیدار مریم رفت، می گوید: «من به مریم گفتم برای آزادی ات تلاش می کنییم. مریم گفت آخر ما که صد میلیون وثیقه نداریم. گفتم همه در تلاش اند که میزان وثیقه را پایین بیاورند.» هاجر در ادامه می گوید:« مریم خیلی از رفتار خوب زنان زندانی با خودش حرف زد. گفت اینجا براحتی آدم جدید را قبول نمی کنند اما رفتارشان با من رفتار با یک آشناست. آنها از فعالیت های ما خبر دارند، فعالیت های ما در بیرون خیلی تاثیرگذار بوده و خیلی قدردان هستند. گفت آنها اززمانی که آمده ام مراقب من هستند که چیزی کم نداشته باشم. آنها همه بچه ها را می شناسند از ناهید و محبوبه می پرسند و از فعالیت اعضای کمپین در جمع اوری امضا، آنها خیلی به حرکت ما امیدوارند.» هاجر در ادامه می افزاید:« مریم زندان را هم به عنوان یک فرصت می نگرد وحالا می خواهد از این فرصت برای انعکاس مشکلات حقوقی زنان زندانی استفاده می کندتا تاثیرات قوانین نابرابر را بر زندگی آنها نشان دهد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای مریم وثیقه 100 میلیون تومانی صادر کرده اند. همسرش می گوید:« با &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;حقوق ماهی دویست تومان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; روزنامه نگاری تازه اگر روزنامه &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;تعطیل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; نشود ( میانگین زندگی هر روزنامه در ایران بین سه تا 6 ماه است وحقوق روزنامه نگاری معمولا با یکی یا دوماه تعویق پرداخت می شود) &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;50 سال طول می کشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; که این مبلغ جمع شود، این بهایی است که کسانی که به کارشان اعتقاد دارند می پردازند.»&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-6946101351319140790?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/6946101351319140790/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=6946101351319140790&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6946101351319140790'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6946101351319140790'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_21.html' title='ملاقات با مریم حسین خواه در زندان زنان'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8804070873902524740</id><published>2007-11-19T22:12:00.000+03:30</published><updated>2007-11-19T22:17:44.402+03:30</updated><title type='text'>اينجا بند زنان زندان اوين است</title><content type='html'>&lt;img height="200" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L164xH200/arton1383-eb246.jpg" width="164" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;اینجا زندان است و من زنی در میان زنانی كه دردهايشان مثال روشن نابرابري است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نوشته مریم حسین خواه از بند 3عمومی زندان زنان اوین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو شنبه28 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينجا زندان است. بند زنان زندان اوين. اولين بار نيست كه به اینجا مي آيم. بار اول نيست كه به اوين مي آيم. بار اول خبرنگاري بودم كه با رئیس زندان سلول به سلول جلو مي رفتم و براي اولين بار سرگذشت زناني كه به جرم اعتياد، فحشا، و قتل اسير چهارديواري زندان بودند را مي شنيدم كه بنويسم اما فقط چند كلمه؛ همان قدر كه بودن رئيس اجازه مي داد. همان روز بود كه همه زندانيان در حضور مسئولان بند از شرايط زندان تعريف كردند و گفتند كه مشكلي ندارند، اما هنگام رفتنم، كاغذ مچاله ای را در جيبم گذاشتند كه "به داد ما برسيد، اين جا هيچ كس به فكر ما نيست".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار دوم من هم زنداني بودم. درست مثل همه آن زندانيان در بند. 30 نفر از فعالان زن در انفرادي بودند و من آشفته و نگران، ميان غم زناني كه هميشه از آنان مي نوشتم، و سرنوشت نامعلوم دوستانم سرگردان بودم. آن روز براي آنها مهماني بودم كه به زودي مي رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين بار، بار سوم اما، همه چيز متفاوت است. حالا من با اين وثيقه صد ميليون توماني يكي از خودشان هستم. يكي از صدها زني كه سال ها است گرفتار ديوارهاي بلند اوین اند و هيچ دادرسي ندارند. نه قانون به فريادشان مي رسد، نه خانواده و نه هيچ كس ديگر. اصلا معناي بي پناهي را فقط اينجاست كه مي توان فهميد. در چشمان زناني كه اگر قانون كمي، فقط كمي، عادلانه تر بود آنها اينك در خانه هايشان در كنار فرزندانشان بودند. زناني كه هيچ شباهتي به كليشه هاي ما از زنان زنداني ندارند. زناني كه برخي به خاطر تاب نياوردن قوانين نابرابر خود مجري قانون شده اند و به گفته قانونگذار قانون شكن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخي به خاطر ناآگاهي و فقري كه هميشه دامن گير زنان بود گرفتار شده اند و برخي همچون ليلا به خاطر اين كه از دادگاه درخواست نفقه كرده اند! باورش سخت است اما ليلا 47 ساله، بيست سال است كه مي خواهد از شوهري كه او و كودك عقب مانده اش را رها كرده و رفته، نفقه اش را بگيرد و هيچ دادگاهي هنوز به داد او نرسيده. ليلا با چشمان پر از اشك به زمين خيره شده و مي گويد:« هنوز دو سال از ازدواجمان نگذشته بود كه فهميدم شوهرم قبل از من زن داشته. دختر عقب مانده ام كه به دنيا آمد ما را رها كرد و رفت. من ماندم و دو بچه كوچك كه يكي هم عقب مانده بود و بايد خرج دوا و درمانش را مي دادم. شوهرم خانه داشت، ماشين داشت، مال و اموال داشت، من فقط آن قدري می خواستم كه خرج اين دو بچه بدبخت و مريض را بدهم اما او نداد و هيچ دادگاهي هم محكومش نكرد.» وقتي می پرسم:«چرا طلاق نگرفتي؟ مي گويد"هنوز اميدم به قانون است كه شاید نفقه فرزندانم را بگيرم." مي گويد: «فقط ده ميليون تومان هم براي بيست سال زندگي بدهد مي روم و خودم را خلاص مي كنم. نمي دهد اما... دو روز پيش شوهر ليلا در دادگاه گفته نفقه نمي دهد و ليلا و بچه هايش را كتك زده. قاضي ليلايي را كه كتك خورده و شوهرش را كه كتك زده با هم به زندان فرستاده به جرم به هم ريختن نظم دادگاه. آن هم به زندان اوين. شوهرش همان شب سند گذاشته و آزاد شده و ليلا با چشماني اشكبار و نگاهي ناباور در انتظار اين است كه شايد كسي برايش سند بگذارد و آزادش كند...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر گاه از بي حقوقي زنان مي گويیم نفقه و مهريه را به رخ مان مي كشند، همه با ین جمله آشناییم که« با داشتن اين ها ديگر چه مي خواهيد؟!) ليلاها و ليلاها، اما نه مهريه اي دارند كه به اتكاي آن بتوانند زندگي كنند و نه نفقه اي. تجربه ليلا مي گويد «مرد اگر بخواهد نفقه نمي دهد» و هيچ قانون و دادگاهي نمي تواند او را وادار به پرداخت نفقه كند و نبايد حقوق بديهي ای همچون برابري در دیه، ارث، شهادت، حق داشتن طلاق، ... را به بهانه داشتن نفقه و مهريه اي كه گرفتن آن گاه ناممكن مي شود ناديده گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ليلا يكي از صدها زني است كه به خاطر قانون نابرابر، زندگي اش را باخته و حالا از تمام دنيا فقط يك سقف آهني دارد و ديوارهايي كه تمام نمي شود. اين ها را که مي نويسم، چند قدم آن طرف تر از من زني جوان که بدنش کبود کبود است در حال گريستن است. گريه كه نه ضجه مي زند. سر به ديوار مي كوبد. فرياد مي زند. و مي خواهد خودش را بكشد، با روسري ای كه به گلو گره زده است. شايد همين نااميدي از قانون و عدالت است كه او را تا چند قدمي مرگ آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبي كه روز قبلش تهديد به بازداشت شده بودم در فكر برنامه ای بودم که كه در زندان دوام بياورم. اما حالا مي ترسم وقت كم بياورم. ميان اين همه زني كه زندگي و دردهاي هر كدامشان مثالي روشن از نابرابري است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8804070873902524740?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8804070873902524740/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8804070873902524740&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8804070873902524740'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8804070873902524740'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_19.html' title='اينجا بند زنان زندان اوين است'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-6165435313430556470</id><published>2007-11-18T16:35:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:18:44.386+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بازداشت‌ها'/><title type='text'>مريم حسين‌خواه بازداشت شد!</title><content type='html'>&lt;img height="200" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L181xH200/arton1368-5b41b.jpg" width="181" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;مریم حسین خواه روزنامه نگار و عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مریم حسین خواه روزنامه نگار، عضو کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز زنان و فعال جنبش زنان بازداشت شد. چند روز پس از مسدود شدن سایت زنستان ارگان مرکز فرهنگی زنان، مریم حسین خواه که از اعضای مرکز فرهنگی و تحریره زنستان و سایت تغییر برای برابری، سایت کمپین یک میلیون امضا است، برای 26 آبان ماه 1386 به دادسرای ویژه امنیت احضار شد و در آنجا به مدت دو ساعت مورد بازجویی قرار گرفت. به او گفته شد که متهم به تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در زنستان و تغییر برای برابری است. همچنین از او خواسته شد که برای ادامه بازجویی ساعت 9 صبح روز بعد نیز مجددا به دادگاه مراجعه کند اما در پی مراجعه مجدد مریم حسین خواه به دادگاه در 27 آبان 1386 در کمال تعجب برای او قرار بازداشت صادر شد و این فعال جنبش زنان را ساعت 2 بعد از ظهر به زندان اوین منتقل کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.irwomen.net/spip.php?article4876"&gt;بازپرسی از مریم حسین خواه,روزنامه نگار به اتهام نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام / کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.irwomen.net/spip.php?article4884"&gt;مریم حسین خواه روزنامه نگار و عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد / کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.autnews.info/archives/1386,08,0005965"&gt;مريم حسين خواه، از فعالان جنبش زنان بازداشت شد / خبرنامه اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://humanly.blogfa.com/post-130.aspx"&gt;يار زنستاني من / وبلاگ تداعي آزاد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="https://balatarin.com/topic/2007/11/18/1000711"&gt;مجموعه لينکهاي مربوط به بازداشت مريم حسين خواه در سايت بالاترين&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://pargas1.blogfa.com/post-50.aspx"&gt;اوين براي تمام همه زنان آزاديخواه جا دارد؟/ وبلاگ پرگاس&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.advarnews.us/humanright/6112.aspx"&gt;مریم حسین خواه فعال جنبش زنان بازداشت شد/ ادوار نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://news.gooya.com/politics/archives/2007/11/065055.php"&gt;مريم حسين خواه فعال جنبش زنان بازداشت شد/ گويا نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.maryamir.com/archives/2007/11/post_128.html"&gt;در غياب زنستان/وبلاگ فصل زن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.irwomen.net/spip.php?article4886"&gt;فریده غیرت ،حقوقدان:بازداشت مریم حسین خواه غیر قانونی است / کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://1mira.blogfa.com/post-38.aspx"&gt;وصله اي که به اين قبا نمي خورد / وبلاگ ميرا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://farnaaz.info/archives/003644.html"&gt;او قوی است.../وبلاگ امشاسپندان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://irwomen.net/spip.php?article4889"&gt;برای مریم حسین خواه/کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://varesh.blogfa.com/post-575.aspx"&gt;مريم حسين خواه مهربان هم / وبلاگ وارش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="spip_out" href="http://www.kharzar.blogfa.com/post-416.aspx"&gt;مريم بازداشت شد/وبلاگ پرنده خارزار&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-6165435313430556470?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/6165435313430556470/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=6165435313430556470&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6165435313430556470'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6165435313430556470'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_2750.html' title='مريم حسين‌خواه بازداشت شد!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-1223155781007111202</id><published>2007-11-18T16:18:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:19:13.814+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بازداشت‌ها'/><title type='text'>مريم حسين خواه فعال جنبش زنان بازداشت شد</title><content type='html'>&lt;img height="90" src="http://www.advarnews.us/images/2007.11/maryam-hoseinkhah80.jpg" width="58" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.advarnews.us/humanright/6112.aspx"&gt;ادوارنيوز:&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; مريم حسين خواه فعال جنبش زنان ظهر امروز در دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار ادوارنيوز به دنبال دريافت احضاريه از سوی دادگاه انقلاب، خانم حسين خواه ديروز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود و در جلسه بازپرسی ، بازپرس ضمن معرفی وی به عنوان يکی از دست اندرکاران سايت زنستان و تغيير برای برابری خواستار معرفی ساير دست اندرکاران اين سايت توسط خانم حسين خواه ظرف مدت ۲۴ ساعت می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابه گفته همسر خانم حسين خواه ، وی ظهر امروز و در پی مراجعه مجدد به دادگاه، بازداشت و از محل دادگاه انقلاب به زندان اوين منتقل شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-1223155781007111202?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/1223155781007111202/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=1223155781007111202&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1223155781007111202'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1223155781007111202'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_18.html' title='مريم حسين خواه فعال جنبش زنان بازداشت شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-5550843303634676977</id><published>2007-11-15T23:25:00.001+03:30</published><updated>2007-11-15T23:38:41.534+03:30</updated><title type='text'>سایت زنستان مسدود شد</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.dw-world.de/image/0,,1764644_4,00.jpg"/&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2928434,00.html"&gt;دويچه‌وله:&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; نشریه اینترنتی زنستان با اخطار دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد بسته شد. این سایت که اخبار مربوط به جنبش زنان را پوشش می‌داد، پیش از این شش بار فیلتر شده‌بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد با احضار مسئولان شرکت هایی که هاست و دومین مجله اینترنتی زنستان از آنها خریداری شده بود، از آنها خواست که فضای اینترنتی فروخته شده به زنستان را مسدود کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قوانین مربوط به رسانه‌ها هیچ قانونی در مورد مسدود کردن فضای اینترنتی یک سایت وجود ندارد و از این رو بستن سایت زنستان عملی غیرقانونی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لیلا علی‌کرمی، وکیل و حقوقدان در این مورد توضیح می‌دهد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«سایت زنستان سایتی بوده که اخبار را پخش می‌کرده و در آنجا هیچ مطلبی خلاف اصول شرع و قانون نوشته نمی‌شده یا اینکه در معرض مراجعه‌کنندگان سایت قرار نداشته است. بنابراین اصلا ما قانونی در این خصوص نداریم که بخواهیم با استناد به آن حتا سایت را فیلتر یا مسدودش کنیم. ولی متاسفانه الان خیلی از سایتها هستند که با این مشکل مواجه هستند و فیلترینگ خیلی قوی هست در ایران و بنابراین این کار اصلا پایه‌ قانونی ندارد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی‌کرمی می‌گوید، از آنجایی که این سایت بدون هیچ حکم دادگاهی بسته شده، پیگیری برای رفع توقیف از آن نیز مشکل است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«همانطور که گفتم این سایت براساس قانون بسته نشده است. یعنی راه قانونی... به چه مرجعی باید مراجعه کرد؟ این براساس قانون و حکم دادگاه و براساس رسیدگی قانونی انجام نگرفته است. بنابراین من فکر نمی‌کنم راه قانونی‌ای وجود داشته باشد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که بسته‌شدن این سایت به دستور وزارت ارشاد صورت گرفته، علی‌کرمی تنها راه پیگیری قضایی این موضوع را شکایت از این وزراتخانه می‌داند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«اینطور که شنیدم از طریق اخطاری که از وزارت ارشاد آمده این کار صورت گرفته است. بنابراین تنها راهش این است که ما علیه وزارت ارشاد شکایت‌مان را مطرح کنیم که به این کارهای خلاف قانونش ادامه ندهد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی از فعالان زنان معتقدند مسدود شدن این سایت به منظور اعمال فشار بیشتر بر جنبش زنان صورت گرفته‌است. اخیرا نیز حکم زندان و شلاق برای دو تن از فعالان زنان تأیید شده و چند تن دیگر نیز برای حضور در دادگاه دعوت شده‌اند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-5550843303634676977?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/5550843303634676977/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=5550843303634676977&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5550843303634676977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5550843303634676977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_15.html' title='سایت زنستان مسدود شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-3753681586251046095</id><published>2007-11-14T23:32:00.000+03:30</published><updated>2007-11-14T23:34:54.743+03:30</updated><title type='text'>سايت زنستان به دستور دادسراي ارشاد مسدود شد</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;a href="http://irwomen.com/spip.php?article4860"&gt;كانون زنان ايراني:&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; نشریه اینترنتی زنستان با اخطار دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد، بسته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد با اخطار به شرکت هایی که هاست و دومین زنستان از آنها خریداری شده بود و احضار مسئولان این شرکت ها از آنها خواست که فضای اینترنتی فروخته شده به زنستان را مسدود کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این در حالی است که این سایت اینترنتی فعال در حوزه زنان، پیش از این شش بار فیلتر شده بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-3753681586251046095?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/3753681586251046095/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=3753681586251046095&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3753681586251046095'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3753681586251046095'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_14.html' title='سايت زنستان به دستور دادسراي ارشاد مسدود شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-1076892065984282074</id><published>2007-11-10T22:41:00.000+03:30</published><updated>2007-11-10T22:46:06.770+03:30</updated><title type='text'>دستور توقف اجراي حكم</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;وكيل دل‌آرام علي خبر داد: دستور توقف اجراي حكم موكلم صادر شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ، سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي- وكيل مدافع دل‌آرام علي (از متهمان پرونده‌ي تجمع 22خرداد) گفت: ‌صبح امروز با مراجعه به قوه قضاييه و دفتر سخنگوي مطلع شدم كه دستور توقف اجراي حكم موكلم براي بررسي مجدد پرونده صادر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسرين ستوده در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران‌(ايسنا)، اظهار داشت:‌ پيش از اين موكلم در نامه اي به رييس قوه قضاييه توقف اجراي حكم خود را خواستار شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="276" src="http://www.we-change.org/IMG/jpg/bam2.jpg" width="360" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي افزود: يكي از ايرادات وارد بر حكم صادره اين است كه اين حكم حتي به رويت موكلم نرسيده و پيش از آن تماسي از اجراي احكام گرفته شده تا موكلم خود را معرفي كند و موكل تنها طبق اعلام كارمند اجراي احكام از محتويات حكم تجديد نظر خود مطلع شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش ايسنا، دل‌آرام علي از سوي شعبه‌ي 15 دادگاه ‌انقلاب به دو سال و 10 ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شده بود كه شعبه‌ي 36 دادگاه تجديد نظر دو سال و شش ماه از حبس وي را مورد تاييد قرار داد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-1076892065984282074?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/1076892065984282074/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=1076892065984282074&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1076892065984282074'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1076892065984282074'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_10.html' title='دستور توقف اجراي حكم'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2377149374206600586</id><published>2007-11-07T04:49:00.000+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:51.667+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>آن‌که او امروز در بند شماست!</title><content type='html'>&lt;img src="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/RzESkTP7HzI/AAAAAAAAABg/p6F0W_qcs2c/S240/33.JPG" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;چه تدبیر شومی برای زن ایرانی تدارک دیده‌اند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نوشين احمدی‌خراسانی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سنگینی این خبر که: دلارام اگر خودش را معرفی نکند «فراری» محسوب می‌شود،... همه را غافل‌گیر و شوکه کرد. و این پرسش که چرا؟ به راستی چرا با این عجله، حتا بدون ابلاغ حکم به وکلایش و فقط با ابلاغی شفاهی؟ این پرسشی است که در این چند روزه ذهن همه فعالان کمپین یک میلیون امضاء را به خود مشغول کرده. به راستی چرا بعد از 2 سال از تجمع 22 خرداد و در حالی که تجمع دیگری هم بعد از آن برگزار نشد، باز هم در اجرای احکام ناعادلانه و غیرقانونی مربوط به تجمع قانونی 22 خرداد، پافشاری می‌کنند؟ چند فرضیه برای درک این تصمیم غیرقانونی دولت‌ـ‌مردان وجود دارد:&lt;br /&gt;يک فرضیه آن است که با اجرای حکم دلارام، این دختر جوان تازه عروس، می‌خواهند جنبش زنان نیز مانند جنبش دانشجویی، جنبش سندیکایی و جنبش معلمان، گروگان‌هایی در زندان داشته باشد تا به این طریق آن تیغ را بالای سر فعالان جنبش زنان برنده‌تر نگهدارند و اندیشه برگزاری تجمع را از اساس در میان فعالان جنبش زنان بخشکانند تا این که در آینده اگر هم بخواهند لایحه ضدخانواده را به تصویب برسانند، انگیزه برگزاری تجمع علیه این لایحه (که با قدرت و صراحت از سوی فعالان جنبش زنان و به ویژه از سوی شیرین عبادی مطرح شده) برای همیشه از ذهن فعالان جنبش زنان، زدوده شود. زیرا چهار ماه آینده، ماه‌های بسیار سرنوشت‌سازی برای بخش‌هایی از حاکمیت است و برای آن‌که این چند ماه باقی‌مانده تا انتخابات، برایشان بدون کمترین مقاومت از سوی جامعه مدنی پیش برود چنین تمهیداتی را لازم می‌دانند. از این روست که به نظر می‌رسد احتمال دارد لایحه ضدخانواده را هرچه سریع‌تر، از تایید مجلس بگذرانند و سپس التهابات اجتماعی ناشی از آن را «راحت‌تر» فرونشانند و جنبش زنان را برای انتخابات مجلس پیش رو به کلی خسته و مایوس سازند و به میمنت و مبارکی، انتخابات سراسر مردانه‌شان را برگزار کنند...&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/11/blog-post_07.html" target="_blank"&gt; ادامه مطلب&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بخش‌های ديگر مطالب زنستان شماره 33&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,01,59,59/"&gt;کار هر سینه نیست این آواز/ منصوره شجاعی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,12,58,39/"&gt;ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد / سارا لقمانی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,11,00,48/"&gt;هیچ زندانی ظرفیت هفتاد میلیون انسان را ندارد /علی عبدی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,10,59,27/"&gt;نام یکایک ما «دلارام» است / نیلوفر گل‌کار&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,09,01,52/"&gt;پشت صحنه یک عکس/ سمیه فرید&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,08,59,33/"&gt;با دیدگانی اشک آلود، برای دلآرام.../ نسیم سرابندی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,01,47,59/"&gt;پوز خند را فراموش نکنیم&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlangmag@gmail.com"&gt;تارا نجد احمدی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,01,53,49/"&gt;با رفتن دلارام علي به زندان ، می توان کلاس هاي آموزش عليه خشونت در زندان بر گزارکرد&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlangmag@gmail.com"&gt;طلعت تقی نیا&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,08,50,36/"&gt;نگاهی به فعالیت های دل آرام علی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,01,52,25/"&gt;گفتگو با مادر دل آرام علی:دلارام زندان را هم متحول مي كند&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue33/07,11,06,08,59,30/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;مجرم یا معترض؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بیتا طاهباز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به نظر می رسد مفاهیم تغییر یافته است. بر اساس عقل سلیم، دلارام مجرم است یا معترض؟ او جرمی مرتکب شده است یا به نابرابری های موجود انتقاد دارد؟ ذهن خلاق و پرسشگر او در حال کنکاش و چون و چرا است. چرا نمی تواند حق طلاق داشته باشد؟ چرا نمی تواند قیمومیت فرزندش را داشته باشد؟ چرا نمی تواند به عنوان یک زن کارگر یا کارمند فرزندش را بیمه کند؟ مگر رنگ خون او با رنگ خون برادرش فرق دارد؟ چرا ارزش خون و وجود او نصف است؟ و هزاران چرای دیگر که عقل سلیم این چون و چرایی را جرم می داند یا اعتراضی حق خواهانه ؟ بر اساس عقل سلیم، دلارام مستحق تشویق است یا تنبیه؟ آیا باید به چنین زنانی ببالیم که فکر می کنند، مطالعه می کنند، به همنوعان خود اهمیت می دهند یا آنان را به حبس های طولانی محکوم کنیم؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2377149374206600586?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2377149374206600586/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2377149374206600586&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2377149374206600586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2377149374206600586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_07.html' title='آن‌که او امروز در بند شماست!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/RzESkTP7HzI/AAAAAAAAABg/p6F0W_qcs2c/s72-c/33.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2295198524254660857</id><published>2007-11-06T21:06:00.000+03:30</published><updated>2007-11-06T21:14:29.749+03:30</updated><title type='text'>"بند" سزاوار دلارام نیست!</title><content type='html'>&lt;object id="obj1" codebase="%20http:/download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=" height="160" width="160" border="0" classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000"&gt;&lt;param name="_cx" value="4233"&gt;&lt;param name="_cy" value="4233"&gt;&lt;param name="FlashVars" value=""&gt;&lt;param name="Movie" value=" http://www.we4change.info/IMG/flash/delaram.swf "&gt;&lt;param name="Src" value=" http://www.we4change.info/IMG/flash/delaram.swf "&gt;&lt;param name="WMode" value="Window"&gt;&lt;param name="Play" value="-1"&gt;&lt;param name="Loop" value="-1"&gt;&lt;param name="Quality" value="High"&gt;&lt;param name="SAlign" value=""&gt;&lt;param name="Menu" value="-1"&gt;&lt;param name="Base" value=""&gt;&lt;param name="AllowScriptAccess" value=""&gt;&lt;param name="Scale" value="NoScale"&gt;&lt;param name="DeviceFont" value="0"&gt;&lt;param name="EmbedMovie" value="0"&gt;&lt;param name="BGColor" value=""&gt;&lt;param name="SWRemote" value=""&gt;&lt;param name="MovieData" value=""&gt;&lt;param name="SeamlessTabbing" value="1"&gt;&lt;param name="Profile" value="0"&gt;&lt;param name="ProfileAddress" value=""&gt;&lt;param name="ProfilePort" value="0"&gt;&lt;param name="AllowNetworking" value="all"&gt;&lt;param name="AllowFullScreen" value="false"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;embed src="%20http:/www.we4change.info/IMG/flash/delaram.swf" pluginspage=" http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" width="160" height="160"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;br /&gt;او رها است و برای رهایی زیسته است. بند نیز شرمگین می شود اگر بر دست او خم شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;30 ماه بند! حکمی است که به پاس تلاشهای یک فعال حقوق زنان به دست او داده اند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرم است بر ما و تاریخمان این برگ!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بند و تازیانه را بر مدافعان حقوق زن چه کار؟! به پاس کارنامه حمایت از محرومان بم، دلارام را به بند می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به پاس پیشرو بودن در جنبش زنان، دلارام را به بند می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به پاس پیشرو بودن در جنبش دانشجویی، دلارام را به بند می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به پاس پوییدن، رهیدن، رهانیدن، دلارام را به بند می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 خرداد 85 کجا بودی که ببینی اش؟ بر زمینش کشیدند. دستش را شکستند. همین دلارام را. همین دل – آرام را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه شد؟ راسخ تر شد در این که قانون نابرابر "باید" تغییر کند، حتا اگر برای آن دلارام را به بند برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از 22 خرداد دیدی اش؟ در کوچه ها ، خیابانها، وقتی که امضا جمع می کرد؟ وقتی که حرف می زد و دفاع می کرد از ایده اش، اراده اش که قانون نابرابر باید تغییر کند! وقتی که باورش را از رهایی در کنشی مسالمت آمیز و انسانی و بشر دوستانه دنبال می کرد که قانون نابرابر باید تغییر کند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک او را به پاس این همه، به بند می برند؟! هیچ بندی سزاوار دلارام نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما جمعی از فعالان جنبش زنان به حکم دو سال و شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق دلارام علی – فعال حقوق زنان- اعتراض داریم و بدینوسیله اعتراضمان را به همه کسانی که می توانند در تغییر این حکم تاثیرگذار باشند اعلام می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1276"&gt;تصور کن / وبلاگ يک لحظه تنهايي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1275"&gt;تکرار يک اتفاق / وبلاگ ميرا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1274"&gt;30 ماه زندان برای دلارام علی، فعال حقوق زنان / شهرزاد نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1273"&gt;تلاش مادران صلح برای توقف حكم دلارام علي / کانون زنان ايراني&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1272"&gt;شيرين عبادي:دلارام علي شنبه به زندان ميرود / ادوار نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;15 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1271"&gt;ما نيز مجرميم.رشيد اسماعيلي /ادوار نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1270"&gt;بیست و هشت ماه زندان برای فعال جنبش زنان / گزارش بي بي سي از تاييد حکم دلارام علي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1269"&gt;دادخواهي مادران براي توقف حکم دلارام بي نتيجه ماند / زنستان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1267"&gt;پوزخند را فراموش نکنيم.تارا احمدي/ زنستان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1266"&gt;بالاترين&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1265"&gt;نامه اي براي دلارام علي / وبلاگ تداعي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1264"&gt;هر که دلآرام ديد،از دلش آرام رفت / وبلاگ زندگي در آکواريوم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1263"&gt;باز هم خبر ، از به بند کشيدن خواهر ديگرم / وبلاگ نگاه بي حجاب&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1262"&gt;شب تو يا شب (براي دلارام علي ) / وبلاگ آن زن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1261"&gt;دلارام را به زندان نبريد / وبلاگ پرگاس&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1260"&gt;جاي دلارام در دانشگاه کلمبيا خالي بود/سايت جمهور&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1259"&gt;حقوق زن و دموکراسی دو کفه یک ترازو هستند./گزارش ايران امروز از کنفرانس مطبوعاتي حقوق زن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1258"&gt;حکم دلارام علي تاييد شد / پيک ايران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1257"&gt;دادگاه تجدیدنظر حکم حبس دلارام علی را تایید کرد/کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1256"&gt;تاييد محكوميت ‌دو و نيم سال حبس تعزيري يك متهم پرونده تجمع‌٢٢خرداد ‌٨٥/ نوانديش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1255"&gt;تاييد حکم زندان و شلاق يک فعال زن / آفتاب نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1254"&gt;حکم حبس دلارام علي تاييد شد،دايره اجراي احکام او را براي اجراي حکم فرا خواند/گويا نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1253"&gt;دادگاه تجديد نظر حکم حبس دلارام علي را تاييد کرد / خبرنامه امير کيبر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1252"&gt;تأیید حکم دوسال و نیم حبس برای دلارام علی، فعال حقوق زنان/دويچه وله&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1251"&gt;گزارش اعتماد از کنفرانس مطبوعاتي حقوق زن &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1250"&gt;گزارش سرمايه از کنفرانس مطبوعاتي حقوق زن &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1249"&gt;اي آقايان دوستانمان را آزاد کنيد / وبلاگ تجربه هاي زنانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1248"&gt;جاي دلارام علي در زندان است؟ ستاره سجادي/زنستان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1247"&gt;دلارام علي خود را به زندان معرفي مي کند/گزارش کانون زنان از کنفرانس مطبوعاتي حقوق زن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;14 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.we4change.info/spip.php?article1246"&gt;گزارش اعتماد ملي از کنفرانس مطبوعاتي حقوق زن&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2295198524254660857?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2295198524254660857/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2295198524254660857&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2295198524254660857'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2295198524254660857'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_06.html' title='&quot;بند&quot; سزاوار دلارام نیست!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-3595925096100171939</id><published>2007-11-05T23:51:00.000+03:30</published><updated>2007-11-05T23:55:04.474+03:30</updated><title type='text'>تو سوراخ دعا را گُم کرده‌ای!</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://farnaaz.info/archives/003631.html"&gt;فرناز سيفی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابدن نیازی به هوش فراوان و توان تحلیل فوق العاده نیست تا حس کرد که خطر جنگ چه اندازه به ایران نزدیک است و شبح لعنتی نفرت انگیز حمله نظامی چطور بالای سرمان در حرکت است و هر روز یک قدم نزدیک تر می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میان این خیل افراد حاضر در قدرت در ایران، یعنی دو نفر آدم عاقل پیدا نمی شوند؟ حواسشان هست به کجا داریم می رویم؟ این اندازه ساده اندیش هستند که فکر می کنند طبق روال بیست و هشت سال گذشته این بار هم یک بحران بزرگ به نفع آنها تمام خواهد شد و می توانند پایه های حاکمیت خود را محکم تر کنند؟ متوجه تفاوت این بحران با موارد دیگر نیستند؟ فکر کرده اند با چهارتا آدم حزب الله لبنان و شبه نظامیان شیعه عراق جلو دنیای تا بن دندان مسلحی که کاسه صبرش لبریز شده و حاصل خشمش بی رحمی و قساوت وحشیانه برای ما خواهد بود می تواند بایستد؟ چه در سرشان می گذرد آخر؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت سیاستمدار! جناب قاضی! آقای مسئول امنیتی! عالی جناب نظامی! بزرگوار وزیر و وکیل و وصی ملت! جامعه مدنی هرگز دشمن تو نبوده است؛ تو معنای جامعه مدنی را هرگز درک نکردی. نفهمیدی این زنان و مردانی که همه عمر، انرژی، وقت و شور و اشتیاق خود را وقف بهبود شرایط مردم در چارچوب قوانین مصوب تو، در چاردیواری روزنه های تنگ و بسته تو، در فضای پر هراس زیر پای تو کرده اند، دشمن نیستند. جامعه مدنی تعریف ساده ای دارد، پل ارتباطی مردم و دولت است، بازوی کمکی دولت ها...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو چرا یک ریز دنبال دشمن تراشی هستی برادر؟ خیال کردی آن چهارتا و نصفی که برای فرار از سربازی رفتند عضو بسیج شده اند و تو مانورهای نظامی دو تا لاستیک پاره آتش می زنند و از دود آتش صدتا سرفه، و باد می کنند که آی دشمن فرضی را نابودکردیم، تو فکر کردی با این ها جلو قدرت های تا بن دندان مسلح جهان می توانی بایستی؟ خیال کرده ای اینها اصلن دغدغه و هم و غم حفظ کشور دارند؟ یک ماه آب و نان و مزایا را قطح کن، ببین چند نفر از آنها باقی می مانند؟ خیال کرده ای آن استشهادیونی که فقط بلدند هر از چند گاهی نقاب بر چهره کشند و پا بر زمین بکوبند، می ایستد دفاع از تو؟ چرا نمی روند این همه کشور دوست و برادرت عملیات استشهادی پس؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب! کسی اگر به داد این ملت و حفظ تمامیت ارضی این کشور برسد، همین اعضای جامعه مدنی نحیف و شکننده کشور هستند... همین دلارام ها که عمر را وقف سواداموزی و تیمار کودکان کار و خیابان کرده اند، همین پروین ها که همه زندگی و سلامتی خود را وقف بهبود وضع زنان کشور کرده اند، همین مریم ها و محبوبه ها و النازها که تو این کثافتی که از در و دیوار قلم بالا می رود، برای حفظ شرف و حرمت قلم می ایستند و تاوان می دهند، همین روناک ها و جلوه ها و زاراها و بقیه.... که سال ها است زیر باران تهمت و انگ و برچسب های کثیف، زیر چکمه های تو که هر لحظه بیشتر بر گلوی ما می فشاری، در تنهایی غم انگیز ایستادند، تلاش کردند، باز ایستادند...با دست خالی، اما همتی بلند. نصیبش هم آواری از احضار و بازجویی وحبس تعلیقی و تعزیری و محرومیت از تحصیل و کار و تازگی ها هم که شلاق! چشم همه ما هم که به جمال دیوارهای سبز و موکت های قهوه ای بند دویست ونه و راهروهای طولانی اش روشن شده است! همین دو سه روز پیش به دوستی می گفتم والا می توانم الان راهنمای ساختمان های امنیتی شهر تهران را بنویسم، که دیگر جایی نمانده است احضار نشده باشم! تلخی این شوخی، خود زهر مار است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو به برابری اعتقادی نداری، به آزادی بیان، به حقوق بشر، به منع تبعیض و خیلی چیزهای دیگر. این را همه می دانیم... اما جناب! چیزی هست که تو باید بدانی. اگر جنگی درگیرد تو باقی نمی مانی، بقای تو دیگربار در بحران نیست. این تصویر بسیجی چفیه بر گردن و استشهادی نقاب بر صورت، به داد تو نخواهد رسید .حضرت حاضر در قدرت! تصویری اگر ناجی تو از کله پا شدن باشد، باور کن همان تصویر جامعه مدنی شکننده بی کس و تنهای کشور است که عزم والایی دارد و از جنگ و حمله نظامی بیزار است... همین تصویر صلح طلب انسانی است که به داد مردم و تو خواهد رسید... تو اگر خرد داشته باشی، برای بقای خودت هم که شده اینگونه تازیانه بر تن این جامعه مدنی شکننده وارد نمی کردی... تو عادت داری به راه حل های کوتاه مدت نسنجیده ، تو دو قدم آنسوتر را نمی بینی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت سیاستمدار! جناب قاضی! آقای مسئول امنیتی! عالی جناب نظامی! بزرگوار وزیر و وکیل و وصی ملت!جامعه مدنی دشمن تو نیست، بیخود دشمن تراشی نکن. مارک نزن، انگ نچسبان، همین تصویر صلح طلب انسانی است که تنها روزنه به داد ملت رسیدن است،این را بفهم جناب! بفهم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ.ن: پشت صدای خشمگین و برافروخته شیرین عبادی، که حالا مادر همه ما سرگشتگان تنهای جامعه مدنی است و آغوشش همواره به روی ما باز، پشت این صدا درد است، درد، درد: &lt;a href="http://zanestan.org/news/ebadi.mp3"&gt;"شیرین عبادی : من از همین تریبون به مردم جهان اعلام می کنم، احکام محکومیت زنان صرفا به خاطر حمایت از حقوق زن است"&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-3595925096100171939?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/3595925096100171939/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=3595925096100171939&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3595925096100171939'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3595925096100171939'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_8830.html' title='تو سوراخ دعا را گُم کرده‌ای!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7963929841556139788</id><published>2007-11-05T22:55:00.000+03:30</published><updated>2007-11-05T23:02:30.395+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ محکوميت'/><title type='text'>دلارام علی خود را به زندان معرفی می کند</title><content type='html'>شیرین عبادی:«به همان حكمت كه سقراط جام شوكران را سركشيد دلارام علي هم خود را به زندان معرفي مي‌كند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شيرين عبادي، وكيل دلارام علي همين كه پشت تريبون سخنراني كنفرانس مطبوعاتي كانون مدافعان حقوق بشر كه صبح يكشنبه برگزار شد، قرار گرفت اين سخنان را به زبان آورد و از ناعادلانه بودن حكم اين فعال حقوق زنان گلايه كرد. دلارام علي، فعال حقوق زنان دو سال پيش به دليل شركت در تجمع مسالمت‌آميز در ميدان هفت‌تير بازداشت شد و حالا حكم نهايي دادگاه براي دلارام دو سال و شش ماه حبس تعيين شده است و دلارام هر چه سريع‌تر بايد خود را به زندان معرفي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شيرين عبادي از اعلام اين حكم اظهار تعجب مي‌كند: «براي آن دادگاهي كه اين حكم را صادر كرده متاسفم كه شجاعت اين را ندارد كه بگويد به چه دليل چنين حكمي براي يك دختر تحصيل كرده صادر كرده كه فقط به جرم اين‌كه مي‌خواسته حقوقي برابر با ديگران داشته باشد بايد به زندان برود.» شيرين عبادي از فعاليت‌هايش براي تغيير حكم دلارام مي‌گويد: «دلارام در ميدان هفت‌تير به شديدترين شكل ممكن توسط نيروي انتظامي مورد ضرب و شتم قرار گرفت و دستش شكست به همين خاطر از نيروي انتظامي سه بار شكايت كرديم اما هر بار مامور نيروي انتظامي بدون حضور در دادگاه دليل اين ضرب‌وشتم را اقدام غيرقانوني اعلام كرد. حالا اينجا اين سوال را مي‌پرسم كه حتي اگر كسي اقدام غيرقانوني مثل عبور از چراغ‌قرمز كند آيا پليس بايد او را كتك بزند؟»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفتة برندة جايزة صلح نوبل، دلارام به زندان مي‌رود چون به هدفش معتقد است اما حداقل مسوولان با شهامت بگويند كه با احقاق حقوق زنان مخالف‌اند. و كمي صداقت داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شيرين عبادي از مرگ دكتر زهرا در بازداشتگاه همدان هم اظهار تاسف مي‌كند: «يك پزشك را به جرم اين كه با همكار مردش در خيابان ديده‌اند به زندان مي‌اندازند و سرانجام با رفتارهاي تحقيرآميز جسدش را تحويل خانواده‌اش مي‌دهند. اين دختر نيم ساعت قبل از مرگ با خانواده‌اش صحبت كرده بود. چگونه ممكن است در اين مدت كوتاه دست به خودكشي زده باشد.‌‌‌‌ چرا مقامات قضايي ما بر اين مسايل چشم مي‌بندند. تا كي مي‌توان اين مسايل را ناديده گرفت.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حقوق‌دان همچنين از احتمال پذيرفتن پروندة دكتر «زهرا.ب» و پي‌گيري علت مرگش خبر مي‌دهد: «احكام محكوميت زنان در ايران صرفاً به‌خاطر حمايت از حقوق برابر زنان همچون ديه برابر و ارث است و هيچ‌كدام از مارك‌هاي اقدام عليه امنيت ملي واقعي نيست و من اين را به سازمان ملل و جهانيان اعلام مي‌كنم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بابك احمدي، نويسنده از ديگر سخنرانان در كانون مدافعان حقوق بشر بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او به برابري حقوقي زن و مرد تاكيد كرد و اين كه در ميثاق حقوق بشر هم بيش از هر چيز بر برابري زن و مرد تاكيد شده و اگر هر نظامي اين حقوق را از انسان‌ها بگيرد، نظامي فاسد است. به گفتة بابك احمدي اگر تمام زنان جامعة ما خواهان حقوق برابر بودند مشكلاتمان كم‌تر مي‌شد اما اين نظام مردسالار بخشي از جمعيت زنان ما را قانع كرده كه حقوقي ندارند. در حالي كه دفاع از اين حقوق در جامعه بايد همگاني شود و همه قانع شوند كه براي زندگي بهتر به برابري حقوق زن و مرد تن دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او فعاليت مردان در جنبش زنان را موفقيت بزرگي براي اين جنبش مي‌داند: «اين مردان دريافته‌اند كه آزادي آن‌ها در گرو برابري حقوق زن و مرد است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او سال‌هاي دوران كودكي‌اش را به ياد مي‌آورد. اين‌كه از همان زمان با ديدن تجربه‌هاي خانوادگي‌اش مفهوم تبعيض عليه زنان را دريافته است و اكنون انتقال آن به جامعه را مهم مي‌داند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين فريده غيرت، حقوق‌دان با حضور در جلسة كانون مدافعان حقوق بشر از ضرورت بررسي قوانين حقوقي كشور سخن مي‌گويد و اين‌كه فهم حدود اختيارات و وظايف زن و مرد باز به بررسي همين قوانين برمي‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفتة او در ايران از ديرباز كم‌توجهي و بي‌توجهي به حقوق زنان وجود داشته درحالي كه زنان ما برخلاف بسياري از كشورها خواهان دستيابي به حقوق برابرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غيرت معتقد است مردان جامعه هنوز برخلاف زنان درگير مسايل سنتي‌اند و به همين دليل بسياري از زنان را از حقوق‌شان باز مي‌دارند: «خيلي از زنان ما هنگام ازدواج خواهان شروط ضمن عقد چون حق طلاق‌اند كه در قانون اين حق به آن‌ها داده نشده است و اين خواسته هيچ مغايرتي با شرع ندارد اما بسياري از دفترخانه‌ها مانع اين كار مي‌شوند. آيا اين مساله مخالف با شرع است؟ يا همان سنت است كه مانع مي‌شود؟»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حقوق‌دان مي‌گويد: «زنان به قوانين موجود كه با شأن زن امروز ايراني تطابقي ندارد اعتراض كردند اما دولت در مقابل اين اعتراض، لايحة حمايت از خانواده را طرح كرده لايحه‌اي كه نه تنها حمايت از خانواده نيست بلكه موجب تزلزل خانواده هم مي‌شود؟» به عقيدة غيرت تغيير اين قوانين تبعيض‌آميز مخالفتي با شرع و نظام ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرضيه مرتاضي لنگرودي از ديگر فعالان حقوق زنان سخنانش را سطوح بي‌اعتمادي در كشور كه باعث افزايش ضريب ناامني مردم در كشور شده آغاز مي‌كند. بي‌اعتمادي دولت به مردم و بي‌اعتمادي مردم به دولتمردان و بي‌اعتمادي مردم به مردم از مواردي بود كه او به آن‌ها اشاره كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرتاضي عمده‌ترين دليلي احساس ناامني موجود در جامعه را بي‌اعتمادي دولت به مردم به ويژه، زنان مي‌داند. به همين دليل بي‌اعتمادي‌هاي ناشي از فشارهاي امنيتي هزينه‌هاي گزافي را بر فعالان زن وارد كرده است كه هيچ تناسبي با فايده‌هاي اندك آن ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفتة او در هشت ماه گذشته حداقل 50 فعال زن اعم از دانشجو، خبرنگار، خانه‌دار و پژوهشگر در سنين مختلف و طبقات اجتماعي گوناگون به بهانه‌هاي واهي به حبس در زندان محكوم وبه دادگاه روانه شدند در حالي كه هيچ يك خارج از ظرفيت قانون اساسي ايران فعاليتي انجام نداده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عقيدة مرتاضي اگر دولت به زنان اعتماد داشت دختر پزشك در همدان به زندان منكرات جلب نمي‌شد. دختري كه از سد كنكور ميليوني با رتبة 21 عبور كرده است. او مي‌توانست سال‌ها به مردم مرز و بوم‌اش كمك كند. اگر دولت به زنان اعتماد داشت در نحوة پوشش و رنگ لباس آن‌ها مداخله نمي‌كرد و به گزارش نيروي انتظامي بيش از سه هزار نفر از آن‌ها را به مراكز انتظامي نمي‌برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او ادامه مي‌دهد: «اگر اين اعتماد وجود داشت با دخالت در رشتة تحصيلي دختران و اعمال سهميه‌بندي جنسيتي استعداد و آيندة آنان را در تاريكي فرونمي‌برد و اعتماد را از زنان سلب نمي‌كرد»&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7963929841556139788?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7963929841556139788/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7963929841556139788&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7963929841556139788'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7963929841556139788'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_05.html' title='دلارام علی خود را به زندان معرفی می کند'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4261386026448659883</id><published>2007-11-03T20:37:00.000+03:30</published><updated>2007-11-03T20:49:10.044+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ فمينيسم'/><title type='text'>خانم مشير، من يك فمينيست هستم!</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;خديجه مقدم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي مصاحبة سركار خانم زهرا مشير، مديركل امور بانوان شهرداري تهران و همسر آقاي محمدباقر قاليباف شهردار محترم تهران، را در شمارة 147 مجلة وزين زنان مطالعه كردم، به‌عنوان كسي كه حداقل به مدت 10 سال با شهرداري تهران در 8 منطقة مختلف (مناطق 2، 6، 7، 8، 12، 15، 19، 20) در حوزه‌هاي مختلف محيط‌زيست، كودكان و زنان به صورت داوطلبانه همكاري كرده است، بر آن شدم كه مطلبي بنويسم و دليل تأسف خود را توضيح دهم.&lt;br /&gt;خانم مشير! 10 سال پيش وقتي به مناطق مختلف شهرداري تهران مراجعه مي‌كردم و طرح‌هاي زيست‌محيطي، فقرزدايي و توانمندسازي زنان را ارائه مي‌دادم، گوش كسي بدهكار نبود. آقايان مي‌گفتند كه مسائل زنان ارتباطي به شهرداري ندارد و شما بايد به كميتة امداد و بهزيستي مراجعه كنيد. اما من و ساير كنشگران اجتماعي، با صبوري و تلاش مستمر، ثابت كرديم كه اگر كمي ديد بازتري داشته باشيم، خيلي از مسائل مثل كودكان كار، بي‌خانمانان، دختران خياباني، و معتادان مي‌تواند به شهرداري هم مربوط شود.&lt;br /&gt;محل‌ها و مكان‌هاي بلااستفاده و مخروبة شهرداري را شناسايي مي‌كرديم و درخواست تحويل مكان را براي بازسازي مي‌داديم. در بسياري از موارد هم موفق شديم مكان‌هاي متروكه‌اي را كه مأمن معتادان بي‌پناه شده بود به كمك شهرداري قابل استفاده و طرح‌هايمان را اجرا كنيم. طرح خانه‌هاي اشتغال زنان يكي از اين طرح‌ها بود كه با اولويت زنان خودسرپرست و زنان سرپرست خانوار طراحي شده بود. پس از شناسايي اين عزيزان در هر محله با كمك مسجد محل، بهزيستي، انجمن‌هاي اوليا و مربيان، محافل مذهبي محله و شهرداري، آنان سازماندهي مي‌شدند و پس از كسب مهارت‌هاي زندگي و مهارت‌هاي شغلي در رشتة مورد علاقة خود، به كمك ادارة تعاون، يك تعاوني زنان تشكيل مي‌دادند و به كار و تلاش مشغول مي‌شدند.&lt;br /&gt;حتي در جاهايي كه شهرداري مكان مناسبي نداشت، مثل شاتَره در شهرستان اسلامشهر، با تلاش و پيگيري مستمر ما، از ادارة تعاون استان تهران و شهرداري اسلامشهر و مركز امور مشاركت زنان مبلغي براي رهن و اجارة محل كار به تعاوني زنان شاتره پرداخت شد و اين زنان هم‌اكنون نيز مشغول به كار هستند. بالاخره بحث كارآفريني و خانه‌هاي اشتغال زنان سرپرست خانوار در شهرداري‌هاي مناطق مختلف به صورت يك امتياز ويژه درآمد و مسابقه‌اي براي راه‌اندازي چنين مكان‌هايي شروع شد و مركزي با عنوان مركز امور بانوان شكل گرفت كه بعد به ادارة كل امور بانوان تبديل شد و اينك شما مديركل آن هستيد.&lt;br /&gt;به قول شما، آقايان با ديد مردانه به قضايا نگاه مي‌كردند و با استفادة ابزاري از اين مكان‌ها به تبليغات مشغول بودند و به تعهدات و وعده‌هاي خود عمل نمي‌كردند تا اينكه شما پست مديركل امور بانوان شهرداري را نصيب خود كرديد و ما خوشحال از اينكه با ديدي زنانه مشكلات را حل خواهيد كرد. ولي ببينيم چه كرديد. شهرداري‌ها امكاناتي را كه در اختيار زنان قرار داده بودند بازپس گرفتند و عدة زيادي از زنان بيكار شدند و از شما هيچ حمايتي ديده نشد.&lt;br /&gt;براي نمونه، فقط يك مورد را براي اطلاع شما و خوانندگان محترم مجلة زنان ذكر مي‌كنم و حاضرم نمونه‌هاي ديگر را هم اگر صلاح بدانيد در فرصت‌هاي ديگر به عرض برسانم. ما شما را پس از تصدي سمتتان به خانة اشتغال بانوان كيانشهر دعوت كرديم و شما لطف كرديد و همراه معاونتان تشريف آورديد. در آنجا، 30 زن كارگر سرپرست خانوار به دادخواهي نشسته بودند. از نزديك با زنان محروم كيانشهر آشنا شديد و دردها و خواسته‌ها يك به يك گفته شد. مشكل اصلي اين بود كه شهرداري بعد از سه سال، قرارداد با تعاوني زنان كيانشهر را تمديد نمي‌كرد و به بهانه‌هاي مختلف مي‌خواست مكان مخروبه‌اي را كه اينك آباد شده و به مرحلة بهره‌برداري و سوددهي رسيده بود بازپس بگيرد. اين مسائل به‌تفصيل به عرض شما رسيد و از شما درخواست شد كه با توجه به مسئوليتي كه به عهده گرفته‌ايد، در جهت حل اين مشكل كمك كنيد. اما واقعاً چه كرديد؟&lt;br /&gt;خانم مشير! آخرين پيغامي كه از شما دريافت كردم اين بود كه مدتي اين خانم‌ها استفاده كرده‌اند، حالا تخليه كنند تا عده‌اي ديگر استفاده بكنند و طرح كوثر را مطرح كرديد. من در حضور خودتان، طرح را غيركارشناسانه و ناپايدار ارزيابي كردم كه خود شما نيز تا حدودي پذيرفتيد ولي براي اطمينان خاطر شما از حسن نيت بنده، قبول كردم كه طرح را با همان نيروها، يعني زنان محله، زناني كه شب و روز براي آباداني آنجا زحمت كشيده بودند، اجرا كنيد اما هيچ‌گونه پاسخي نداديد. حتي از شما يك تأييديه براي مديران شهرداري منطقة 15درخواست كرديم كه مرحمت نكرديد و شهرداري با شكايت و حكم جلب و رأي دادگاه بالاخره مكان را گرفت. مي‌توانستيم محل را به خاطر سرقفلي ايجادشده ترك نكنيم، ولي از آنجايي كه قول و وعدة محل ديگري را به تعاوني زنان سبز كيانشهر داده بودند و ادارة اماكن هم به علت نداشتن قرارداد و مجوز مكان را پلمب كرده بود، مكان تحول داده شد تا حداقل ديگران از بيت‌المال استفاده كنند. ولي االان بيش از يك سال است كه هيچ مرد و زني از آن مكان استفاده نكرده و به‌زودي به مخروبه‌اي تبديل خواهد شد.&lt;br /&gt;البته زنان كيانشهر به پيگيري‌هاي خود ادامه مي‌دهند ولي واقعاً پاسخ شما به كساني كه ديگر آهي ندارند تا با ناله سودا كنند چيست؟ لطفاً به‌جاي اينكه ساكت و آرام در دفتر خود در خيابان بهشت بنشينيد و بدون دريافت دستمزد، مسئوليت بدين سنگيني را به عهده بگيريد، از امكانات موجود شهرداري به نفع خانواده‌هاي محروم استفاده كنيد.&lt;br /&gt;من به‌عنوان يك شهروند مسئول ايراني از شما مي‌خواهم از حق و حقوق خود و زنان ديگر نگذريد و حداقل تلاش كنيد مراكزي كه قبل از انتصاب شما فعاليت‌هاي چشمگيري داشته‌اند تعطيل نشوند و به‌جاي دادن بن ماهانة شهروند و سبد خانوار به زنان سرپرست خانوار، فرهنگ توسعة كار را جانشين صدقه كنيد.&lt;br /&gt;زنان ما توانمندند و فقط بايد به اين خودباوري برسند، و من به‌عنوان يك فمينيست كاري جز ايجاد و تقويت خودباوري در زنان و تشويق آنان به مشاركت در تعيين سرنوشتشان نمي‌كردم و نمي‌كنم.&lt;br /&gt;شما مي‌گوييد فمينيست‌ها جايي در شهرداري ندارند. مگر فمينيست‌هاي ايراني چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند؟ فمينيست‌هاي راديكال امريكا و اروپا كه به شهرداري تهران مراجعه نخواهند كرد. واقع‌بين باشيد! احتياجي نيست كه دكتراي جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و حقوق داشته باشيم تا بدانيم قوانين تبعيض‌آميز چه تأثيري در زندگي زنان و جامعه گذاشته است. خواسته‌هاي حداقلي زنان ايراني در كتابچة «كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض‌آميز» كه شما از آن مطلع هستيد نوشته شده. لطفاً مطالعه كنيد تا ببينيد قوانين تبعيض‌آميز چگونه خانواده‌ها را متلاشي مي‌كند.&lt;br /&gt;شما در مصاحبه‌تان فرموده‌ايد: «سير فمينيسم را اگر بررسي كنيد مي‌بينيد كه چيزي عايد زن نمي‌كند.» هيچ مي‌دانيد كه اگر تلاش فمينيست‌هاي ايران در صد سال اخير نبود، الان من و شما زناني بي‌سواد در كنج خانه بوديم؟&lt;br /&gt;اميدوارم همة ما با مطالعه و تلاش، دانش و تجربة لازم را به‌دست آوريم و در كنار هم رشد كنيم و همواره سربلند و سرافراز باشيم.■&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع:&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.zanan.co.ir/social/001106.html" target="_blank"&gt; سايت زنان&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4261386026448659883?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4261386026448659883/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4261386026448659883&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4261386026448659883'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4261386026448659883'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post_03.html' title='خانم مشير، من يك فمينيست هستم!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2208183672656024225</id><published>2007-11-02T22:29:00.000+03:30</published><updated>2007-11-03T20:50:20.157+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>نگاهی به سن مسئولیت کیفری</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;در سایر کشورها چه می گذرد ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;گروه ترجمه &lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?article1014"&gt;&lt;strong&gt;رسانه کمپین&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="123" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L200xH123/arton1014-e2f6c.png" width="200" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کودکان در پایین تر از سنی خاص ، جوانتر از آن هستند که مسئولیت زیر پا گذاشتن قوانین بر دوش آنها باشد . این مفهومی است ضمنی از آنچه که شاید بارها در کنوانسیون حقوق کودک به آن اشاره شده است . در این کنوانسیون از کشورهای عضو خواسته شده است که حداقلی را در سن کودکان تعیین کنند که پایین تر از آن حداقل ، کودک مشمول قانون مجازات کیفری نیست . اما کنوانسیون سن ویژه ای را مشخص نکرده و بنا بر این اصل این سن در کشورهای مختلف متفاوت است .در واقع در اصل یک کنوانسیون قید شده که تا قبل از 18 سالگی فرد کودک محسوب می شود اما این اختیار را به قو.انین داخلی نیز داده است که براساس اختیاراتشان سن قانونی تعیین کنند. البته در مورد اعدام، اعدام کودکان زیر 18 سال را ممنوع دانسته است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/11/blog-post.html"&gt;ادامه مطلب...&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2208183672656024225?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2208183672656024225/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2208183672656024225&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2208183672656024225'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2208183672656024225'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='نگاهی به سن مسئولیت کیفری'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4336137148046138890</id><published>2007-10-26T13:38:00.000+03:30</published><updated>2007-10-26T13:47:12.372+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ فمينيسم'/><title type='text'>پروین پایدار، صدایی که می ماند!</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نیره توحیدی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="342" src="http://zanestan.org/Nayereh-Tohidi.jpg" width="286" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید کنشگران و فعالین جوانتر جنبش زنان، بخصوص فمینیست های نسل پنجم ما، امروز اهمیت نقش پروین پایدار و امثال او را در جنبش کنونی زنان درک نکنند چرا که در بطن و متن سالهای بلافصل پیش و پس از انقلاب نزیسته اند.&lt;br /&gt;شاید باید به آن ها یادآوری کرد که چگونه در دهه های 50 و 60 خورشیدی (برابر با هفتاد و هشتاد میلادی)، محافل روشنفکری و گروه های سیاسی تحول طلب در ایران و بسیاری کشورهای دیگر "جهان سوم" تحت تأثیر و دنباله رو ایدئولوژی ها و گفتمان های انقلابی و قهرآمیز اعم از سکولار (امثال مارکسیسم – لنینیسم و مائوئیسم) و دینی (از جمله اسلام گرایی سوسیالیستی و بنیادگرایی اسلامی) قرار داشتند و گرایش غالب مبارزات آن دوره، ضدیت با امپریالیسم با انگیزه عدالت خواهی اجتماعی و طبقاتی بود و نه لزوماً آزادیخواهی و دموکراسی. همه چیز، از جمله فمینیسم که تازه توجه چپ های مارکسیست را نیز جلب کرده بود با معیارهای "پرولتری" از سوی آنان و با معیارهای اسلام گرایانه و ضد امپریالیستی (و البته در اصل ضد غربی) از سوی بنیادگرایان، مورد ارزیابی قرار می گرفت و معمولاً نفی و طرد می شد.&lt;br /&gt;تازه همزمان با فروپاشی شوروی سوسیالیستی در دهه 90 میلادی (70 خورشیدی) و بعد از آن بود که موج سوم دموکراسی به منطقه ما نیز سرایت کرد. وقتی انقلاب 1979 (1357) به جای آزادی و عدالت موعود، دیکتاتوری سلطنتی را با یک نظام بسته دینی جایگزین کرد، به تدریج خیلی ها از ایدئولوژی های انقلابی گرا، مکتب پرستی و مذهب پرستی جزم گرایانه و قشری دست کشیدند و رسیدن به آزادی و عدالت را از طریق دموکراسی و روش های اصلاحی مسالمت آمیز و قانونی و بر مبنای اصول جهان شمول حقوق بشر از جمله حقوق زنان جستجو کردند. اما موانع زیادی بر سر راه ترویج، گسترش و غلبه این نگرش دموکراسی خواهانه وجود داشته است. از جمله اینکه در دهه اول بعد از انقلاب هر قدر حکومت اسلامی به طرف تمامیت خواهی و تک صدایی پیش رفت، شکاف و صف بندی های نظری و فرهنگی میان گروه های اجتماعی سنتی، مذهبی و اسلام گرا از یک سو و گروه های سکولار، لائیک و تجدد گرا از سوی دیگر، سیاسی تر، فاصله دارتر و حتا خصمانه تر شد. همزمان با این روند، حقوق زنان و آزادیهای مدنی در رأس قربانیان قوانین و سیاست هایی قرار گرفت که نتیجه اتحاد بین اسلام گرایان انقلابی، روحانیت سنتی و قشرهای محافظه کار و پدر سالار جامعه بود. لذا تعجبی ندارد که اولین نمایش های اعتراضی وسیع خیابانی و مخالفت ها و مقاومت ها در مقابل حکومت جدید از طرف زنان طبقه متوسط، حرفه مند و مدرن شهری صورت گرفت. هر قدر رژیم با نام اسلام، جنسیت گرایی آشکارتر و افراطی تری از خود به نمایش گذاشت و عملاً به سوی آپارتاید جنسی حرکت کرد، در صفوف زنان نیز شکاف و صف بندی اسلامی و سکولار و حتی ضد اسلامی بارزتر گردید. و البته این زنان غیراسلامی و سکولار بودند که سرکوب و به حاشیه رانده شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/10/blog-post_26.html"&gt;ادامه مطلب ... &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4336137148046138890?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4336137148046138890/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4336137148046138890&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4336137148046138890'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4336137148046138890'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/blog-post_26.html' title='پروین پایدار، صدایی که می ماند!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8302718700284329178</id><published>2007-10-25T00:55:00.000+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:51.948+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>بزرگداشت پروين پايدار</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gYUv6uTOI/AAAAAAAAACQ/KYrJ-u03wN4/s1600-h/32.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gYUv6uTOI/AAAAAAAAACQ/KYrJ-u03wN4/s200/32.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5149892918637382882" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;گراميداشت پروين پايدار:&lt;br /&gt;فرصتی که از دست داديم؟ &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سایت زنستان: سال گذشته «مرکز فرهنگی زنان» فراخوانی به منظور گرامیداشت یاد و خاطره «پروین پایدار» و تلاش های صادقانه و پربار او در راه آگاهی و ارتقاء اندیشه و فرهنگ جنبش زنان ایران، منتشر کرد و از همه یاران و فعالان جنبش زنان دعوت به همیاری کرد. تصمیم داشتیم سمیناری در خور شان پروین پایدار در یک سالن عمومی برگزار کنیم، اما هر مکان عمومی را این روزها از ما دریغ کرده اند و از همین رو به انتشار ویژه نامه ای در وب سایت «زنستان» بسنده کرده ایم، چرا که یاد گرفته ایم در هر شرایط تنگ و دشواری، هر کاری (حداقلی) که از عهده مان برمی آید انجام دهیم و منتظر وضعیت بهتری نمانیم.&lt;br /&gt;می خواستیم، گرامیداشت دومین سال خاموشی پروین پایدار همانطور که زندگی و اندیشه های او بود راهگشایی باشد برای موانع و پرسش های بی پایان مان از زمانه پر چالشی که پروین پایدار و هم نسلان اش با آن مواجه بودند. پرسش ها و تناقض هایی که گویی بر زندگی ما نیز به نوعی دیگر و در شرایطی دیگر تلنبار شده بدون آن که فرصت کرده باشیم تا به درستی، تناقض ها و تجربه های آن دوران (یعنی سه دهه قبل) را بازشناسیم. اما طبق معمول دیر جنبیدیم و فرصت را تاحدود زیادی از دست دادیم، و این تاخیر مثل همیشه ناشی از شرایط لرزان زندگی ما در جامعه ای بحران زده و بی ثبات است. زیرا از سال گذشته که فراخوان منتشر شد، متاسفانه تیرهای بلا، فشارها و تهدیدها و احضارها و بازداشت ها لحظه ای امان مان نداده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;پرسش های بی پاسخ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از برکت وجود این بزرگداشت می خواستیم بدانیم واقعا چه اتفاق شومی رخ داد و عمق فاجعه تا به کجا پیش رفته بود که زنان آن نسل (نسل سوم جنبش زنان ایران)، با وجود تلاش رنج خیزشان نتوانستند حق و حقوق خود را در یک انقلاب فراگیر، حفظ کنند، و چه گفتمان ها یا عملکردهایی سبب شد که حقوق زنان در سایه بماند؟&lt;br /&gt;آری، دلمان می خواست که بزرگداشت یاد و خاطره پروین پایدار (با یاری گرفتن از تجربه های ارزشمند یاران و دوستان او) به درک و فهم ما یاری رساند که چطور این همه زنانی که تجربه فعالیت اجتماعی، فرهنگی، علمی، هنری و مدیریتی کسب کرده بودند، با سختی و مرارت تحصیل کرده و در فضای پیش از انقلاب، خود را بالا کشیده بودند تا سرانجام، گروه های پرتعدادی از آنها به زنانی متفکر، کنشگر و شخصیت های خودبنیاد تبدیل شوند به چه دلیل پس از پیروزی انقلاب، کرور کرور از ایران مهاجرت کردند و راهی دیار غربت شدند؟&lt;br /&gt;می دانیم که وحشت از مرگ، برخی را به مهاجرت محکوم کرد اما می خواستیم بدانیم آیا همه قضیه واقعا این بود؟ و آنها که ماندند چرا این انتخاب را کرده اند؟ و انتخاب هایی که ما در «زندگی شخصی» مان می کنیم آیا تاثیر تعیین کننده ای در زندگی جمعی و اجتماعی مان می گذارد؟ می خواستیم با مدد جستن از همفکران پروین پایدار بدانیم که آنان که ماندند و خیلی چیزها را از دست دادند در عوض چه چیز به زندگی اجتماعی کنونی شان افزوده اند؟ و آنها که در آن شرایط دردناک مجبور به مهاجرت شدند در برزخ غربت و تنهایی و بی پناهی، مسئولیت اجتماعی شان را در قبال کشورشان چگونه حفظ می کردند؟ چون که به دفعات از خود پرسیده بودیم که آیا اصلا ارجحیتی میان رفتن و ماندن وجود دارد و اگر ندارد پس مسئولیت اجتماعی و انتخاب های شخصی در زندگی،چه معنا و منزلتی دارد؟&lt;br /&gt;می خواستیم بدانیم که خیل عظیم زنانی که به اجبار، وطن خود را ترک کردند، اگر می ماندند آیا تاثیری در عمق بخشیدن به خیزش مجدد جنبش زنان در داخل کشور می داشت؟ خیلی چیزهای دیگر را می خواستیم (و البته می خواهیم) بدانیم تا شاید درک واقعی تری از سرنوشت نسل سوم جنبش زنان کشورمان به دست آوریم. اما در این میانه به جای پرسشگر تشنه پاسخ این سئوالات، تبدیل شدیم به «مترجم»! و همین نشان از این دارد که فاصله جنبش زنان در داخل و خارج از کشور از مرز جغرافیایی به مرز زبانی نیز گسترش یافته است. حتا نوشته های خود پروین پایدار به زبانی غیر از زبان مادری مان بود و نوشته های بسیاری از یارانش نیز به زبانی بیگانه برای ما تبدیل شده است درنتیجه، بخشی از انرژی خود را باید صرف ترجمه نوشته های آنان می کردیم و لابد عجیب نیست که نسل جدید جنبش زنان از نسل پیش از خود انگار فاصله گرفته است. با این همه، روشن است که تلاطم و فشارهایی که در یک سال اخیر بر ما رفته است دلیل اصلی ناتوانی مان در کسب پاسخ ها بوده است. چرا که ما نیز در حال حاضر، دچار تنش هایی شده ایم که بی شباهت به شرایط دشوار نسل پروین پایدار نیست.&lt;br /&gt;روزگار غریبی است، گویی قرار است ما که ایرانی زاده شده ایم نسل به نسل با شرایطی بغرنج، دردناک و نابسامان روبرو باشیم و آجرهایی که دانه به دانه و طی دهه ها کار و تلاش روی یکدیگر گذاشته ایم تا مملکت مان را بسازیم با تندبادهایی خارج از کنترل ما تخریب شود و زندگی جمعی ای که ساخته ایم با تلاش های سخت و خشن قدرت مداران متلاشی گردد. اکنون که تیرهای بلا از هر سو بر خانه نیمه ساخته مان نشانه رفته بیش از گذشته، نسل پیشکسوت زنان کشورم را درک می کنم، نسلی که با تندبادهای سیاه، چندپاره شد.&lt;br /&gt;اکنون که می بینم هر هفته دوستی را به دادگاه انقلاب احضار می کنند، آشنایی را به زندان می اندازند و یاری را تهدید می کنند و یا خبر مهاجرت و ترک دیار دوست دیگری را (بر اثر فشارهای مداوم)، می شنوم، هرچه بیشتر با رنج های نسل پیشکسوت در جنبش معاصر زنان پیوند می یابم، نسلی از زنان کشورم که در یک حرکت اجتماعی بزرگ با جان و دل مشارکت کرده بودند، اما به ناگهان با از دست دادن حقوق شان، با خبر دستگیری دوستان شان، به زندان رفتن یا کشته شدن آشنایان شان و مهاجرت گروهی یاران شان، مواجه شدند.&lt;br /&gt;پس از سپری شدن دوره ای کوتاه (کمتر از دو دهه) به تدریج داریم با نسل سومی ها، هم سرنوشت می شویم، هم سرنوشتی در تلاطم زندگی اجتماعی و بی ثباتی دردناک شرایطی که تلاش برای حل پیچیدگی هایش ما را اکنون با اضطراب دائم و رنج های بسیار مواجه کرده است. البته حالا دیگر اعدام نمی شویم، شاید این «خوشبختی» را مدیون گسترش گفتمان حقوق بشری هستیم که برخلاف دورانی که نسل پروین پایدار در آن می زیست، امروز همه گیرتر شده است، شاید وضعیت بالنسبه بهتر کنونی مان را مدیون گسترش اینترنت و رسانه های خبری هستیم که دیگر هیچ دستگیری و بازداشتی نمی تواند در خفا انجام گیرد و از دید افکار عمومی پنهان بماند، شاید هم باید خود را مدیون حداقلی از تفکرات دموکراتیک که قبلا در گفتمان های منجی گرایانه و انقلابی منحل شده بود بدانیم، و نیز مدیون گفتمان صلح طلبانه فعالان کنونی جنبش زنان که ملات و سیمان انسجام اش را از تجربیات نسل پروین به عاریت گرفته، و آجر به آجرش را با دست های لاغر خود و با صبوری در خور تحسین، بر هم نهاده اند. آری به نظر می رسد نسل خوشبخت تری از نسل سوم هستیم، اما خوشبختی ها هم در مملکتی که حتا قانون مصوب اش، حرمت ندارد و از سوی خود مقامات رعایت نمی شود، مزه تلخ و ناامنی می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;شرایط کنونی ما&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;امروز دو دختر جوان از نسل پنجم جنبش زنان در زندان هستند، «روناک صفارزاده» در کردستان (منطقه ی همیشه بلازده کشورمان) که برای کمپین یک میلیون امضاء، تلاش می کرد و از همشهریان خود امضاء جمع می کرد، و چه سخت است در شرایط بسته ی مناطق کردنشین با روشی چنین صلح طلبانه قدم برداشتن؛ اگر پروین پایدارها در فضای آکادمیک اروپا نظریه همکاری سکولارها و اسلام گراها را بنیاد می گذارند اما اینک دختری جوان و رنج کشیده از تبار محرومان و فرودستان جامعه چون روناک در فضای خشن و شرایطی دشوار، آن را زندگی و لمس می کند.&lt;br /&gt;سپیده پورآقایی دختر جوان دیگری که به امید برپایی حقوق بشر گام بر می داشت و در این راه از حقوق زنان نیز غافل نبود هم اکنون مدت هاست که در زندان بسر می برد. این دختران جوان چون لابد کمتر شناخته شده اند در نتیجه زندانی شدن شان نیز کمتر انعکاس خبری پیدا می کند. هر دوی این زنان جوان در زندان بسر می برند و روسیاهی زندان کردن چنین زنان صلح طلب و قانونمدار، بر چهره زندانبانان شان در تاریخ باقی خواهد ماند و عجب از آنان که «جنگ های بزرگ» به کلی نابینایشان کرده است.&lt;br /&gt;در آن سوی دیگر کشورمان، «زهرا بنی عامری» دختر جوان تحصیل کرده رشته پزشکی که انسان ها را در نقاط دور کشورمان درمان می کرد، به خاطر یک دلیل «منکراتی» بازداشت و زندانی می شود و دو روز بعد جسدش را به خانواده اش تحویل می دهند. «زهرا» نامی که تداعی گر مرگ زهراهای دیگر (زهرا کاظمی) در زندان های ایران است.&lt;br /&gt;اکنون دو تن از همراهان جنبش زنان و داوطلبان جنبش یک میلیون امضاء، در زندان هستند و عضو دیگر این کمپین (سوسن طهماسبی) که باور عمیق اش به قانون مداری بر کسی پوشیده نیست را در روز سه شنبه اول آبانماه 1386 در فرودگاه به طرزی غیرقانونی و بدون ارائه حکم قضایی، از سفرش جلوگیری می کنند و حتا کامپیوتر لب تاب اش را با خود می برند. چنانکه در طول این یک سال که از آغاز جنبش یک میلیون امضاء می گذرد ماه و هفته ای نبوده که یکی از یارانمان را احضار نکرده باشند، یکی را دادگاهی و برای دیگری حکمی نداده باشند و یکی را در حبس و بازداشت نگه نداشته باشند.&lt;br /&gt;همچنین برخوردهای فراقانونی با فعالان دیگر جنبش های اجتماعی نیز وسعت کم نظیری پیدا کرده است. سه دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک (مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان)، از یاران و مدافعان جنبش حقوق برابر، درحالی با احکام سنگین حبس و زندان روبه شده اند که تقریبا اکثر مسئولان قوه قضائیه، آزادی قریب الوقوع آنان و حتا پیگری جرایم مامورانی که آنان را به سلول های انفرادی افکنده و مورد ضرب و شتم و توهین قرار داده اند، نوید می دادند. منصور اصانلو و ابراهیم مددی نیز از جنبش سندیکایی کشورمان که جز حقوق صنفی خود چیزی نمی خواستند همچنان در زندان بسر می برند.&lt;br /&gt;امروز که از حقوق زنان حرف می زنیم، و می خواهیم که حق حیات نیمه شده مان را به تمامی بازگردانند، می بینیم که با رفتار غیرقانونی ماموران نیروی انتظامی، فضای زندگی خصوصی و خانگی مان را نیز داریم از دست می دهیم و حتا وقتی دوستانمان را به آپارتمان های شخصی مان دعوت می کنیم تا دلمان را به بحث و تبادل نظر در مورد حقوق از دست رفته مان خوش کنیم، ماموران نیروی انتظامی به در خانه هایمان می آیند که «آیا اینجا قرار است جلسه تشکیل شود... صاحبخانه به کلانتری بیاید» و بعد هم شماره پلاک اتومبیل های پارک شده در اطراف خانه را یادداشت کنند و صاحبان آنها را به کلانتری بخوانند..، مسخره است اما گویی دولت – مردان مصمم شده اند به خاطر گرفتن حق هسته ای شان، حق دعوت خصوصی از دوستانمان به آپارتمان شخصی مان، را نیز از ما بگیرند یعنی حق سخن گفتن در خانه شخصی مان را نیز سلب کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;دشواری «اداره کردن» کمپین یک میلیون امضاء&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد، روش برخورد مدیران امنیتی کشور نسبت به سه دهه پیش تغییر کرده، دیگر چه لزومی دارد که از شیوه های قدیم بهره ببرند، آنها می توانند گروه های مختلف را علیه یکدیگر تحریک و بسیج کنند. ای بسا می توانند وقتی گروهی یا گفتمان مستقلی، در افکار عمومی با اقبال روبرو می شود بلافاصله گروه یا گفتمان موازی و مقابل آن را تقویت کنند تا فضای حداقلی ایجاد شده برای آن گفتمان مستقل را از بین ببرند. و به این طریق حرکت های روبه رشد را خنثا سازند. برای نمونه اگر در دانشگاه گروه یا اندیشه مستقلی مطرح می شود و بیم گسترش آن در افکار عمومی می رود با سرعت، گروه مخالف آن را تقویت می کنند و همه رقم امکانات حضور و فضاهای بیشتری به گروه های موازی می دهند. از همه بامزه تر، برخوردشان با جنبش یک میلیون امضاء است. مقامات برای کنترل و «اداره کردن» کمپین، برخوردی چند وجهی را پیشه کرده اند: به مجرد آن که ایده های انسانی و خواسته های عادلانه و مشروع کمپین یک میلیون امضاء در میان مردم با استقبال روبرو شد و در سطح شهرهای مختلف کشور انتشار یافت، بازداشت های غیرقانونی فعالان آغاز شد. جرم این است: گرفتن امضاء از هموطنان مان برای ارائه به مجلس قانونگذاری کشور!!!&lt;br /&gt;همزمان و موازی با دستگیری و بازداشت فعالان کمپین یک میلیون امضاء، جبهه دیگری گشودند و آن، سیل اتهام زنی و برچسب است که مثل نقل و نبات به فعالان کمپین نسبت می دهند، از جمله: مزدوری آمریکا، گرفتن کمک مالی از بیگانگان، خط گرفتن از دشمن، برپایی انقلاب مخملی، اقدام علیه امنیت ملی، ضدیت با اسلام،... و البته این جبهه را در بیرون ایجاد نمی کنند. ای کاش افرادی همچون پروین پایدار در بخش های دیگر جنبش زنان پیدا می شدند تا برخی از زنانی که پروین پایدار و یارانش برای همکاری و همبستگی با آنها، کوششی گسترده را سازمان دادند و متاسفانه هم اکنون این جا و آن جا می نشینند و به طور غیر رسمی دیگران را از نزدیکی به «سکولارها» برحذر می دارند، لااقل منع می کردند یا ازشان گله مند می شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای کاش لااقل اعتقاد به مشارکت و همکاری با گروه های مختلف زنان و شناخت دقيق و درست حركت هاي مختلف بين همه گروه ها تسري پيدا مي كرد، تا وقتی برای امضاء کردن بیانیه کمپین یک میلیون امضاء به برخي از فعالان زن مراجعه می کنیم، از امضاء کردن بیانیه امتناع نکنند و نگویند «چون شما ضد اسلام هستید، پس امضاء نمی کنم»!!! و من و دوستانم در کمال حیرت و ناباوری بگوییم: « چه کسی گفته ما ضد اسلام هستیم، چرا باید ضد اسلام باشیم؟ اینها شایعاتی است که پخش می کنند و مگر خودتان بارها زیر تاثیر شوم چنین شایعاتی که از طرف آقایان پخش می شود ضربه نخورده اید؟ مگر به خود شما هم نمی گویند منافقید و از دین بیرون؟ پس چرا باید همان اتهاماتی را که حتا به خود شما هم می زنند نسبت به دیگران باور کنید؟».&lt;br /&gt;ای کاش برخی دوستان که از دیدگاه های انسانی و وحدت جویانه پیروی می کنند در عمل و زندگی اجتماعی شان نیز مانند پروین پایدار، نیره توحیدی و برخی دیگر از نسل سومی ها صادق می بودند و اکنون که پس از سال ها تمنای این وحدت و همکاری، برای نخستین بار چنین ائتلاف آزادانه ای به این شکل گسترده در کمپین یک میلیون امضاء تحقق یافته، از آن حمایت می کردند زیرا کمپین یک میلیون امضاء تحقق عملی چنین ائتلافی است که پروین پایدارها آرزوی تحقق اش را داشته اند، اما دریغ که برخی از دوستان که در تئوری به دنبال ائتلاف و حذف خط کشی های صوری در جنبش زنان بودند، از مشاهده کار مشترک میان گرایش های مختلف، آن هم با این ابعاد وسیع در کمپین، به راحتی می گذرند و سکوت اختیار می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما، جبهه سوم علیه کمپین، برخوردهای گاه بسیار سخت و خشن به کسانی است که مقامات امنیتی حدس می زنند ممکن است عامل خیر (عامل وصل و اتحاد) جنبش یک میلیون امضاء با دیگر جنبش های اجتماعی شوند.&lt;br /&gt;جبهه دیگر نيز، فعالیت تیم های آموزش دیده امنیتی است که دغدغه روز و شب شان ترساندن زناني است که دنبال حق طلاق و حق سرپرستی کودکان شان هستند. آنها با هدف خسته کردن و از پا انداختن فعالان کمپین صورت می گیرد. این کار را به شیوه و روش های مختلف انجام می دهند: گاه با احضارهای پیاپی، گاه با تماس های تلفنی، و در شش ماه اخیر نیز به طور منظم و سازمان یافته به کلانتری ها دستور داده اند که ماموران به منازل کسانی که جلسه ای در مورد کمپین برگزار می کنند مراجعه کرده و صاحبخانه را به کلانتری احضار کنند به این بهانه که «همسایه ها شکایت کرده اند»!؟ و البته این روش های غیرقانونی در شهرستان ها به شکلی عریان تر و با خشونت بیشتری اعمال می شود، نمونه آن، برخورد غیراخلاقی و غیرقانونی و بسیار خشونت آمیز ماموران نیروی انتظامی به کارگاه آموزشی حقوق زنان در خرم آباد است.&lt;br /&gt;جبهه دیگر آنها، محاصره کردن کمپین از طریق قطع کردن کلیه مجاری و روابط موثر و آینده ساز آن است. روشن است که وقتی یک جنبش اجتماعی همچون جنبش یک میلیون امضاء نتواند با دیگر جنبش های اجتماعی و مدنی، و نتواند با مردم و هموطنانش در داخل و خارج از کشور ارتباط برقرار کند، و از داشتن بلندگو و رسانه های خبری و اطلاع رسانی بی بهره باشد (حتا تنها کانال خبررسانی آن یعنی وب سایت اینترنتی اش مدام فیلتر شود) و نیز هنگامی که در بازجویی ها بگویند «مشکل فقط این است که شما کمپینی ها با دانشجویان، با فعالان سندیکایی، و با فمینیست های خارج از کشور نباید رابطه بگیرید چون آنها گولتان می زنند»... روشن است که همه این رفتار و اعمال، دقیقا به معنی حصار کشیدن به دور فعالان کمپین است تا وقتی در این حصار تنگ، محبوس شدیم و به این خفت، تمکین کردیم آن گاه به تدریج امیدمان را از دست بدهیم و در پستوی خانه هایمان منزوی و مایوس، و در نتیجه خود به خود در نطفه خفه شویم و اگر باز هم مقاومتی کردیم، در حصار تنگ خود به راحتی سرکوب شویم (یا به قول خودشان: «اداره»مان کنند!).&lt;br /&gt;به هرحال وقتی هزاران خط قرمز برای ما تعریف می کنند و آن گاه که آپارتمان شخصی مان را نیز ناامن می سازند، هنگامی که مدام از طریق ایجاد ارتباط و نزدیکی با فعالان این جنبش، هاله ای از بدگمانی و سوء ظن نسبت به یکدیگر را گسترش می دهند و سعی دارند ترس را از طریق خودمان به درون کمپین منتقل کنند، در صورت تمکین ما، نتیجه اش خنثا شدن فعالیت جوانان این جنبش است که مقامات به راحتی خواهند توانست باقیمانده آن را به اصطلاح «اداره» کنند.&lt;br /&gt;وقتی هزاران خط قرمز برای ما تعریف می کنند، آپارتمان هاي شخصی مان را ناامن می سازند، از طریق ایجاد ارتباط و نزدیکی با فعالان این جنبش، هاله ای از بدگمانی نسبت به یکدیگر را گسترش می دهند و بالاخره سعی دارند ترس را از طریق خودمان به درون کمپین منتقل کنند، روشن است که نتيجه تمکین ما به چنین فشارهایی، خنثا شدن فعالیت کنشگران این جنبش و «اداره کردن» سهل تر بازماندگان آن خواهد بود. یعنی دیگر چه احتیاجی به حبس های طولانی مدت برای تعدادی از افراد می ماند. به راستی که دست مریزاد به این همه هوشیاری، به این همه تمرکز، به این همه برنامه ریزی، به این همه صرف وقت، به این همه نیرو و پرسنلی که به این کار گمارده اند و به این همه صرف هزینه و سرمایه و فکر و انرژی که برای خنثا کردن یک جنبش مردمی و خودجوش (با خواسته هایی حداقلی و پیش پا افتاده و مشروع که بالاترین خواسته اش تغییر و عادلانه شدن «قوانین خانواده» است) گذاشته اند.&lt;br /&gt;و ما چه خوشبین بودیم که تصور می کردیم در چنین وضعیت نابرابر و آشفته ای، می توانیم به پژوهش های جدی و ماندگار نسبت به سرنوشت درس آموز نسل پروین پایدار بپردازیم.&lt;br /&gt;به هر روی، شرایط ما نسبت به نسل پروین پایدار اگر دردناک تر نیست اما پیچیده تر است چرا که هر روز ناگزیریم که طرح های دقیق و حساب شده یک عده مردی که افتخار شان خنثا کردن حرکتی عدالت خواهانه است را کشف کنیم، آن هم وقتی که در جنبش یک میلیون امضاء فعالیت می کنی که بافت متکثر و دموکراتیک آن، ابلاغ «فرمان از بالا» و «دستور تشکیلاتی» به اعضا را مجاز نمی داند (و اساسا امکان پذیر نیست) یعنی هر فعال کمپین، خود در برابر این سیستم امنیتی به نوعی «تنهاست».&lt;br /&gt;اکنون سیستم کنترل گر این مدیران، به شدت فعال است و تمام تلاش اش هم این است که از گسترش حرکتی بسیار مسالمت آمیز و قانون مدار، جلوگیری کند، حرکتی که در واقع «هیچ» نیست به جز برگه ای کوچک که به قول شیرین عبادی «زیر متکای هر زنی پیدا می شود» و همین برگه است که مدیران «سیبیل کلفت» امنیتی را چنین برآشفته که هر روز می نشینند جلسه برگزار می کنند و برایش برنامه ای جدید و مانعی تازه می تراشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;بوی شوم جنگ به مشام می رسد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر، امروز در شرایط دشوار، شکننده و ابهام آمیزی بسر می بریم. گویی ما نیز مانند نسل پروین پایدار بر سر دو راهی و پرسش هایی قرار گرفته ایم که شرایط بسته جامعه اجازه نداده است که پیش از وقوع و هجوم این پرسش ها وگزینه ها، به اندازه کافی به بحث و گفتگو و تفکر و تامل حول آن بپردازیم. اگر در زمانه انقلاب 57 بسیاری از زنان هم نسل پروین پایدار به یکباره در برابر انتخاب یا «امپریالیسم» یا «حقوق زنان» قرار گرفته بودند، امروز نیز شرایط جهانی، به نوعی دیگر، انتخاب های ما را به دو گزینه خاص محدود می کند.&lt;br /&gt;بوی نامطبوع جنگ از همه طرف به مشام مان می خورد. دوباره قدرتمداران جهان و دولت ها تصمیم گرفته اند زندگی مردمان شان را برهم بریزند تا این یکی چند صباحی بیشتر در قدرت بماند و آن دیگری پهنه قدرت اش را افزایش دهد. اگر نسل پروین پایدار در سی سال پیش یعنی در دوران جنگ سرد بین دو قطب «کمونیسم» و «سرمایه داری» (در قالب دو دولت مقتدر «شوروی» و «آمریکا») قرار داشتند و «باید» دست به انتخاب می زدند تا یکی از آن دو جبهه را به اصطلاح «انتخاب» کنند و در میانه جنگ «آنها»، مشخص سازند که در کدام صف بندی قرار دارند، امروز اما جنگ سرد بین دو قطب «اسلام سیاسی» با «مسیحیت سیاسی» که در قالب دو دولت «ایران» و «آمریکا» چارچوب گرفته، همگان را تشویق می کنند که بین این دو، یکی را برگزینند و گویی راه دیگری وجود ندارد.&lt;br /&gt;گویی سرنوشت مردم این قرن است که «دولت ها» یشان، خود را به عنوان سمبل «اندیشه های عدالت خواهانه» معرفی کنند: یکی سمبل «عدالت خواهی» و دیگری «سمبل حقوق بشری» و خود را بر جنبش های برابری خواه و آزادی بخش تحمیل کنند. مثل وقتی که شوروی خود را به نماد عدالت خواهی سوسیالیستی در جهان تبدیل کرده بود و گویی همه سوسیالیست ها موظف و محکوم بودند از او در برابر «سرمایه داری جهانخوار» حمایت کنند.&lt;br /&gt;امروز همانها که در آن جنگ اردوگاهی شرکت داشتند یا هنوز از همان دیدگاه منجی گرایانه پیروی می کنند ما را به لطایف الحیل، تشویق می کنند تا دست از تلاش های مستقل، صلح طلبانه و برابری خواهانه عینی و واقعی مان بشوییم، و در جبهه های انتزاعی و برساخته قدرت ها قرار بگیریم و یکی از دو جبهه این جنگ «جدید» را انتخاب کنیم به خصوص که ما را فرا می خوانند تا در این نبرد اردوگاهی، موضع خود را حتما مشخص کنیم!؟ این دو قطب و اردوگاه که امروز ما زنان را در برابر آن قرار داده اند تا شرایط دردناک مان را با آن بسنجیم، در واقع تکرار همان «بازی» قدیمی است اما با بازیگرانی متفاوت.&lt;br /&gt;امروز بار دیگر در بازی خشن «دولت ها» قربانی می شویم بدون آن که در به وجود آوردن این بازی خطرناک نقشی داشته باشیم. امروز بار دیگر زمینی که بر آن ایستاده بودیم دچار لرزش و تزلزل شده است و نمی دانیم چه بکنیم.&lt;br /&gt;ساعت ها و روزهای بسیاری با خود اندیشیده ام و به عینیه بحران اندیشه در کل جامعه و خودمان را، در نیافتن راه حلی منطقی، مشاهده می کنم و افسوس می خورم. عقل ناقص ام به جایی قد نمی دهد، همه امور و تصمیم سازی ها انگار از بالای سر ما ملت ها، عبور می کند و در نتیجه لحظاتی به تردید می رسم که اساسا چرا باید برای «همه مسائل جهان» راه حل داشت و اصلا چرا باید در مورد هر اتفاق کوچک و بزرگ، موضع گرفت؟ و گاه به این نتیجه می رسم که اساسا مبارزه و چالشی که در آن «برنده» و «بازنده» دارد چالشی است که سودش را یکسره دولت ها و قدرت ها می برند، اما مبارزات مسالمت جویانه ای که در آن برنده و بازنده ای وجود ندارد مبارزاتی است که لااقل سهمی از آن ممکن است به مردم برسد. و شاید از همین روست که این را تنها معیاری یافته ام در این جهان پر از تناقض که احتمال دارد بتوانم بر ریسمان آن چنگ نجات بیاندازم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نوشين احمدی خراسانی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8302718700284329178?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8302718700284329178/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8302718700284329178&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8302718700284329178'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8302718700284329178'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/blog-post_25.html' title='بزرگداشت پروين پايدار'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gYUv6uTOI/AAAAAAAAACQ/KYrJ-u03wN4/s72-c/32.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4057003526230338037</id><published>2007-10-12T01:29:00.000+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:52.129+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>سهم نابرابر زنان از ارث</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZGP6uTPI/AAAAAAAAACY/g_ypkNNTzbA/s1600-h/31.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5149893769040907506" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZGP6uTPI/AAAAAAAAACY/g_ypkNNTzbA/s320/31.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,07,02,38,02/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;برابری ارث زن و مرد در ایران باستان / نگار انسان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تقسیم ارث در حقوق ساسانی پس از درگذشت پدر خانواده به این ترتیب بود که زن و پسران هر یک سهم مساوی از ارث داشتند. دختران در صورتی که ازدواج کرده و از خانه پدر جهیزیه به خانه شوهر برده بودند نصف؛ و در غیر این صورت مطابق برادران ارث می بردند.&lt;br /&gt;نتایج تحقیقات بارتلمه حاکی از آن است که ؛ دختر در انتخاب همسر آزاد بود و اجباری نداشت مردی را که پدرش برای او در نظر گرفته به همسری قبول کند و پدر حق نداشت او را از ارث محروم کند؛ و یا تنبیه دیگری درباره اش اعمال دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بخشی از مطالب زنستان شماره 31 &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,09,12,58,09/"&gt;گفتگو با زهره ارزنی:در نبود قانون برابر می توان با توافقات حقوقی به ارث برابر رسید/ نسیم سرابندی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,09,12,49,04/"&gt;مستندات فقهي تاییدی بر برابري ارث زن و شوهر/ سارا حکیمی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,09,12,20,06/"&gt;بم، زلزله و زميني كه يكسان نمي لرزد!/دل آرام علی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,08,09,07,01/"&gt;روابط مالی زن و شوهر در حقوق فرانسه/ مانا طلوعی فر&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,07,01,55,12/"&gt;سخنرانی نوال السعداوی در سوشیال فروم جهانی هند:جنگ علیه زنان و زنان علیه جنگ&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,07,02,05,39/"&gt;در حاشيه برچسب هاي اخلاقي بر فعالان اجتماعی : اخلاق ما، اخلاق آنها&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,08,09,07,01/"&gt;روابط مالی زن و شوهر در حقوق فرانسه / مانا طلوعی فر&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;نظام های مالی زناشویی متعددند اما آنها را می توان در دودسته اصلی، نظام های مبتنی بر جدایی اموال و نظام های اشتراک دارایی تقسیم کرد.&lt;br /&gt;در نظام جدایی اموال زوجین در عقد ازدواج توافق می کنند که اموال آنها مجزا از هم باشد. این نظام ساده ترین نظام مالی است. ارتباط مالی زن و شوهر تنها در تکلیف شرکت در هزینه های خانواده (تکلیف کمک مالی) تحقق می یابد. اما در نظام های مبتنی بر اشتراک دارایی همزمان سه دارایی وجود دارد. یکی دارایی خاص شوهر، دیگری دارایی خاص زن و سومی دارایی مشترک یا کامیونیته. دارایی خاص هر یک از زن و شوهر اموالی است که اینها قبل از عقد ازدواج دارا بوده اند یا پس از ازدواج به وسیله عقود مجانی از قبیل ارث، هبه یا وصیت به دست آورده اند. اموال مشترک، اموالی هستند که در طول ازدواج به گونه معوض تحصیل شده اند و به ویژه خریدهای انجام شده در طول ازدواج را در بر می گیرد. این اموال وارد دارایی مشترک می شود زیرا که فرض بر این است که همکاری زن و شوهر با هم باعث اکتساب و تملک این اموال گشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue31/07,10,07,02,23,44/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;3ميليون و 355 هزار كودك در صنعت روسپيگري جهان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="79" src="http://zanestan.org/pictures/statistix/STATISTIX31.jpg" width="183" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;فقر تورم و نيروهاي افسارگسيخته بازار، فقدان سياست‌هاي رفاهي و حمايتي تعادل در مناسبات كودكان و خانواده‌ها را به هم زده به شكل‌گيري و تداوم روابط آزاردهنده اقتصادي و استثماري بين كودكان و خانواده‌ها‌ي ناتوان شده و سودجويان بازار و پرتاب شدن كودكان در روابط اقتصادي و بهره‌كشانه بازار منجر مي‌شود كه نتيجه آن رها شدن ميليون‌ها كودك به خيابان‌ها و روي آوردن آنها به اشكال مختلف كار و بردگي است. بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد در جهان در حال حاضر 352 ميليون كودك مشغول به كار هستند؛ 246 ميليون كودك كارگر، 175 ميليون در شكل‌هاي كار اجباري و خطرناك و استثماري به كار گماشته مي‌شوند. 4/8 ميليون كودك به بردگي گرفته مي‌شوند و بررسي‌هاي ديگر حاكي از وجود 135 ميليون كودك خياباني در جهان است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4057003526230338037?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4057003526230338037/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4057003526230338037&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4057003526230338037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4057003526230338037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/blog-post_852.html' title='سهم نابرابر زنان از ارث'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZGP6uTPI/AAAAAAAAACY/g_ypkNNTzbA/s72-c/31.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-5186629060956455644</id><published>2007-10-12T01:20:00.000+03:30</published><updated>2007-10-12T01:27:48.266+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ فمينيسم'/><title type='text'>فمینیسم اسلامی چه می گوید؟</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;مارگوت بدران / ترجمه از ناهيد کشاورز &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فمینیسم اسلامی گفتمان و عملی است که از درون به یک پارادایم اسلامی متصل است. فمینیسم اسلامی فهم و قدرتش را از قرآن می‌گیرد و در جستجوی حقوق و عدالت برای زنان و مردان در تمامیت وجودشان است. این[ فمینیسم] به شدت توسط برخی مورد اعتراض قرار گرفته و توسط برخی دیگر با شور و شوق حمایت شده است.&lt;br /&gt;بدفهمی بسیار، معرفی‌های اشتباه و احمقانه، حول فمینیسم اسلامی وجود دارد. این فمینیسم جدید امیدها و ترس‌های بسیاری را باعث شده است.چه کسی فمینیسم اسلامی را به وجود آورده، به چه دلیل و با چه هدفی؟&lt;br /&gt;اصطلاح فمینیسم اسلامی طی سالهای دهه 1990 در چندین منطقه جهان، شروع به پیدا شدن کرد. مهم است که بین فمینیسم اسلامی به عنوان پروژه ای توضیحی- تحلیلی و فمینیسم اسلامی همچون اصطلاحی هویت بخش، تمایز قائل شویم. برخی از مسلمانان، فمینیسم اسلامی را به عنوان پروژه خود برای ارتقاء و تحول اعمال تجویز شده در قرآن براساس برابری جنسی و عدالت اجتماعی، توصیف می‌کنند. برخی ترجیح می‌دهند فمینیسم اسلامی را به عنوان پروژه اسلامی قرائت مجدد قرآن ، توصیف کنند. همچون قرائتی متمرکز بر زنان متن مقدس یا همچون فعالیتی آکادمیک.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/10/blog-post_11.html"&gt;ادامه مطلب ...&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-5186629060956455644?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/5186629060956455644/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=5186629060956455644&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5186629060956455644'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5186629060956455644'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/blog-post_12.html' title='فمینیسم اسلامی چه می گوید؟'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-5677380534498188499</id><published>2007-10-03T17:09:00.000+03:30</published><updated>2007-10-03T17:17:51.797+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ کمپين'/><title type='text'>"جنبش یک میلیون امضا" الگویی برای جامعه مدنی در ایران</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;دکتر کاظم علمداری&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سه شنبه10 مهر 1386 &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="174" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L146xH174/arton1087-14ba1.jpg" width="146" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حرکت نو پای "جنبش یک میلیون امضا" برای تامین برابری حقوق زن و مرد، ابتکار بسیار خلاقی است که «روش» کار آن می تواند سر مشق جنبش های اجتماعی، مدنی، سندیکایی و دانشجویی ایران و حتی برون از ایران قرار بگیرد. ویژگی اصلی این کمپین، نخست شکل گیری حول خواست مشخص حقوقی، نه سیاسی زنان است؛ دوم، استقلال از تشکل های سیاسی و احزاب؛ و سوم، نداشتن سمت گیری به سوی قدرت است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این حرکت دلیل ندارد که حتی اگر به هدف اسمی خود، یعنی کسب یک میلیون امضا رسید، و حتا دولت نیز با خواست آنها، یعنی برابری حقوق زن مرد، یا بخشی از آن موافقت کرد، متوقف شود. به نظر می رسد آن مقطع، تازه آغاز کار است. زیرا اولا این فرایندی طولانی است، ثانیاً هدف اعلام شده کمپین، تنها یک میلیون امضا روی کاغذ نیست، زیرا در اساس، ارتباط بسیار ارزشمند هزاران کنش گر فعال حقوق زنان و حقوق بشری است که می تواند در روند تحولات بعدی جامعه نقش فعال و مؤثری ایفا کند و برای خدمت به نیاز مندی های حقوقی و اجتماعی زنان، همچنان فعال بماند. زیرا حقوق به دست آمده زنان، اگر حاصل شود، مانند دمکراسی، نمی تواند خود محافظ خود باشد. آنگونه که جامعه مدنی محافظ اصلی دمکراسی است، تشکل مستقل زنان نیز تنها ابزار مدنی حفظ حقوق و ارزش های به دست آمده زنان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/10/blog-post.html" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;ادامه مطلب...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-5677380534498188499?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/5677380534498188499/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=5677380534498188499&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5677380534498188499'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/5677380534498188499'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/10-1386.html' title='&quot;جنبش یک میلیون امضا&quot; الگویی برای جامعه مدنی در ایران'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-1307121552897913318</id><published>2007-10-01T01:36:00.000+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:52.277+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>زنان در لايحه حمايت از خانواده</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZkP6uTQI/AAAAAAAAACg/gjMUSaPmL2I/s1600-h/30.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZkP6uTQI/AAAAAAAAACg/gjMUSaPmL2I/s320/30.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5149894284436983042" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ناهيد کشاورز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,20,31/"&gt;نگاهی به تلاش های حقوقی زنان برای بهبود قوانین خانواده &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;فمینیست‌های اولیه ایرانی ازاوایل دهه 1300شمسی علاوه برخواست حق آموزش و تحصیل برای دختران، گسترش مدارس دخترانه و تلاش برای به‌بود زندگی زنان، خواهان تغییر قوانین مربوط به ازدواج و طلاق بودند. در مورد مسئله ازدواج و طلاق، آن‌ها به موضوعاتی همچون ازدواج‌های کودکان، ازدواج‌های اجباری و قوانین نابرابر طلاق حمله می‌کردند. (ساناساریان،1384،ص79)&lt;br /&gt;هر چند جنبش زنان در حاکمیت رضا شاه به تدریج افول کرد اما اقدامات رضاشاه در حمایت از زنان تا حدودی سبب حمایت برخی از فمینیست‌ها از حکومت وی شد. تغییر و تحول در وضعیت زنان در سه حوزه‌ی اصلی اتفاق افتاد: تغییر در قوانین طلاق و ازدواج، گسترش فعالیت‌های آموزشی برای زنان و ممنوعیت حجاب (کشف حجاب).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بخشی از مطالب شماره ۳۰ زنستان:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,20,11/"&gt;قوانینی که در لایحه حمایت از خانواده فراموش شده اند / زهره ارزنی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,11,31/"&gt;نگاهی بر قوانین خانواده در کشورهای منطقه / نیلوفر انسان، علی عبدی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,09,31/"&gt;در بي قانوني خانواده / مازیار سمیعی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,08,31/"&gt;مردان و لايحه حمايت از خانواده/ الناز محمدي&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,23,07,07,31/"&gt;حمايت قانوني يا خشونت قانوني؟ / گلناز به گو&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,22,02,19,32/"&gt;در ِ بهشت&lt;/a&gt; / ماريا دالا کوستا&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="150" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY301.jpg" width="166" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;نوشين کشاورزنيا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.org/issue30/07,09,22,02,15,26/"&gt;رسانۀ فمینیستی&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در دهۀ 1980 و هم‌زمان با تأکید کرسی مطالعات فرهنگی مدرسه‌ي برینگهام بر مرکزیت ایدئولوژی و مفهوم‌سازی مجدد فرهنگ، مداخلات فمینیستی در مطالعات رسانه رواج یافت. اندیشمندان فمینیست در مطالعه‌ي رسانه پذیرش گفتمان مردانگی را مورد تردید قرار دادند و زنانگی را به‌صورت دیدگاه معرفت‌شناختی جدیدی تبیین کردند. تأکید بعدی در مطالعۀ مخاطب بر ذهن‌گرایی زنانه بود. بررسی زنان و مطالعۀ خواسته‌ی آن‌ها در هرآن‌چه که گه‌گاه با بافت اجتماعی بزرگترشان مرتبط بود برجسته می‌شد. برخلاف تلاش‌های محققان مطالعات فرهنگی خصوصاً ریموند ویلیام ثابت شد که فرهنگ مفهومی خنثی و فاقد بار ارزشی نبوده‌است. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-1307121552897913318?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/1307121552897913318/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=1307121552897913318&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1307121552897913318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/1307121552897913318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='زنان در لايحه حمايت از خانواده'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZkP6uTQI/AAAAAAAAACg/gjMUSaPmL2I/s72-c/30.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-9190346010264437608</id><published>2007-09-10T21:05:00.000+03:30</published><updated>2007-11-03T20:49:58.479+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>مجلسیان ! این لایحه را از دستور خارج کنید</title><content type='html'>&lt;img height="150" src="http://www.iran-emrooz.net/image/barabari01.jpg" width="200" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;تومار امضای 2000 مدافع حقوق برابر در اعتراض به لایحه خانواده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با آغاز سومين سال فعاليت دولت نهم، هيئت دولت لايحه اي را تحت عنوان "حمايت از خانواده" به منظور بررسي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي فرستاده است. اين لايحه بنا به ادعای ارائه دهندگان اش به دليل «لزوم تطبيق قوانین جاری با مسائل روز» و «رفع كاستي ها و نواقص در قوانين موجود ِ حاكم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است، حال آن که مواد مندرج در لایه چنین ادعایی را رد می کند. این لایحه نه تنها تطبيقي با واقعيات زندگي زنان امروز ايراني ندارد بلكه قوانین پیشنهادی آن عقب گردي 42 ساله را به نمایش می گذارد. در شرايطي كه جامعه ایران بیش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانین عادلانه و انسانی تاکید دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسیاری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپین یک میلیون امضاء) برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانین عادلانه و برابر در ازدواج، طلاق، سرپرستي فرزند، تابعيت، خروج از كشور و نیز لغو چند همسري (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده 23 اين لايحه پيشنهادي، نه تنها به شان و كرامت انساني زن توجهي نكرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلكه در عملي تعجب برانگيز یک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب كرده و انجام آن را تنها منوط به تمكن مالي مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرایی» از سوی مرد بر اجراي عدالت بين همسران دانسته است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/09/blog-post.html"&gt;ادامه مطلب ... &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-9190346010264437608?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/9190346010264437608/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=9190346010264437608&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9190346010264437608'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9190346010264437608'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/09/blog-post_10.html' title='مجلسیان ! این لایحه را از دستور خارج کنید'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4485290931975078469</id><published>2007-09-05T13:42:00.000+03:30</published><updated>2008-11-13T19:33:52.439+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>کمپين يک ميليون امضا يک‌ساله شد</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZ4_6uTRI/AAAAAAAAACo/Ch2qkimrH1Q/s1600-h/29.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZ4_6uTRI/AAAAAAAAACo/Ch2qkimrH1Q/s320/29.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5149894640919268626" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;سوسن طهماسبی:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,26,03,19,14/"&gt;توانمندسازی زنان ایرانی از طریق کمپین یک ملیون امضا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درخواست حقوق برابر توسط زنان ایرانی و شکل‌گیری جنبش زنان ایرانی، قدمتی یک صد ساله دارد و به زمان انقلاب مشروطه در ایران باز می‌گردد. بنابراین می‌توانیم بگوییم با وجود این که واقعیت‌های سیاسی هر دوره‌ی تاریخی مطمئنا بر شکل‌دهی خواسته‌های زنان تاثیر گذار بوده، اما این خواسته‌ها بیش‌تر بر اساس نیازها و واقعیت زندگی زنان متمرکز بوده است تا تلاش برای کسب قدرت سیاسی. به علاوه، تاریخ طولانی جنبش زنان در ایران، به این نکته اشاره دارد که با وجود دستاوردهای حقوقی و سیاسی در طول این 100 سال، سیستم حقوقی حتی در مترقی‌ترین دوران‌های خود، با استفاده از توجیهات، باورهای فرهنگی و دینی و محظورات، با زنان به صورت تبعیض آمیز برخورد کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بخشی از مطالب شماره ۲۹ زنستان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,04,20,58/"&gt;مکان هایی که از نو خلق می کنیم / جلوه جواهري&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,04,16,34/"&gt;گفتگو با ملیکا بن رادی، از فعالین کمپین یک میلیون امضا مراکش:همه گروه ها از ما حمایت می کردند/ مریم حسین خواه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,04,14,58/"&gt;کمپين در اصفهان : چالشها و چشم انداز / نفیسه آزاد&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,04,09,26/"&gt;کمپین، برآیند نیاز زمان / شیما فرزادمنش&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,03,54,18/"&gt;طلاق ؛ مشکلی که زنان ژاپنی را هم آزار می دهد / مترجم : رویا پاکزاد&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="150" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY291.jpg" width="166" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;سودا عامری:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue29/07,08,25,03,27,39/"&gt;اینترنت: رسانه‌ی زنان، توسط زنان و برای زنان&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هم‌گام با توسعه و فراگیری اینترنت، تئوری‌های فمینیستیِ دو دهه‌ی اخیر مورد تحول و بازبینی آکادمیسین‌ها و اسکولارهای فمینیست قرار گرفته‌اند. تا جایی که عده‌ای اینترنت را «زنانه‌ترین رسانه» معرفی می‌کنند. به عنوان مثال، به همان نسبت که تاریخ ژورنالیسم زنان و تلاش بی پایان آن‌ها برای دست‌یابی به شرایط حرفه‌ای برابر، نشان از ساختار جنسیت‌گرا و ضد زن رسانه‌های کلاسیک دارد، ظهور سایبرژورنالیسم راه را بر فعالیت رسانه ای زنان، توسط زنان و برای زنان گشوده‌است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/09/blog-post_11.html" target="_blank"&gt;میزگرد زنستان با زنان روزنامه نگار&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="298" src="http://zanestan.net/292.jpg" width="397" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زنستان&lt;/span&gt;: شما به عنوان روزنامه‌نگاران حوزه‌ی زنان، خودتان را فمینیست می‌دانید یا خیر؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شبنم رحمتی: اگر فمینیست به معنای زنی‌ست که نسبت به تبعیض‌های جنسیتی در جامعه آگاهی دارد و برای کم‌ کردن آن‌ها تلاش می‌کند و در حوزه‌ای که به کار مشغول است سعی در برجسته کردن این تبعیض‌ها دارد، بله من خودم را فمینیست می‌دانم. تعریف من از فمینیست زنی‌ست که زندگی خانوادگی دارد، مادر است از زندگی خانوادگی‌اش تا حد متعارف راضی‌ست. عاشق شده و از این‌که عاشق شده احساس خجالت نمی‌کند و در عین حال تلاش می‌کند که زنان به حقوق خود در جامعه دست پیدا کنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4485290931975078469?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4485290931975078469/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4485290931975078469&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4485290931975078469'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4485290931975078469'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='کمپين يک ميليون امضا يک‌ساله شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_cWO2KC9fVHw/R3gZ4_6uTRI/AAAAAAAAACo/Ch2qkimrH1Q/s72-c/29.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8071521643721118956</id><published>2007-08-02T02:40:00.000+03:30</published><updated>2007-08-02T02:52:32.777+03:30</updated><title type='text'>بيانيه نزدیک به 800 تن از مدافعان حقوق برابر</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;درباره وضعيت بهاره هدايت و امير يعقوبعلي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;چهار شنبه10 مرداد 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زماني که، دفاع از حقوق زنان و تلاش براي تغيير مناسبات تبعيض آميز جنسيتي، به يکي از ريشه اي ترين حرکت هاي مسالمت آميز کنشگران جنبش هاي اجتماعي ايران بدل شده است؛ و در شرايطي که متاثر از اين تلاش ها، خوشبختانه بخش هايي از جناح هاي مختلف حاکميت، هم راي شده اند تا قوانين ناعادلانه اي چون ديه، ارث و شهادت را اصلاح کنند؛ متاسفانه هنوز، جرياناتي خشونت گرا وجود دارند که تحمل مواجه شدن با واقعيت هاي اجتماعي را ندارند. جرياناتي که اوليه ترين حقوق انساني را ناديده گرفته و پايمال مي کنند. فشارها و برخوردهاي غيرقانوني و خشونت آميز يک ماهه اخير، از قبيلِ دستگيري و بازداشتِ غيرقانوني فعالان جنبش هاي زنان، دانشجويي، سنديکايي و معلمان، و صدور احکام سنگين حبس و شلاق براي فعالان جامعه مدني (همچون عاليه اقدام دوست، دلارام علي، مريم ضيا و... براي شرکت در تجمع مسالمت آميز 22 خرداد ميدان هفت تير و...)، صدور احکام اعدام براي فعالان مدني (همچون عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار که در کردستان به فعاليت هاي مدني و مسالمت آميز مشغول بودند)، گسترش فضاي امنيتي بر شهر به بهانه پوشش زنان، پخش برنامه هاي اعتراف تلويزيوني، توقيف مطبوعات، و محدود ساختن گردش آزاد اطلاعات ، موجِ جديدي از ناامني را هشدار مي دهند.&lt;br /&gt;به نظر مي رسد اين بار، هدف و کانونِِ فشارها، نقاط وصل جنبش هاي اجتماعي هستند. کنشگراني که با ايجاد وحدت ميان جنبش ها به فعاليت اجتماعي مي پردازند، مورد کينه قرار گرفته اند. امير يعقوبعلي و بهاره هدايت هر دو از فعالان جنبش زنان و جنبش دانشجويي هستند که بيش از سه هفته است در بازداشت به سر مي برند و از وضعيت آنها خبري نيست. بهاره هدايت، عضو شوراي مرکزي تحکيم وحدت، و از فعالان جنبش زنان، در روز 18 تيرماه در تحصن شش نفره اي که به منظور درخواست آزادي براي دانشجويان بازداشت شده اميرکبير انجام گرفته بود، دستگير شد و اکنون در سلول انفرادي بند 209 زندان اوين بسر مي برد. و امير يعقوبعلي، از اعضاي جوان کمپين يک ميليون امضاء و عضو انجمن منتخب دانشگاه علامه طباطبايي، از آنجايي که به عنوان يک مرد توانسته است گفتمان برابري جنسيتي را فراتر از جداسازي هاي نظام مردسالار با مردم در ميان گذارد، در روز 20 تيرماه هنگام جمع آوري امضاء در پارک انديشه بازداشت شد و در حال حاضر در زندان اوين بسر مي برد. علاوه بر دستگيري و بازداشت ناموجه اين دو تن؛ عدم امکان ارتباط و ملاقات آنها با خانواده و وکلايشان، و همچنين احتمال وجود فشارهاي ديگري در داخل زندان، نگراني درباره وضعيت آنها را دوچندان مي کند.&lt;br /&gt;ما امضاء کنندگان اين بيانيه، ضمن اعتراض نسبت به بازداشت اين دو فعال جنبش زنان و رفتارهاي غيرقانوني و خشونت آميز با آنان؛ خواستار آزادي هرچه سريعتر امير يعقوبعلي و بهاره هدايت و ديگر دانشجويان بازداشت شده، و نيز لغو احکام سنگين، از جمله لغو احکام اعدام هاي اخير براي فعالان مدني کشور هستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;اسامي امضاءکنندگان بيانيه (به ترتيب حروف الفبا):&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آرسن نظريان / آرش پارسي پور / آرش حافظي / آرش حسن‌نيا / آرش مهدويا / آرش نصيري اقبالي / آرمان ميهن دوست / آرمين قهقائي / آروز عابديني / آزاده بحري / آزاده بنايي / آزاده خسرو شاهي / آزاده رحماني / آزيتا بکائي / آسيه اميني / آکام بسيم / آناهيتا کوچمشگي / آيدا راد / آيدين اخوان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابراهيم آهنيان / ابراهيم سنقري / ابراهيم شيزلي / ابراهيم مددي / ابوالفضل امين صالحي / ابوذر جعفري / احترام شادفر / احسان صلح جو / احسان عابدي / احمد باطبي / احمد زاهدي / احمد مساحي / احمد مشعوف / اختاي حسيني / ادريس بختياري / ارژنگ سلامي / ارشيا نوري / اسد زميني / اسد مذنبي / اسرين سالاري / اسماعيل خوئي / اسماعيل ناطقي / اشرف خسروي / اصغر مرداني / اعظم مهراني / افرا شکرلو / افرا فاميلي / افسانه قلمياربند / افسانه وفائي / اقبال اقبالي / اقدس مرعشي / اکبر دامغاني / اکبر عطري / اکرم صفارزاده / الما قوانلو / الناز انصاري / الناز محمدي / الناز ناطقي / الناز يوسف زاده / الهه اماني / الهه شکرائي / الهه محمدي / اليز ساناساريان / اميد ايران مهر / اميد منتظري / امير حسين شاکري / امير نورمندي / اميرتيمور خسروي / اميرحسين افراسيابي / اميرحسين ايرجي / اميرعليزاده / ايرج اورجي گيوي / ايلقار صمدزاده / ايمان پاک نهاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بابک احمدي / بابک اسرافيلي / بابک فهيمي شميراني / بابک مهدي پور / باربد گلشيري / برديا حيدري / بنفشه حجازي / بنفشه رمضاني يگانه / بنفشه سبزواري / بنفشه سيامکي / بهار آزادي / بهار قلي پور / بهار نارنجي / بهاره آزادي / بهاره اميري / بهاره سيامکي / بهاره فاميلي / بهاره فرشيد / بهاره ميرزاحسين / بهرام راد / بهرام سپاسگزار / بهروز محموديان / بهزاد اميري / بهزاد توفيقيان / بهزاد رضادوست / بهزاد کيان پيشه / بهزاد لاهارپور / بهزاد معماريان / بهزاد مهراني / بهمن احمدي امويي / بهمن بيك / بهمن فره بخش / بهمن نيرومند / بهناز درخشان / بهناز مختارطرقي / بهناز مهراني / بهنام دارايي زاده / بيتا طاهباز / بيژن اقدسي / بيژن پيرزاده / بيژن مجدزاده / بيژن مهر / بينا داراب زند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پارسا کرمانيان / پرتو نوري علاء / پرستو سرمدي / پروانه وحيدمنش / پرويز داورپناه / پرويز مهرافزا / پرويز هراتي نژاد / پروين اردلان / پروين ترابي / پروين موسوي / پريسا افکاري / پريسا انصاري / پريسا روشنفکر / پريسا قدرتي / پريسا کاکائي / پريسا کريمي / پريسا مرعشي / پريسا نوري / پريش پاهکين / پژمان خرسند / پگاه سجادي / پگاه منصبي / پل پور سعيد / پوپک مهاجر / پوپک نويد / پوران کريمي / پوريا علمي / پونه پورايراني / پويا پويايي / پويا نظري / پيام ابوطالبي / پيمان سعيدي / پيمان مجتهدپور / پيمان محتشمي / پيمان مقدم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تارا سپهري فر / تارا کريمايي / تارا نجداحمدي / ترانه امير تيموري / ترانه بني يعقوب / ترانه روستا / تينا احرامي&lt;br /&gt;ثريا يعقوبي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جعفر پناهي / جعفر حسين زاده / جلال سجادي / جلوه جواهري / جمشيد قراجه داغى / جميله دادخواه / جهانگير ارشيد / جواد صفوي زاده / جواد لگزيان / جواد مهران / جواد موسوي خوزستاني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حجت نارنجي / حديث جاوداني / حسن بهگر / حسن درويش پور / حسن رضايي / حسن زارع زاده اردشير / حسن عامري / حسن عسگري / حسين باستاني / حسين بيگدلي / حسين خدابنده لو / حسين قاضيان / حسين لنکراني / حسين ورجاوند / حميد انهاري / حميد برونوند / حميد حميدي / حميد رضا رمضاني / حميد سالک / حميد سلطاني / حميدرضا ظريف نيا / حيدر بنائي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خديجه مقدم / خديجه ميثمي / خرسند ستوده / خسرو جاهد / خسرو خواجه نوري / خشايار ديهيمي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داريوش مجلسي / داريوش مرادي / داوود رضوي / داوود مقدوري / دکتر حسام فيروزي دلارام جعفريان / دلارام علي&lt;br /&gt;راحله عسگري زاده / رحيم قابل نژاد / رزا رضواني / رسول سلامتيان / رشيد اسماعيلي / رضا احمدي / رضا آشفته / رضا بحري / رضا جمشيد نژاد / رضا خذري / رضا سيدي پور / رضا گوهرزاد / رضا مبشري / رضا مرزبان / رضا نبوت / رضوان مقدم / رضوانه حقيري / رقيه ثابت / رقيه منصوري / رکسانا ستايش / رمضان شفائيان / رها بيگ محمدي / رهيار رحيمي / روجا بندري / روحي افسر / رودابه مختاري / روزبه درنشان / روزبه شفيعي / روشنک قريشي / رويا پاکزاد / رويا روزبه / رويا صادقي / رويا صحرايي / ريحانه حقيقي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زارا امجديان / زانيار احمدي / زري سالاري / زلال يوسفي / زهرا آل آقا / زهرا بيگدلي / زهرا تهمتن / زهرا صادقي / زهرا عرفاني / زهرا فرج زاده جلالي / زهرا کثيري / زهرا مالکي / زهرا محمدي / زهره اسدپور / زهره امين / زهره شاکرين / زهره شجاعي / زهره نصرالله زاده / زيبا لاهيجي / زيبا مير حسيني&lt;br /&gt;ژاله سالاري / ژيلا بني يعقوب / ژيلا گل عنبر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساجده غلامي / ساچلي افلاکي / سارا اميري / سارا ايمانيان / سارا داوديان / سارا كرمانيان / سارا لقماني / سارا معصومي / سارا نادري / ساره سالاري / ساسان ميزبان / ساغر ناصري / ساناز الله بداشتي / سپيده درخشان / سپيده سلامي / سپيده صفوي / سپيده گيلاسيان / سپيده يعقوبعلي / ستار اميني / ستاره سجادي / سجاد نيکنام / سحر افاضلي / سحر دزفولي / سحر روان / سحر سجادي / سحر عجمي / سحر مرانلو / سحر مفاخم / سحر نمازي خواه / سراج الدين ميردامادي / سعيد افشار / سعيد پورحيدر / سعيد پيوندي / سعيد ترابيان / سعيد حبيبي / سعيد رستگار / سعيد رضازاده / سعيد شمس / سعيد غلامپور / سعيد مصلحي / سعيده صديقي / سلماز مقدم / سليمان محمدي / سمانه خادمي / سميرا بهاراني / سميرا صدري / سميه رحمانزاده / سميه رشيدي / سميه رمضان زاده / سميه رويين تن / سميه فريد / سهام‌الدين بورقاني / سهيل آصفي / سهيلا ستاري / سهيلا کلانتري / سودابه سعيدي کيا / سودابه سيرجاني / سوسن طهماسبي / سولماز شريف / سونيا غفاري / سيامك طاهري / سيامك فريد / سياوش سعادتيان / سياوش عبقري / سياوش فرجي / سياوش لقماني / سياوش منتظري / سياووش جليلي / سيد افشين اميرشاهي / سيد قيس دهزاد / سيروس ملکوتي / سيما حسين زاده / سيما ميهن دوست / سيما يغمائي / سيمين اميني / سيمين دها / سيمين کلاتي / سيمين مرعشي / سيميندخت فاميلي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شادي جنتي / شادي صدر / شاهد حلاج نيشابوري / شاهين رحيمي / شاهين زينعلي / شايا شهوق / شبنم احمدي / شراگيم زند وکيلي / شعله شاهرخي / شقايق تهراني / شقايق درنشان / شکوفه منتظري / شکوه ميرزادگي / شهاب رحيمي / شهاب شاهين فر / شهاب فيضي / شهاب ميرزايي / شهراد شهوند / شهرام آقامير / شهرام شيدايي / شهرام قنبري / شهرام ناصري / شهرزاد آل داوود / شهرزاد عالم فتحي / شهرزاد هاديان / شهره خواجه نوري / شهره موحدي / شهريار آهي / شهلا ابقري / شهلا شفيق / شهلا لاهيجي / شهناز بيات / شهين شکاري / شهين نوائي / شيدان وثيق / شيرين جهانگيرزاده / شيرين حاجيلو / شیرین عبادی / شيرين مومني / شيرين ناجي / شيما خاکي / شيما فرزادمنش / شيوا آباء / شيوا بديهي نژاد / شيوا تقوي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صادق ملکوتي / صادق ناهومي / صادق نوابي / صبا مكري / صدرا صدوقي / صدرالدين زاهد / صديقه بحرائي / صديقه توحيدي / صديقه مقدم / صفورا نوربخش / صنم دولتشاهي&lt;br /&gt;ضياء طباطبائي / طلعت تقي نيا / طناز عربشاهي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عادله صادقي / عاطفه گندم آبادي / عباسعلي فتّاح / عذرا آصفي / عزيزالله ملکي / عسل اخوان / عسل پيرزاده / عطيه وحيدي منش / عطيه يوسفي / عفت ماهباز / علي اصغر سيدآبادي / علي افشاري / علي اکبر خسروشاهي / علي اکبر مهدي / علي اکبر موسوي خوئيني / علي اميني / علي بکائي / علي توکلي / علي دهقان / علي صادقي / علي صمد / علي طايفي / علي عبدي / علي کلايي / علي مختاري / علي معظمي / علي فتوتي / عليرضا اخوان / عليرضا جباري / عليرضا راسخي / عليرضا شجاع / عليرضا شفائي / عليرضا عزيزي / عليرضا كرماني / عليرضا کرماني / عيسي سحرخيز&lt;br /&gt;غزاله عسکريزاده / غزل دادور / غلام درخشاني / غلامرضا بنائي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاطمه آستان بوس / فاطمه خوشرو / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه کريمي / فاطمه مقدم / فاطمه موسوي / فخري شادفر / فرامرز فهيمي / فرد صابري / فرزاد جاسمي / فرزان گلستانه / فرزانه طاهري / فرشيد عربشاهي / فرهاد داودي / فرهاد زريني / فرهاد گلستانه / فرهاد مجدآبادي فراهاني / فرهنگ رستمي / فرهنگ سلامي / فرود سياوش پور / فروغ قره داغي / فروه اميني / فريبا اسدي / فريبا داودي مهاجر / فريبا محمدي / فريده پورعبدالله / فريده جلالي / فريدون گلستانه / فهيمه خضر حيدري / فواد شمس / فيروزه رمضان زاده / فيروزه شکور / فيروزه فروردين / فيروزه مهاجر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاظم شکري / كاظم علمداري / کاظم هاشمي / کاظم هاشمي / كامبيز روستا / كامبيز نيكو رخ / کامليا منصوري / كاوه شيرزاد / کاوه ضرغامي فر / کاوه مظفري / کبري اصفهاني / كتايون اكبري / کريم شامبياتي / کريم يساري / کوروش خردمنش / کيانوش سنجري / كيوان سيار / كيوان صميمي / كيوان مهجور / کيومرث حکيم&lt;br /&gt;گرجي مرزبان / گلاله بهرامي / گلبرگ باشي / گلناز ملک / گلنوش رحيم زاده / گندم احتشام / گوهر شميراني / گيتا احمدي / گيتي سلامي / گيتي مرتضوي / گيسو فغفوري / گيلان نصيري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لاله بشردوست / لقمان قديري / لي لي اسلامي / ليلا ساكي / ليلا شيرنژاد / ليلا منصور / ليلي فرهادپور / ليلي مظاهري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مارال فرخي / ماريا رشيدي / مازيار سميعي / مانا طلوعي فر / ماندانا حكيمي / مجتبي رزمي / مجيد برادران / مجيد تولايي / مجيد ملكي / محبوبه حسين زاده / محبوبه عباسقلي زاده / محبوبه کرمي / محبوبه محبي / محبوبه وفايي / محرم دولتشاهي / محسن سيدين / محسن نژاد / محمد اسدي / محمد آشور / محمد اميني / محمد بهزادي / محمد پاکزاد / محمد رستمي / محمد زهرائي / محمد شريف / محمد شهرابي / محمد فلاح نيا / محمد محمد پور / محمد ملوان / محمد مهدي يوسفي / محمد ميرزاخاني / محمد ميلاني / محمدرضا ترابي / محمدرضا رضوي / محمدرضا نسب عبداللهي / محمدرضا يزداني / مرتضي ميرآخوري / مرجان انصاري / مرجان نمازي / مرضيه بخشي زاده / مرضيه سپيدبر / مريم افشار / مريم اكبرزاده / مريم اکبري / مريم پاپي / مريم پارسي / مريم تهراني / مريم حسين خواه / مريم ضياء / مريم فيروزي / مريم کاشاني / مريم كاشي / مريم کسايي / مريم مالک / مريم ميرزا نژاد / مريم نظام / مريم يوسفي / مزدک بامدادان / مزدک دانشور / مژگان ثروتي / مژگان حساري / مژگان ملکيان / مسعود خدابنده / مسعود شب افروز / مسعود شکري / مسعود شكوري / مسعود عبدالله / مسعود مجيري / مصطفي تنها / معصومه اسداللهي / معصومه تقي پور / معصومه قلي زاده / معصومه لقماني / مقصود رنجبر / ملوک عزيززاده / ملوک ملاحسيني / مليحه رزازان / منصور حيأت غيبي / منصوره تهراني / منصوره خلجي / منصوره شجاعي / منوچهر زندي فر / منور قنبري / منيره مقدم / مهدي اميني / مهدي بهاري / مهدي جليلي / مهدي خان بابا تهراني / مهدي رويين تن / مهدي سهرابي / مهدي فخرزاده / مهدي فخرزاده / مهدي قليزاده اقدم / مهدي کدخدا زاده / مهدي مجتهدي / مهدي وفايي / مهدي يوسفي / مهديه پورشاد / مهرانگيز کار / مهرانگيز حکيمي / مهرداد افراسيابي / مهرداد بزرگ / مهرداد درويش پور / مهرداد مشايخي / مهرشاد الوندي / مهرنوش اعتمادي / مهرو ملالي / مهسا جزيني / مهسا علي بيگي / مهشيد شاکري / مهناز درخشان / مهين علي‌بابايي / موسي يحيي زاده / مونا علي خواه / ميترا ايراني / ميترا ترابي / ميترا خلعتبري / ميترا روشن / ميترا آزادفر / الميرا علي حسيني / ميرا قرباني فر / ميرمحمود يگانلي / ميلاد موسوي / ميهن جزني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نادر احمدزاده / نادر حاجي محسن / نازلي فرخي / نازنين بهارستان / نازي اسكويي / ناصر فرجادفر / ناهيد افتخاري / ناهيد بهمني / ناهيد جعفري / ناهيد حدادي / ناهيد حيدري / ناهيد خيرابي / ناهيد کازري / ناهيد کشاورز / ناهيد ميرحاج / ندا ناظمي / نرگس جودکي / نرگس طيبات / نرگس عظيمي / نريمان رحيمي / نسترن اردکاني / نسيم بني کمالي / نسيم تنها / نفيسه آزاد / نفيسه محمدي / نگار ارجمندي / نگار انسان / نگار بنگري / نگار جاويدان / نگار رحيمي / نگين فرازمند / نگين فيروزه اي / نوشابه اميري / نوشين احمدي خراساني / نوشين جعفري / نوشين عامري / نوشين کشاورزنيا / نوگل جباري / نويد نوري فر / نيره توحيدي / نيره درخشان / نيکو پناهي / نيکي ايراني / نيلو فر يعقوب پور / نيلوفر انسان / نيلوفر بهشتي / نيلوفر بيضايي / نيلوفر سلطاني / نيلوفر گلکار / نيلوفر مهديان / نيلوفر يزدي / نيما مولاني / نيوشا درخشان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هادي جعفريان / هادي چراغي / هادي زماني / هادي يوسفي / الهام رفيع زاده / الهام قيطانچي / الهام كميابي / هانا دارابي / هانيه سليمي / هانيه ملالي / هايده مقيسي / هدا بيت مشعل / هدي امينيان / هژير پلاسچي / هما خداوردي / همايون مهمنش / همايون نامي / هنگامه شهيدي / هيوا يوسفي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وجيهه مقدم / وحيده مولوي / ويدا حاجبي / ويدا خسروي / ويدا فرهودي / ويكتوريا آزاد&lt;br /&gt;ياسمن برزي / ياسمن گرمستاني / ياسمن نيلفروشان / ياسمين آزاد / ياسمين داداشي / ياشار آذري / ياشار اميني / ياشار گرمستاني / ياور خسرو شاهي / يلدا صيادي / يوسف مجاب&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8071521643721118956?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8071521643721118956/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8071521643721118956&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8071521643721118956'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8071521643721118956'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/08/800.html' title='بيانيه نزدیک به 800 تن از مدافعان حقوق برابر'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7326472793717757431</id><published>2007-07-25T13:43:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:34:22.249+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>مردان در جنبش زنان</title><content type='html'>&lt;img height="286" src="http://herlandmag.info/pictures/cover/jeld28.jpg" width="386" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,03,01,34/" target="_blank"&gt;نگاهی کوتاه به برخی پیچیدگی‌های شرکت مردان در جنبش زنان &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;بحث مسئولیت ـ از: پویا &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="79" src="http://herlandmag.info/pictures/woman/WOMAN28.jpg" width="158" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;موضوع شرکت فعال مردان در جنبش برابری طلبانه‌ی زنان مسئله‌ای است که پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. یکی از پایه‌ای‌ترین مشکلات، شاید موضوع بدبینی است که لااقل در ابتدای کار در ذهنیت ِ هم زنان و هم مردان نشسته است. جنبش زنان شاید تنها جایی است که زنان احساس می‌کنند قلمرو (domain) اختصاصی آنها برای فعالیت و مدیریت است. آن‌ها شاید در ابتدا حضور مردان را خطری برای "مردانه"شدن جنبش زنان می‌دانند و نمی‌خواهند این محدوده را هم به مردان واگذار کنند. هم‌چنین ممکن است نگران کم‌رنگ شدن خواسته‌ها و شعارهای زنان باشند.&lt;br /&gt;راشل جونز می‌نویسد: "متاسفانه مسئله تنها این نیست که زنان بگذارند تا مردان هم در مبارزه و تلاش آنها شرکت کنند، ‏بل‌که تعداد محدود مردانی هم که حاضر به چنین شرکتی باشند یک مسئله است. بیش‌تر ِ بدبینی زنان ‏نسبت به شرکت مردان، مستقیمن ریشه در این واقعیت دارد که بسیاری از مردان از روابط ‏پدرسالارانه بهره‌مند می‌شوند، پس چرا آن‌ها باید به موضوع رهایی زنان علاقه نشان بدهند؟ ‏مقاومت در برابر شرکت مردان و درگیر شدن آنها در اهداف برابری جنسیتی، از هر دو طرف ‏اِعمال می‌شود و بدین ترتیب موضوعی چند بُعدی و پیچیده است"....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بخشی از مطالب شماره ۲۸زنستان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,03,07,27/" target="_blank"&gt;آيا حمايت مردان از کمپين يک ميليون امضا امري عقلاني است ؟ / نفيسه آزاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,03,00,47/" target="_blank"&gt;مردان به جرم چشم‌پوشی از حقوقشان به زندان می‌روند/ جلوه جواهری&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,58,29/" target="_blank"&gt;از مردان فمنیست چه می دانیم ؟ / ترجمه زهرا مالكي&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,58,26/" target="_blank"&gt;صداهای فمینیسم مردانه / ترجمه: خورشيد ناظري&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,54,55/" target="_blank"&gt;چرا مردها بايد به جنبش زنان بپيوندند / حميدرضا ابراهيم‌زاده&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,43,16/" target="_blank"&gt;"نجات" به دست پدر زنده به گور شد!&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:%20efatmahbas@hotmail.com"&gt;عفت ماهباز&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,29,54/" target="_blank"&gt;زندگی بی گوهری این گونه، نازیباست&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlandmag@gmail.com"&gt;نيلوفر گلكار&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,41,24/" target="_blank"&gt;راه مقابله با خشونت، ابتدا ديدن عمق آن است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;طلعت تقی‌نيا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height="75" src="http://herlandmag.info/pictures/house/HOUSE282.jpg" width="79" align="left" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خشونت عليه زنان در اشکال مختلف درزندگی زنان امری فراگيرست که توسط قوانين نابرابر، سنت‌ها و عرف درجامعه‌ی مردسالار توليد و در مواردی توسط خود زنان بازتوليد می‌شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,34,11/" target="_blank"&gt;«بهاره هدایت» مدلی قابل اتکا برای نسل جوان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;نوشين احمدی‌خراسانی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height="75" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY281.jpg" width="79" align="left" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بهاره هدایت، این دختر جوان سرزمین من، نه «شورشی» است و نه «انقلابی»، و نه کنش‌هایش بر اساس «واکنش»های ناخودآگاه بنا شده است، او دختر جوانی است نه از آن «مدل»های کلیشه‌ای جنسی و نه از آن «دختران توسری خور»، او دختری از نسل جدید جنبش زنان (نسل پنجمی‌ها) است که آرمان‌خواهی اندیش‌مندانه و قانون‌مدارانه‌اش می‌تواند مدلی مناسب و دست یافتنی برای دختران امروز ایران باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue28/07,07,23,02,32,00/" target="_blank"&gt;پیشگامان نسل امروز جنبش زنان ایران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ناهيد كشاورز&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height="75" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY282.jpg" width="79" align="left" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وقتی تاریخ جنبش زنان در سرزمین‌های دیگر را ورق می‌زنیم، با زنانی مواجه می‌شویم که از دل جنبش دانشجویی برخاسته‌اند. زنانی که در طول مبارزه مشترک با همکاران مرد برای آزادی و عدالت، در روند مبارزه، از نگاه مردسالارانه همکاران مرد و نیز ساخت مردمحور سازمان‌های دانشجویی خسته و دل‌زده شده و به این نتیجه رسیده‌اند که باید مبارزه با مردسالاری را در انجمن‌ها و گروه‌های مستقل زنانه پیش برند.الگو در کشور ما نیز تا به امروز جز این نبوده است. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7326472793717757431?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7326472793717757431/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7326472793717757431&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7326472793717757431'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7326472793717757431'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_25.html' title='مردان در جنبش زنان'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8493514179344104744</id><published>2007-07-23T11:03:00.000+03:30</published><updated>2007-07-23T11:14:30.621+03:30</updated><title type='text'>سیمین بهبهانی از زبان زنان و مادران ایرانی سخن می گوید</title><content type='html'>&lt;img height="269" src="http://zanestan.net/news/behbahanizzz.jpg" width="278" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;پیام سیمین بهبهانی از زبان زنان و مادران ایرانی به مناسبت فرا رسیدن اول مرداد ماه:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرکردگان و «رادان» !&lt;br /&gt;نخستین روز مرداد فرا می رسد. پیام ارعاب و تعریض خشونت را دریافتیم. این نخستین بار نیست که می بایست زیر باران سرب و سنگ، تهمت و ننگ را تاب آریم و دل به صبوری بسپاریم.&lt;br /&gt;سال هاست که دخترانمان را با جامه ی دریده و دست وپای مجروح ازتازیانه ، ازچنگ گزمگان بیرون کشیده ایم.&lt;br /&gt;سال هاست که پسرانمان را با سرتراشیده و چهره ی نیلی ازضربت سیلی، از آستانه ی درخانه به آغوش کشیده ایم .&lt;br /&gt;گناه دختران کاستن درازی دامان و خطای پسران آراستن کوتاهی زلف بوده است !&lt;br /&gt;آیا برای درهم شکستن ما، بیست وهشت سال آزمون ناکام شما کافی نبوده است ؟&lt;br /&gt;پیش ستم، پایدار ایستاده ایم و کینه به دل راه نداده ایم، زیرا که ما زاده ایم شمایان را .&lt;br /&gt;و شما بر شاخه نشسته اید و بر بن تبر می زنید و این بد، نه بر ما که بر نفس خود می کنید!&lt;br /&gt;آینده داور ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سیمین بهبهانی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تابستان 1386&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8493514179344104744?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8493514179344104744/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8493514179344104744&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8493514179344104744'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8493514179344104744'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_23.html' title='سیمین بهبهانی از زبان زنان و مادران ایرانی سخن می گوید'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7282887705723966995</id><published>2007-07-17T20:26:00.000+03:30</published><updated>2007-07-17T20:50:10.603+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>گزارش خانم شيرين عبادی به لوئيز آربو</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;گزارش خانم شيرين عبادی به لوئيز آربو درباره نقض حقوق زنان در ايران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرکار خانم لوئیزآر بور&lt;br /&gt;کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد&lt;br /&gt;احتراماً، نظر به اینکه اخیراً حقوق زن در ایران بیش از سابق به مخاطره افتاده و گروهی از مدافعین حقوق زن در معرض حبس های طویل المدت هستند لذا بر خود واجب می دانم که مراتب زیر را به استحضار برسانم :طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران : « تشکیل اجتماعات و راه پیمائیها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است » و بر همین مبنا روز 22 خرداد 1385 گروهی از زنانی که به وضعیت تبعیض آمیز خود در قوانین ایران معترض بودند در یکی از میادین شهر تهران قصد تجمع داشتند. به محض جمع شدن تعدادی از آنان و حتی قبل از آن که یک سخنرانی ایراد شود و یا قطعنامه ای قرائت گردد، نیروهای پلیس به شدت به زنان حمله کرده و آنان را متفرق ساختند و برخی را هم به مدت چند روز بازداشت کردند . تعدادی از شرکت کنندگان در تجمع زخمی شدند و در این ارتباط 15 نفر از آنان به من وکالت دادند و من علیه رئیس پلیس تهران و سایر افرادی که به تجمع کنندگان حمله کرده بودند ، شکایت کردم . متاسفانه تاکنون حتی تحقیقات این پرونده را هم تکمیل نکرده اند و شکایت مطروحه راکد مانده است .&lt;br /&gt;متقابلاً دادستان تهران ( آقای سعید مرتضوی ) علیه تعدادی از زنان به اتهام شرکت در تجمع مذکور پرونده ای تشکیل داد که وکالت آنان را من به اتفاق همکارانم بر عهده گرفتم.&lt;br /&gt;متاسفانه پس از یک دادرسی کوتاه، دادگاه انقلاب اسلامی با این استدلال که : ( برای تجمع مذکور از وزارت کشور مجوزی صادر نشده لذا شرکت در آن غیر قانونی بوده و به منزله اقدام علیه امنیت کشور تلقی می شود ) – هر کدام از متهمین پرونده را به حبس های طویل المدت و بعضاً شلاق محکوم نمود .&lt;br /&gt;اسامی افرادی که پرونده آنان منتهی به صدور رأی گردیده است و میزان محکومیت آنان به شرح زیر عبارت است از :&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;خانم عالیه اقدام دوست به سه سال و چهارماه حبس و بیست ضربه شلاق &lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم دلارام علی به دو سال و ده ماه حبس و ده ضربه شلاق &lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم فریبا داودی مهاجر به چهار سال حبس که سه سال آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حالت تعلیق درآمده و یک سال آن قابل اجرا است .&lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم نوشین احمدی خراسانی به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق درآمده و شش ماه آن قابل اجرا است . &lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم پروین اردلان به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق درآمده و شش ماه آن قابل اجرا است .&lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم شهلا انتصاری به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در آمده و شش ماه آن قابل اجرا است .&lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم سوسن طهماسبی به دو سال حبس که یک سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد . &lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم آزاده فرقانی به دو سال حبس که به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد . &lt;/li&gt;&lt;li&gt;خانم بهاره هدایت به دو سال حبس که به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد . &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;متعاقب برخورد پلیس و نیروهای امنیتی با تجمع کنندگان در روز 22 خرداد 1385، کمپینی برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز به راه افتاد و از یک میلیون زن و مرد ایرانی درخواست شد که اعتراض خود را به قوانین تبعیض آمیز ، با امضاء بیانیه ای که در سایت www. We-change.org درج شده بود اعلام نمایند . چون سایت مذکور رادولت جمهوری اسلامی ایران فیلتر کرده بود لذا تعدادی از دختران و پسران جوان و دانشجو داوطلب جمع آوری امضاء شدند که متاسفانه پلیس و مقامات امنیتی نیز با آنان برخورد کردند و تعدادی از داوطلبین چند روز در اداره پلیس بازداشت شدند و برای آنها هم پرونده ای تشکیل شد که هنوز نوبت دادرسی آن فرا نرسیده است . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;خانم لوئیزآر بور&lt;/p&gt;تصدیق خواهید فرمود که صدور مجازات حبس و شلاق برای زنانی که مخالف تعدد زوجات بوده و یا معترض قوانینی هستند که طبق آن دیه زن را نیمی از دیه یک مرد می داند و شهادت دو زن را در دادگاه معادل با شهادت یک مرد ارزیابی می کند و ... نه تنها مخالف با موازین حقوق بشر بوده بلکه حتی مغایر با اصول اخلاقی و انسانی نیز می باشد . این زنان هرگز قصد تغییر رژیم جمهوری اسلامی را نداشته و جدای از سیاست فقط در پی احقاق حقوق انسانی خود هستند و تنها خواسته آنان رفع تبعیض قانونی از زنان است . نکته دردناک تر آن که صدور حکم مجازات فقط منحصر به افراد فوق الذکر نبوده و نوبت رسیدگی به پرونده تعدادی دیگر از موکلین من هنوز فرا نرسیده است و من مسلّم می دانم که در آینده نزدیک برای آنان نیز محکومیت های شدیدی در نظر خواهند گرفت .&lt;br /&gt;بنا به مراتب فوق نگرانی خود را نسبت به سرنوشت تعدادی از هم وطنان آزادی خواه خود که فقط گناه آنان اعتراض به تبعیض براساس جنسیت است اعلام داشته و خواهشمندم جهت بررسی وضعیت حقوقی زنان در ایران ، خصوصاً افرادی که برای آنان پرونده کیفری تشکیل شده است ، نماینده ای اعزام دارید تا در صورت اثبات صحت این گزارش جهت رفع تعرض از زنان اقدامات لازم معمول گردد.&lt;br /&gt;با تقدیم احترام&lt;br /&gt;شیرین عبادی&lt;br /&gt;برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003&lt;br /&gt;و&lt;br /&gt;وکیل دادگستری در ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7282887705723966995?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7282887705723966995/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7282887705723966995&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7282887705723966995'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7282887705723966995'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_17.html' title='گزارش خانم شيرين عبادی به لوئيز آربو'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2380886731697685955</id><published>2007-07-13T02:49:00.000+03:30</published><updated>2007-07-13T02:59:20.005+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ مقالات'/><title type='text'>مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می‌کشد!</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نويسنده: پروين اردلان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="226" src="http://zanestan.net/weblog/advar.jpg" width="308" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فضایی که اقتصاد دلالی و زیستن بر مبنای هزینه و فایده، در همه جوانب زندگی ریشه می‌دواند و در ژستی روشنفکرانه، منش سیاسی دوران می‌شود و هرگونه هزینه‌پردازی را - نه به دلیل فشار و سرکوب که به دلیل حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و موقعیتی- غیرعقلانی توصیف می‌کند، و راه بر هرگونه تغییر را به تعویق می‌اندازد، حرکت آگاهانه آنان [دانشجويان] نشانه انتخاب آگاهانه‌شان علیه تقدیرگرایی ساری و جاری است. آنان نه به خاطر قهرمان‌سازی از خود و نه به خاطر افراطی‌گری، که به خاطر شورش بر انفعال و منفعت‌طلبی دوران، ذهن ما را می‌آشوبند.&lt;br /&gt;عمومی کردن حضور آنان در قاب تصویر، حتی بیش از شنیدن خبر تحصن آنان قدرت تاثیرگذاری دارد، شاید به این خاطر که آنان در این تصویر بر تصاویر متعارف دوران خود یورش می‌برند و ذهن‌ها را به حرکت وامی‌دارند. هیچ کس نمی‌تواند 18 تیر 78 را بدون تصویری از پیراهن خونین در دست احمد باطبی به خاطر بیاورد.&lt;br /&gt;&lt;img height="381" src="http://zanestan.net/weblog/330batebi.jpg" width="338" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه کسی می تواند تصویر کشیده شدن دلارام علی را روی زمین، ژیلا بی یعقوب دست بند به دست و ضرب و شتم مظلومانه زنان در 22 خرداد را از یاد ببرد؟ کدام روایت می تواند جایگزین تصویر چهره خونین دختری شود که به خاطر نوع پوشش‌اش مورد تهاجم پلیس قرار گرفته است؟ کدام روایت می‌تواند فراتر از تصویر خود به دار آویخته کارگری که اعتراض صنفی‌اش پاسخ نگرفته روایت‌گر درد و رنج و استیصال و اعتراض باشد؟ کدام روایت می‌تواند خشونت خونین دولتی را فراتر از تصویر مردان آفتابه به گردن تصویر کند؟ کدام روایت می تواند جز تصویر نیمه‌ی بدن زنی یا مردی در خاک ذهن را از خشونت سنگ‌سار مشمئز کند؟&lt;br /&gt;به تصاویر خیره می‌شوم، خلاقیتی شورشی اما مسالمت‌آمیز، آگاهانه و پرقدرت پیش می‌رود و «هراس» را به هراس می‌اندازد. رعبی در میان نیست، گرمی هست و شور و عشقی که جامعه انفعال‌زده را گرما می‌بخشد. اکنون برماست که این قلب تپنده را از جریان نیاندازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;ادامه مطلب ...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2380886731697685955?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://zanestaan1.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html' title='مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می‌کشد!'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2380886731697685955/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2380886731697685955&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2380886731697685955'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2380886731697685955'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html' title='مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می‌کشد!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-913960434176177817</id><published>2007-07-11T19:46:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:12:14.765+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعتراض‌ها'/><title type='text'>دانشجويان را آزاد کنيد!</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بيانيه هزارتن از مدافعان حقوق برابر&lt;/span&gt;: دانشجويان را آزاد کنيد!&lt;br /&gt;زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟&lt;br /&gt;صبح امروز این شش جوان عدالت خواه، مظلومانه نشسته بودند تا خواهان آزادی هرچه سریعتر دوستان دانشجوی خود شوند. اما نه فقط تحصن کوچک و مسالمت آمیز و قانونی شان با خشونت و دستگیری آنها پایان داده شد بلکه چند ساعت بعد ناگهان به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت نیز یورش برده و با پلمب غیرقانونی آن، همه کسانی را که در آن مکان حضور داشتند (عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، عزت الله قلندری، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند) بازداشت کرده اند و امروز بهاره هدایت، به عنوان تنها دختر در میان جمع 16 جوان دستگیرشده دیگر، احتمالا یکه و تنها در بخش زندان زنان زیر فشار روحی و روانی بیشتری قرار داد.پیش از آن نیز برای برخی از فعالان دانشجویی دیگر که در جنبش زنان نیز فعال هستند، احکام سنگین و غیرقابل باوری صادر کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/07/blog-post.html"&gt;ادامه مطلب ... &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-913960434176177817?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://zanestaan1.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='دانشجويان را آزاد کنيد!'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/913960434176177817/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=913960434176177817&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/913960434176177817'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/913960434176177817'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_11.html' title='دانشجويان را آزاد کنيد!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8914846287337639697</id><published>2007-07-10T13:09:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:36:26.432+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>جنبش زنان و جنبش دانشجويی</title><content type='html'>&lt;img height="286" src="http://herlandmag.info/pictures/cover/jeld27.jpg" width="366" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,01,01,40/"&gt;&lt;strong&gt;بازخواني زخم كهنه / مریم شبانی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;عادت كرده بوديم به فراموشی، عادت كرده بوديم به فروخوردن بغض و فراموشی درد كه ما را مجبورمان كرده‌اند مردمان نظاره باشيم و گذشت. امروز اما بغض هشت ساله‌مان شكست و اشك‌ها جاری شد. گريستيم نه از آن روی كه دوستانی ديگر از جمع‌مان بازداشت كردند كه ما به بازداشت‌ها عادت كرده‌ايم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="112" src="http://www.maryamshab.blogfa.com/Photo/m/maryamshab.jpg" width="150" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;ديرزمانی است كه بازداشت دوستان، داستان تكراری زندگی‌مان شده است. با اين همه اما امروز گريستيم تا بغض‌های فروخورده جمعه نحس كوی دانشگاه از پس هشت سال آزاد شود، رها شود و جا باز شود براي بغض‌های آينده..."روزگار غريبی است نازنين"...&lt;br /&gt;می‌خواهی 18 تير را در سكوت بگذرانی، می‌خواهی فراموش كنی درد را، می‌خواهی زخم كهنه‌ات را سرپوشی تازه بگذاری و بگذری از اين روز كه گفته‌ها و فريادهای هشت ساله‌ات هنوز هم به كار نيامده است. می‌خواهی خشم نهفته در پس نگاهت را پنهان كنی و زاويه‌ای ديگر برای نظاره بيابی، می‌خواهي ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بخشی از مطالب شمارۀ ۲۷ زنستان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,01,01,39/"&gt;جنبش زنان دهه 60 اروپا ؛ جنبشی برآمده از دل جنبش دانشجویی/ ترجمه: نیلوفر انسان&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,01,01,34/"&gt;اعتقادات مشترك، حمايت متقابل: فصل نويني در جنبش دانشجويي و جنبش زنان/ فريبا داوودي مهاجر&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,01,01,33/"&gt;هم‌راهی دانشجویان پسر با مطالبات جنبش زنان - چراها و راه‌ها / علی عبدی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,01,01,32/"&gt;حکم شلاق زنان بر تن زخمی دانشگاه هم فرود می‌آید / نازنين دارابي&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,12,09,16/"&gt;قتل‌هاي ناموسي&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlandmag@gmail.com"&gt;آزاده ثبوت&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,12,17,27/"&gt;فعالان جنبش زنان، از دیگران «برتر» نیستند&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlandmag@gmail.com"&gt;ناهید کشاورز &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,12,06,54/"&gt;قانون و پشتیبانی از حقوق زنان در اوگاندا&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlandmag@gmail.com"&gt;ترجمه: مرجان نمازی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,12,12,00/"&gt;اکستاسی ؛ مخدری تاثیر گذار بر زنان&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:herlandmag@gmail.com"&gt;ترجمه: نیلوفر انسان&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue27/07,07,09,12,21,20/"&gt;&lt;strong&gt;پیامد احکام «دلارام علی» و «عالیه اقدام دوست»: ابهام در جنبش زنان&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="315" src="http://www.peiknet.com/1385/hafteh/05aban/85/page/ahmadi.jpg" width="210" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="mailto:Herlandmag@gmail.com"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;نوشین احمدی خراسانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مدتی است که خاموش کردن صدای صلح طلب فعالان جامعه مدنی و جنبش زنان، به طرزی خشونت بار دنبال می شود. اما پرسش این است که به راستی چرا؟ دلیل این احکام سنگین و «بی حساب و کتاب» چیست؟ در پرونده تجمع 22 خرداد، دلارام علی و عالیه اقدام دوست با احکام سنگین تری نسبت به دیگر فعالان جنبش زنان در همین پرونده (از جمله خود من که نه تنها به عنوان شرکت کننده در آن تجمع بلکه به عنوان یکی از اعضای گروه هماهنگ کننده نیز بودم)، روبه رو شده اند!&lt;br /&gt;به نظر می رسد واقعیت پیچیده تری در این میان وجود دارد، در نتیجه، فراروی از جزئیات می تواند به درک ما از منطق برخورد نیروهای قضایی کمک کند. نخست این که در ایران و در بسیاری از کشورها بدون اعمال «خشونت»، نظام پیچیده «کنترل» ها کارکرد موثری نخواهد داشت و بدون این کنترل ها نیز قادر نخواهند بود مقاومت و واکنش در برابر خشونت های اعمال شده را مهار کنند. یعنی تسخیر جامعه مدنی با همدلی و همکاری این دو شیوه، امکانپذیر شده است. در واقع این دو شیوه برخورد در جامعه بحران زده ما، همواره در کنار یکدیگر وجود داشته و پدیده جدیدی نیست. به این معنا کنترل وقتی اثرگذار است که احساس کنیم بخش خشن تری هم وجود دارد و اتفاقا با پذیرش این مسئله می توانیم به راحتی در معرض «کنترل» قرار بگیریم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8914846287337639697?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8914846287337639697/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8914846287337639697&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8914846287337639697'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8914846287337639697'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='جنبش زنان و جنبش دانشجويی'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4880349118383190514</id><published>2007-07-03T20:23:00.000+03:30</published><updated>2007-07-11T20:28:35.106+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ محکوميت'/><title type='text'>حکم شلاق براي شرکت در يک تجمع؟</title><content type='html'>سارا مقدم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از ابلاغ حكم دلارام علي، فعال جنبش زنان و جنبش دانشجويي، از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل دو سال و ده ماه زندان تعزيري و 10 ضربه شلاق، وكيل وي ، با غير منصفانه خواندن اين حكم، اعلام كرد كه در فرصت قانوني، به اين حكم اعتراض خواهد كرد.&lt;br /&gt;روز دو شنبه، 11/4/85 دلارام علي، از فعالان جنبش دانشجويي كه در كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين ضد زن نيز فعاليت مي كند، با حضور در شعبه ي پانزدهم دادسراي انقلاب تهران (كه به آنجا احضار شده بود) با ابلاغ حكم صادر شده ي خود روبه رو شد. بر اساس اين حكم قاضي صلواتي، قاضي دادگاه بدوي، وي را به جرم فعاليت تبليغي عليه نظام، شركت در تجمع 22 خرداد1385 و اخلال در نظم عمومي، به ترتيب تحمل شش ماه ، دوسال و چهار ماه حبس تعزيري ( دوسال و ده ماه) و نيز تحمل 10 ضربه شلاق، محكوم كرده است.&lt;br /&gt;نسرين ستوده كه به اتفاق شيرين عبادي، وكالت دلارام علي را به عهده دارد، اين حكم را نه تنها براي وكلاي ايشان كه براي افكار عمومي نيز، غير منتظره مي خواند. وي دراين باره به سايت روز مي گويد: «اين حكم را بايد جزء سنگين ترين احكامي به حساب آورد كه تنها براي جرايم سنگين صادر مي شده و از سويي، گنجاندن شلاق،‌ كه جزء مجازاتهاي تحقيركننده است، براي يك فعال جنبش مدني، بسيار سوال برانگيز است.»&lt;br /&gt;وي با استناد به اصل 27 قانون اساسي كه شركت در تجمع هاي مسالمت آميز (بدون حمل سلاح و بدون تعارض با موازين شرعي) را براي افراد، مجاز دانسته ، تجمع 22 خرداد فعالان جنبش زنان را كاملا قانوني دانسته و نسبت به حكم دو سال زندان، براي شركت در اين تجمع مي گويد: «نه كسي در اين تجمع اسلحه اي حمل كرد و نه خواسته هاي زنان، خلاف موازين اسلامي بود. زيرا بارها شاهد بوده ايم كه اين خواسته ها از سوي فقهاي مختلف نيز تاييد شده اند. بنابراين بر چه اساسي شركت در اين تجمع چنين مجازات سنگيني را براي موكل اينجانب در پي داشته است؟»&lt;br /&gt;نسرين ستوده، وكيل دلارام علي در ادامه بر اعتراض وكلاي پرونده در فرصت قانوني تاكيد مي كند و ادامه مي دهد كه با صدور چنين حكم غير منتظره اي، افكار عمومي نيز به تحليل اين ماجرا خواهند پرداخت كه در روز 22 خرداد چه اتفاقي در ميدان هفت تير تهران رخ داد كه عكس موكل من در صدر اخبار قرار گرفت.&lt;br /&gt;صدور حكم سنگين اين فعال جنبش زنان و جنبش دانشجويي همچنين، موجي از نگراني و اعتراض را در بين فعالان جنبش زنان در پي داشته است. به طوري كه يكي از فعالان زن در اين باره مي گويد: «بدون شك ما نيز به اين حكم، اعتراض مي كنيم. زيرا اولا مساله 22 خرداد، مساله يك فرد نبوده و نيست و مجازات آن نيز تنها متوجه يك فرد نيست. و دوما به نظر مي رسد، مجازات سنگين بيش از اين كه جنبه رعايت قانون و عدالت داشته باشد، روشي براي ارعاب و تهديد فعالان زن و حتا فعالان مدني است.»&lt;br /&gt;وي پاسخ به اين كه فعالان زن در باره چنين احكامي چه واكنشي نشان مي دهند را به آينده نزديك موكول كرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4880349118383190514?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://zanestan.net/news/07,07,04,12,15,33/' title='حکم شلاق براي شرکت در يک تجمع؟'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4880349118383190514/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4880349118383190514&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4880349118383190514'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4880349118383190514'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/blog-post_03.html' title='حکم شلاق براي شرکت در يک تجمع؟'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-6374707140705777498</id><published>2007-07-01T20:12:00.000+03:30</published><updated>2007-07-11T20:21:23.884+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ محکوميت'/><title type='text'>دلارام علي به 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شد</title><content type='html'>تغییر برای برابری : در پی احضار دلارام علی به دادگاه، او روز دوشنبه 11 تیرماه 1386در شعبه 15 دادگاه حاضر و دلیل احضارش را جویا شد اما در آنجا حکم اش به او ابلاغ و تنها به او اجازه داده شد که از روی حکم رونوشت بردارد .&lt;br /&gt;دلارام علي، فعال اجتماعی، امور زنان و دانشجویی و از اعضای کمپین یک میلیون امضا، به دليل شرکت در تجمع مسالمت آميز 22 خرداد سال 85 در ميدان هفت تير تهران که در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانین برگزار شده بود به دو سال و ده ماه حبس، و ده ضربه شلاق، بدون هيچگونه تعليق، محکوم شد.&lt;br /&gt;بر اساس حکم بدوي دادگاه انقلاب – شعبه 15، که رياست آن را قاضي صلواتي بر عهده دارد؛ ايشان به استناد مادتين 500، 610، و 618 قانون مجازات اسلامي، به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام به شش ماه حبس، به علتِ شرکت در تجمع 22خرداد به دو سال حبس، و در مورد اخلال در نظم عمومي به چهارماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم گرديد. صدور اين حکم در حالي است که در موارد مشابه، بر اساس همين اتهامات و با استناد به مواد قانوني فوق، احکام متفاوتي براي ساير پرونده ها در نظر گرفته شده است؛ و اين مسئله نشان از عدم وحدت رويه قضايي در صدور احکام دارد.&lt;br /&gt;در جاي ديگري از حکم صادره براي دلارام علي آمده است که بنا به گزارش سازمان اطلاعات استان تهران و ديگر شواهد و قرائن، بزهکاري ايشان احراز شده است. چنين برخوردي با فعاليت هاي مدني که متاثر از نگاهي امنيتي و توطئه نگر است، نه تنها استقلال قوه قضائيه را زير سوال مي برد، بلکه ادعاهايي همچون مردمسالاري و احترام به حقوق انساني و مدني را خدشه دار مي کند. بعلاوه، عدم به رسميت شناختن اقدامات مدني، که يک فعال اجتماعي را «بزهکار» خطاب کرده و وي را به تحمل «شلاق» محکوم مي کند، متناقض ترين و به تبع آن نامشروع ترين جنبة چنين حکمي است.&lt;br /&gt;پيش از اين، احکام ديگري براي ساير فعالين جنبش زنان صادر شده بود، که برخي از آنها به قرار زير است:&lt;br /&gt;1. فريبا داوودي مهاجر: سه سال حبس تعليقي و يک سال حبس تعزيري&lt;br /&gt;2. نوشين احمدي خراساني: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری )&lt;br /&gt;3. پروين اردلان: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری )&lt;br /&gt;4. شهلا انتصاري: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری )&lt;br /&gt;5. سوسن طهماسبي: دو سال حبس (يك سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري)&lt;br /&gt;6. آزاده فرقانی : دو سال حبس تعليقي&lt;br /&gt;7. بهاره هدایت : دو سال حبس تعلیقی&lt;br /&gt;حکم نسیم سلطان بیگی و عالیه اقدام دوست نیز هنوز اعلام نشده است.&lt;br /&gt;دادگاه مریم ضیا هم 12 تیر برگزار می شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-6374707140705777498?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://zanestan.net/news/07,07,02,04,07,40/' title='دلارام علي به 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شد'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/6374707140705777498/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=6374707140705777498&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6374707140705777498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6374707140705777498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/07/2-10-10.html' title='دلارام علي به 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4457066223262425402</id><published>2007-06-24T15:14:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:36:51.181+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>ازدواج موقت</title><content type='html'>&lt;img height="294" src="http://herlandmag.info/pictures/cover/cover26.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بخشی از مطالب شمارۀ۲۶ زنستان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,10,51,58/"&gt;عوارض ازدواج موقت (صیغه) از نظر پزشکی / پریسا کریمی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,10/"&gt;ازدواج موقت؛ راه‌كار كنوني سيستم براي خروج از بحران/ آمنه شيرافكن&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,08/"&gt;ازدواج موقت، فرصتی برای هم‌خانگی/ زينب پيغمبرزاده&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,06/"&gt;ازدواج موقت و نیازهای جنسی زنان / مانا طلوعی فر، زهرا صادقی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,05/"&gt;این هتل امن هست!؟/ناهید میرحاج، ماهی جابری&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,04/"&gt;ازدواج موقت یا متعه در چند فرقه و کشور اسلامی / ترجمه: مرجان نمازی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,02/"&gt;مواد قانونی ازدواج موقت /زهرا صادقی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,40,53/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;شروع فصل تابستان و فشار روانی مضاعف بر زنان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height="150" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY263.jpg" width="166" align="left" /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="mailto:i"&gt;بهناز مهرانی – روان‌شناس&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;"اعتماد به نفس " و "احترام به خود" دو عنصر اساسی شکل‌دهنده‌ی یک شخصیت روانی سالم و بهنجار هستند. در طول رشد جسمانی و روانی؛ شناخت فرد از خود، خواسته‌ها، توانایی‌ها و محدودیت‌هایش بیش‌تر شده و فرد قادر می‌شود دست به انتخاب‌هایی بزند. این احساس موجب پیدایش حس احترام به خود در فرد می شود و فرد قادر خواهد شد برای خواستن‌ها و نخواستن‌ها وانتخاب‌هایش استدلال‌هایی ارائه دهد. یکی از این انتخاب‌های باارزش و مهم برای هر فرد٬ انتخاب نوع پوشش است که هر فرد نیز برای این انتخاب‌ها دلایل خاص خود را دارد. مثلا فردی در زمستان لباس تیره می‌پوشد به این دلیل که معتقد است لباس تیره در زمستان گرم‌تر است. مشکل اما برای زنان با شروع فصل تابستان آغاز می‌شود. به عنوان یک مشاور به این امر اعتقاد دارم که نحوه‌ی پوشش فرد با نحوه‌ی بینش و ادراک و تیپ شخصیتی او مرتبط است٬ اما بر این امر نیز اعتقاد راسخ دارم که تهدید و اجبار فرد در انتخاب پوشش٬ او را در معرض انواع آسیب‌های روانی قرار خواهد داد. این تهدید و اجبار که هر سال تابستان با شیوه‌های خلاقانه و مبتکرانه آغاز می‌شود٬ گویا تفریح و یا منبع درآمدی برای مردان حاکمیت است٬ آن‌هم بدون این‌که حداقل توجهی به لطمات وارد شده از این راه بر زنان داشته‌باشند. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4457066223262425402?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4457066223262425402/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4457066223262425402&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4457066223262425402'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4457066223262425402'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/blog-post_24.html' title='ازدواج موقت'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7889626978987707908</id><published>2007-06-21T20:56:00.000+03:30</published><updated>2007-06-21T21:07:10.568+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='*ـ قوانين'/><title type='text'>موانع ترويج ازدواج موقت</title><content type='html'>موانع ترويج ازدواج موقت در پانصد و شصتمين جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد.&lt;br /&gt;شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در پانصد و شصتمين جلسه خود مسائل و مشكلاتي را درباره ترويج ازدواج موقت مطرح كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;مسكوت ماندن احكام فقهي ازدواج موقت در كتب حقوقي و مدني&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با فرض اين‌كه ازدواج موقت بتواند مفري از ارتكاب رابطه نامشروع باشد اما با توجه به اين‌كه بسياري از احكام ازدواج موقت، به دليل عدم شيوع آن، در كتب قوانين ايران منعكس نگرديده است و لذا منجر به تضييع حقوق زنان و اطفال متولد از اين نوع نكاح مي‌باشد محتاج تامل بسيار است. وجود اين احكام در كتب فقهي با توجه به اختلاف بين فتاواي علما و فقها و فقدان ضمانت اجرا براي پيروي از آن در فقه حكومت اسلامي معضلات ناشي از ترويج اين نوع ازدواج را حل نخواهد كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;عدم تضمين حقوق زنان در ازدواج موقت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;طبيعي است كه ازدواج موقت هم به لحاظ كاركرد آن و هم به لحاظ اثبات آن براي زنان در بردارنده حقوقي بيشتر يا برابر با نكاح دائم نيست و لذا ترويج آن موجب افزايش حقوق خانوادگي زنان نمي‌باشد، چه بسا زناني كه به دنبال تمتع ازدواج مذكور رها شده‌اند و يا با بذل مدت مانده از سوي آنان بدون هرگونه حقوقي برجاي مانده‌اند. ازدواج‌هاي موقت طويل‌المدت كه در واقع همان ازدواج دائم است كه تنها براي فرار از تعهدات ناشي از ازدواج دائم منعقد مي‌شود چگونه قابل توجيه است و تابع احكام كدام نكاح است؟ آيا عسر و حرج در اين نوع نكاح قابل طرح است؟ ا خذ خسارت ممكن است؟ حفظ عده و حرمت نكاح پس از آن بدون ثبت و ضبط اين نكاح چگونه ميسر است؟ چرا برخي افراد بخشي از آيه شريفه «و متعوهن» را به خاطر مي‌سپارند ولي ا زتوجه به باقي آن يعني «سرحوهن سراحا جميلا» امتناع مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/06/blog-post_21.html" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#993300;"&gt;ادامه مطلب...&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-7889626978987707908?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/7889626978987707908/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=7889626978987707908&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7889626978987707908'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/7889626978987707908'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/blog-post_21.html' title='موانع ترويج ازدواج موقت'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-8288893402862879705</id><published>2007-06-14T13:42:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:06:08.284+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='22 خرداد'/><title type='text'>هیچ کس نمی‌تواند کمپین را متوقف کند!</title><content type='html'>در سال‌گرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ايران و تولد کمپين يک ميليون امضاء، مراسمی به همين منظور در ساعت يازده صبح روز گذشته، در منزل يکی از ياران برپا گرديد. قبل از شروع مراسم، شرکت‌کنندگان... زنان و مردانی که در این یک‌سال بارها به خیابان آمده‌اند، کتک خورده‌اند، احضار شده‌اند و زندان رفته‌اند و... یکی یکی با شاخه‌ای گل از راه می‌رسند... با چهره‌ای شکفته‌تر از گل و تبسمی برلب... يعنی اگر نمی‌شود در خیابان و حتی سالنی کوچک در این شهر بزرگ گردهم آمد، درهای خانه‌هایمان را باز می‌کنیم و یاد 22 خرداد را گرامی می‌داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="277" src="http://zanestan.net/news/shirin%20ebadi.jpg" width="350" align="center" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مراسم سالگرد تجمع 22 خرداد، خانم شیرین عبادی، بانوی صلح ایران که در روزهای سخت جنبش زنان همراه و قوت قلب یاران جنبش بوده و هرجای جهان که رفته ندای حق‌خواهی زنانی ایرانی را فریاد کرده است گفت: &lt;strong&gt;هيچ کس نمی‌تواند کمپين را متوقف کند!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;عبادی تجمع 22 خرداد و اعتراض علنی زنان را تلنگری بر وجدان جامعه عنوان کرد و گفت:«بعد گذشت 1 سال از تجمع 22 خرداد سال 85، الان که به پشت سر نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که حرکت‌مان درست بوده و تردیدها و دلهره‌های آن روز بی‌مورد».&lt;br /&gt;او ادامه داد: «ما هزینه دادیم، اذیت شدیم، برایمان پرونده شد، اما یادمان باشد هیچ دستاوردی رایگان نیست و هیچ چیز بی‌بها بدست نمی‌آید».&lt;br /&gt;بانوی صلح ایران 22 خرداد را یک تاریخ به یادماندنی در جنبش زنان برشمرد و خاطر نشان کرد:« شکایت زنان کتک‌خورده از پلیس را از جمله دستاوردهای این حرکت عنوان کرد. به گفته او: این شکایت نشان داد که ما نمی‌ترسیم. دوباره به خیابان می‌اییم و حق‌مان را می‌خواهیم.&lt;br /&gt;شیرین عبادی در ادامه با پرداختن به کمپین یک میلیون امضا به عنوان دستاورد گرانقدر تجمع 22 خرداد، گفت:« تحت تاثیر این حرکت بود که امروز ما از لائیک تا مذهبی به صرف زن بودنمان گردهم آمدیم و حقوق برابر می‌خواهیم».او تاکید کرد: «کمپین یک میلیون امضا چنان برد بین‌المللی پیدا کرده که حکومت که سهل است، خود ما، اعضای کمپین هم دیگر نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل گزارش را می‌توانيد در&lt;a href="http://zanestan.net/news/07,06,13,01,18,18/"&gt;&lt;span style="color:#993300;"&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;سايت زنستان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بخوانيد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-8288893402862879705?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/8288893402862879705/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=8288893402862879705&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8288893402862879705'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/8288893402862879705'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/blog-post_14.html' title='هیچ کس نمی‌تواند کمپین را متوقف کند!'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-2780287124012180126</id><published>2007-06-12T22:42:00.000+03:30</published><updated>2007-06-12T22:45:15.355+03:30</updated><title type='text'>يونسكو قتل دو خبرنگار زن افغاني را محكوم كرد</title><content type='html'>رييس يونسكو قتل وحشيانه دو خبرنگار زن مشهور افغان را محكوم كرد.&lt;br /&gt;به گزارش مركز اطلاعات سازمان ملل متحد ،«كوئيچيرو ماتسورا» كشتار بي‌رحمانه «زكيه زكي»، بينانگذار يكي از نخستين ايستگاههاي راديويي به نام «راديو صداي صلح» را كه تماما توسط زنان اداره مي‌شود را مورد انتقاد قرار داد.&lt;br /&gt;وي خاطر نشان كرد: قاتل چند روز پيش يعني اول ژوئن، شكيبا سنگا آماج، خبرنگار تلويزيون افغانستان رانيز در منزلش به قتل رسانده است.&lt;br /&gt;دبير كل سازمان ملل نيز در پاريس گفت: عميقا از مرگ اين دو زن پيشگام در افغانستان اندوهگين شدم .اين جنايات بسيار هولناكند ؛چرا كه نه تنها حقوق بنيادين بشر راجع به آزادي بيان، بلكه حقوق زنان براي داشتن حرفه و شغل كه براي بازسازي افغانستان حياتي و ضروري است را نيز تضعيف مي‌كند.&lt;br /&gt;خبرهاي رسيده ازافغانستان حاكي از آنست كه زكيه زكي،شب پنجم يا ششم ژوئن در خانه خودبه قتل رسيده است ، همچنين يك فرد مظنون به قتل اين خبرنگار 22 ساله نيز بازداشت شده است.&lt;br /&gt;فدراسيون بين المللي خبرنگاران (IFJ) معتقد است كه شايد وي به خاطر يك دليل ساده كشته شده و آن اين كه او يكي از زنان پيشرو در رسانه بوده ، آن هم در محيطي كه با اشتغال زنان مخاصمت وجود دارد. در يك فيلم مستند كه با عنوان «اگر من به پا خيزم» كه در سال 2005 توسط گروهي از فيلمبرداران زن افغاني به عنوان بخشي از پروژه حمايت شده توسط يونسكو تهيه شده ، زكيه گفته بود: كه من نخستين راديو مستقل زنان در افغانستان را تاسيس كردم. هر آغازي دشوار است اما موانع را پشت سرخواهم گذارد. ما با مردان مانند زنان كار مي‌كنيم چرا كه اگر مردان به ديدگاههاي زنان ، برادران به نظرات خواهران، شوهران به زنان و پدران به دختران احترام بگذارند، شايد حقوق زنان چهره واقعي به خود بگيرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-2780287124012180126?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/2780287124012180126/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=2780287124012180126&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2780287124012180126'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/2780287124012180126'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/blog-post_12.html' title='يونسكو قتل دو خبرنگار زن افغاني را محكوم كرد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-4800906843020785269</id><published>2007-06-12T22:39:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:06:48.685+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='22 خرداد'/><title type='text'>مخالفت استانداري با برگزاري تجمع زنان در روز 22 خرداد</title><content type='html'>استانداري تهران با برگزاري تجمع زنان در روز بيست و دوم خرداد ماه مخالفت كرد.&lt;br /&gt;بهاره هدايت، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اعلام اين خبر ، گفت: متاسفانه با وجود اينكه برگزاري تجمعات مسالمت‌‏آميز بر اساس اصل 27 قانون اساسي حق تشكل‌‏هاي قانوني است، استانداري تهران پس از پايان وقت اداري امروز در تماسي تلفني اعلام كرد كه با صدور مجوز براي تجمع زنان در 22 خردادماه مخالفت شده است.&lt;br /&gt;وي افزود: اين اقدام در حالي صورت مي‌‏گيرد كه پيش از اين مسوولان اعلام كرده‌‏اند در صورت درخواست مجوز براي تجمع زنان، با آن موافقت مي‌‏شود كه عدم صدور مجوز برگزاري اين تجمع، كذب بودن اظهارات آنها را ثابت كرد.&lt;br /&gt;هدايت تصريح كرد: از سوي ديگر مخالفت با برگزاري تجمع زنان پس از 10 روز، نشان از عزم مسوولان براي جلوگيري از برگزاري چنين برنامه‌‏هايي دارد با اين وجود ما در روزهاي آينده برنامه‌‏اي را برگزار مي‌‏كنيم كه جزييات آن به زودي اعلام خواهد شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-4800906843020785269?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/4800906843020785269/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=4800906843020785269&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4800906843020785269'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/4800906843020785269'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/22_12.html' title='مخالفت استانداري با برگزاري تجمع زنان در روز 22 خرداد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-3235137957546900946</id><published>2007-06-11T01:33:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:07:20.815+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='22 خرداد'/><title type='text'>بیانیه به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران</title><content type='html'>&lt;img height="200" src="http://www.we-change.org/IMG/arton693.jpg" width="250" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بیانیه بیش از 700 تن از مدافعان حقوق برابر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 خرداد سال 1385 در سالگرد روز همبستگی زنان ایران، جنبش زنان شاهد وقوع اتفاقی مهم و تاریخی در تاریخ یکصدساله خود بود. فضای اجتماعی آن زمان _ که به دلایل مختلف _ دچار بهت زدگی و انفعال نسبی شده بود، فعالان جنبش زنان و در مجموع جامعه مدنی را نیز از حرکت بازداشته بود و ما شاهد رکود و سردرگمی در بخش های بزرگی از جنبش زنان بودیم. اما تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها این بهت زدگی و انفعال را شکست و لزوم تداوم فعالیت های زنان را فارغ از جناح بندی های سیاسی یادآوری و تثبیت کرد، بلکه بحث حقوق برابر زنان را که خواسته این تجمع بود به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه و افکار عمومی مطرح ساخت.&lt;br /&gt;از سوی دیگر این حرکت به رغم تصور برخی نه تنها به ریزش نیروهای جنبش زنان منتهی نشد بلکه به عامل موجهی برای انسجام مجدد نیروهای مختلف درون جنبش زنان تبدیل شد، و مهم تر از آن باعث شد نیروهای جدید و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و «کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» شکل بگیرد، در نتیجه با آغاز به کار این کمپین مردمی، خواسته های این جنبش را در ابعاد بسیار وسیعی، با روش های خلاق و نوآورانه (از جمله روش چهره به چهره / کو به کو) به میان نیروهای مختلف اجتماعی تعمیم دهد. در واقع تجمع اعتراضی و مسالمت آمیز 22 خرداد در میدان هفت تیر باعث تکثیر جنبش زنان و نیز طرح گسترده تر مطالبات برابری خواهانه زنان شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/06/22.html"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ادامه مطلب ...&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-3235137957546900946?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/3235137957546900946/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=3235137957546900946&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3235137957546900946'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/3235137957546900946'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/22.html' title='بیانیه به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-6111649525160736589</id><published>2007-06-08T21:35:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T01:37:17.353+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنستان'/><title type='text'>ديه زن نصف مرد است</title><content type='html'>&lt;img height="386" src="http://herlandmag.info/pictures/cover/jeld25.jpg" width="366" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بخشی از مطالب شمارۀ ۲۵ زنستان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,08,01,35,36/"&gt;نابرابري ديه زن و مرد حكم قرآن نيست/ مريم حسين خواه، ستاره سجادي&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,08,12,35,58/"&gt;اراده جمعی دولت، مجلس، مجمع تشخیص مصلحت و فقها برای برای دیه زن و مرد: مطالبات جنبش زنان عمومی می شود/ مریم طاهري&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,08,01,08,56/"&gt;تساوی دیه زن و مرد امری شدنی ست / علی صابری&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,08,01,08,15/"&gt;بازخوانی پرونده‌ای برای دیه نابرابر: ليلا رفته بود دشت اما هيچگاه برنگشت / محبوبه حسين‌زاده&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,06,05,56,48/"&gt;ديه در قوانين ايران/ زهرا صادقي&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,05,07,20,27/"&gt;گفت و گو با ویدا حاجبی: تلاش هاي حق طلبانه زنان، گام مهمی براي دموکراسی&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,05,08,23,56/"&gt;نگاه آماری به وضعیت زنان زندانی در ایران و جهان&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:drth"&gt;زهرا صادقي، مانا طلوعي فر&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,05,07,49,59/"&gt;در قانون پديده اي به نام بد حجابي تعريف نشده است&lt;/a&gt; / &lt;a href="mailto:a"&gt;طلعت تقی نیا&lt;/a&gt; &lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://zanestan.net/issue25/07,06,08,01,08,56/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;تساوی دیه زن و مرد امری شدنی ست / علی صابری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;عدم تساوی مستقیماً بر گرفته از هیچ آیه قرآنی نیست و در این باره تنها ادعای اجماع شده و می‌دانیم که اجماع یعنی نظر فقها در زمانی خاص که احتمالاً مبتنی بر روایت است اما نه آنچنان که سنت نامیده شود که خود دلیلی مستقل‌ست. اجماع، چیزی است شبیه دکترین یا نظرات حقوقی حقوق‌دانان در زمان معاصر و می‌دانیم که آمیزه‌ی نظری مقدس نیست و قابل تغییر است. پس می‌توان به اصلاح و تغییر ماده 301 قانون مجازات اسلامی اندیشید اما پیش از آن، هر حقوق‌دانی مقید به متن قانون است و به ویژه در مقام قضاوت نمی‌تواند مستقیماً از اجرای آن بگریزد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;تأثير درونی چهار تجمع اعتراضی بر جنبش زنان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height="155" src="http://herlandmag.info/pictures/city/CITY251.jpg" width="166" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;نوشين احمدی‌خراسانی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;می‌توان تجمع 22 خرداد 1384 (مقابل سر در دانشگاه تهران) را حاصل دو سال برگزاری نشست‌های «جمع هم‌اندیشی فعالان جنبش زنان» دانست، که ما زنان از طیف‌های مختلف در آن جمع، گرد هم آمده بودیم تا در جهت خواسته‌های عمومی جنبش زنان با هماهنگی بیشتر عمل کنیم. این تجمع به لحاظ بازخوردهای بیرونی و رسانه‌ای، نشانه و سمبلی برای همبستگی زنان ایران قلمداد می‌شد، اما به دلایلی، تاثیر و پیامدهای آن بر خود فعالان جنبش زنان از جنس و جنم دیگری بود. در تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران برخوردهای خشن نیروی انتظامی بسیار محدود بود، در حد همان دقایق آغازین تجمع. در ابتدا به نظر می‌رسید این تجمع بسیار موفق است و البته همین‌طور هم بود اما تاثیرات آن در درازمدت (یعنی با گذشت 2 ماه پس از آن) به تدریج بر لایه‌های درونی جنبش زنان آشکار شد. در واقع هر تجمع و کنش دسته‌جمعی، با توجه به یک‌سری عوامل پیش‌بینی‌پذیر، و بی‌شمار عوامل غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند در بلند مدت تاثیرات متفاوتی برجای بگذارد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://zanestaan1.blogspot.com/2007/06/blog-post.html"&gt;&lt;span style="color:#993300;"&gt;ادامه مطلب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-6111649525160736589?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/6111649525160736589/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=6111649525160736589&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6111649525160736589'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/6111649525160736589'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/06/blog-post.html' title='ديه زن نصف مرد است'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-9080323651305169288</id><published>2007-05-31T23:43:00.000+03:30</published><updated>2007-06-01T00:08:59.812+03:30</updated><title type='text'>سایت زنستان برای بار چهارم فیلتر شد</title><content type='html'>سایت زنستان که در حوزه مسائل زنان فعالیت می کند طی یک سال گذشته بارها فیلتر شده است و هر بار این سایت با تغییر آدرس خود سعی در تداوم حضور خود را داشته است. این بار نیز در 10 خرداد ماه 86 سایت برای بار چهارم فیلتر شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7880337534140861722-9080323651305169288?l=zanestaan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zanestaan.blogspot.com/feeds/9080323651305169288/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7880337534140861722&amp;postID=9080323651305169288&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9080323651305169288'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7880337534140861722/posts/default/9080323651305169288'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zanestaan.blogspot.com/2007/05/blog-post_31.html' title='سایت زنستان برای بار چهارم فیلتر شد'/><author><name>zanestaan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7880337534140861722.post-7252085981062877148</id><published>2007-05-30T23:51:00.000+03:30</published><updated>2007-06-01T00:09:55.851+03:30</updated><title type='text'>نتايج مبارزه با بدحجابی در ده استان ايران</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;نتايج مبارزه با بدحجابی در ده استان: 14 هزار دستگيری و 67 هزار تذکر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;يک ماه پس از آغاز طرح مبارزه با بدحجابي در استان ها که با يک هفته تاخير نسبت به تهران آغاز شد، مقامات انتظامي برخي از استان ها آمارهائي از دستگيري و تذکر به زنان و مردان بدحجاب و پلم
