‏نمایش پست‌ها با برچسب *ـ مقالات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب *ـ مقالات. نمایش همه پست‌ها

جمعه، تیر ۲۲، ۱۳۸۶

مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می‌کشد!

نويسنده: پروين اردلان



در فضایی که اقتصاد دلالی و زیستن بر مبنای هزینه و فایده، در همه جوانب زندگی ریشه می‌دواند و در ژستی روشنفکرانه، منش سیاسی دوران می‌شود و هرگونه هزینه‌پردازی را - نه به دلیل فشار و سرکوب که به دلیل حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و موقعیتی- غیرعقلانی توصیف می‌کند، و راه بر هرگونه تغییر را به تعویق می‌اندازد، حرکت آگاهانه آنان [دانشجويان] نشانه انتخاب آگاهانه‌شان علیه تقدیرگرایی ساری و جاری است. آنان نه به خاطر قهرمان‌سازی از خود و نه به خاطر افراطی‌گری، که به خاطر شورش بر انفعال و منفعت‌طلبی دوران، ذهن ما را می‌آشوبند.
عمومی کردن حضور آنان در قاب تصویر، حتی بیش از شنیدن خبر تحصن آنان قدرت تاثیرگذاری دارد، شاید به این خاطر که آنان در این تصویر بر تصاویر متعارف دوران خود یورش می‌برند و ذهن‌ها را به حرکت وامی‌دارند. هیچ کس نمی‌تواند 18 تیر 78 را بدون تصویری از پیراهن خونین در دست احمد باطبی به خاطر بیاورد.



چه کسی می تواند تصویر کشیده شدن دلارام علی را روی زمین، ژیلا بی یعقوب دست بند به دست و ضرب و شتم مظلومانه زنان در 22 خرداد را از یاد ببرد؟ کدام روایت می تواند جایگزین تصویر چهره خونین دختری شود که به خاطر نوع پوشش‌اش مورد تهاجم پلیس قرار گرفته است؟ کدام روایت می‌تواند فراتر از تصویر خود به دار آویخته کارگری که اعتراض صنفی‌اش پاسخ نگرفته روایت‌گر درد و رنج و استیصال و اعتراض باشد؟ کدام روایت می‌تواند خشونت خونین دولتی را فراتر از تصویر مردان آفتابه به گردن تصویر کند؟ کدام روایت می تواند جز تصویر نیمه‌ی بدن زنی یا مردی در خاک ذهن را از خشونت سنگ‌سار مشمئز کند؟
به تصاویر خیره می‌شوم، خلاقیتی شورشی اما مسالمت‌آمیز، آگاهانه و پرقدرت پیش می‌رود و «هراس» را به هراس می‌اندازد. رعبی در میان نیست، گرمی هست و شور و عشقی که جامعه انفعال‌زده را گرما می‌بخشد. اکنون برماست که این قلب تپنده را از جریان نیاندازیم.

ادامه مطلب ...

پنجشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۶

کمپين برای برابری جنسيتی در قانون خانواده

نگاهی به تصويب قانون خانواده بحث برانگيز «فيجی» در قانون مدنی


نويسنده: پ.امرانا جلال
مترجمان: فروغ قره‌داغی و جوانه جواهری



اين مقاله نگاهی به زمينه‌های تاريخی تصويب لايحه قانون خانواده در قالب قانون مدني در سال 2003، پس از کودتای 2000 و نيزاستراتژی‌های به کارگرفته‌شده در فضای ضد برابری جنسيتی آن زمان و مبارزات تسليم‌ناپذير در برابر جناح متعصب مذهبی راست و تمايلات نژادپرستانه دارد. همچنين به بررسی تقابل‌های مختلف ميان جنسيت، قوم و قبيله و دموکراسی در فيجی پس از کودتا می‌پردازد. به ویژه به چگونگی فعاليت NGO هايی مثل جنبش حقوق زنان فيجی (FWRM ) به عنوان يک گروه لابی فمنيستی، در نبود دموکراسي و همزمان با بحران سياسی سال‌های 1987 و 2000 فيجی اشاره دارد. اين مقاله نشان می‌دهد در کشورهای در حال توسعه، خصوصاً در کشورهايی که درگير اختلافات قبيله‌ای هستند، مباحثي مثل طوايف، طبقات و جنسيت کاملاً درهم پيچيده‌اند و بطور مستقل قابل تفکيک و ارزيابي نيستند.

مقدمه
در اکتبر سال 2003 اتفاقی تاريخي رخ داد. قوه مقننه دو مجلسي فيجي لايحه قانون خانواده 2003 (FLA) را اجماعا، با رأي موافق هردو مجلس، در قانون مدني تصويب کرد که باعث شادي اعضا و کارمندان تیم منابع حقوق منطقه ای (RRRT ) و جنبش حقوق زنان فيجي (FWRM)که هر دو براي تصويب سند، سخت تلاش کرده بودند، شد. درگیرشدن FWRM در روند اصلاح قوانين خانواده به سال 1992 و فعاليت RRRT به سال 1996 بازمي گردد. فعاليت خود نويسنده نيز به پيش از اين تاريخ يعني به سال 1987 برمي گردد. تصويب FLA در نتيجه يک فعاليت طولاني و پيچيده بود و با مقاومت فراوان روبرو شد. اما در نهايت پارلمان فيجي اين طرح را به عنوان قانون تصويب کرد.
FLA شرايط بهتري را براي خانواده ها و خصوصاً زنان و کودکان فيجي فراهم مي کند. تبعيض هاي نظام يافته بر عليه زنان را از بين مي برد، زمينه فعاليت برابر را مهيا مي کند، کودکان را در مرکز توجه قرار داده و والدين را مجبور به مراقبت مناسب از کودکانشان مي نمايد. نظام قانوني جداگانه اي براي اقليت هاي ديني در فيجي وجود ندارد. زنان مسلمان و غير مسلمان تجربه مشابهي در زمينه قانون موجود خانواده دارند. قانون جديد در نوامبر 2005 اجرا خواهد شد. خواه ناخواه قانون جديد به خوبي خواسته هاي سياسي دولت حاضر، منابع تخصيص داده شده براي اجراي آن و گروه هاي لابي گر حامي آن را بر مي آورد.

ادامه مطلب

جمعه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۶

حداقل‌هايی برای تنظيم تعاملات با جامعه سياسی



کاوه مظفری

پنج شنبه 27 اردیبهشت 1386

در اين يادداشت، تلاش مي شود، با تفسيري «فمنيسيتي سوسياليستي» از مسيري که کمپين مي پيمايد، برداشتي از «اصول حداقلي» کمپين براي تنظيم تعاملات با جامعه سياسي ارائه گردد. به عبارت ديگر، در متن زير ابتدا ادعا مي شود که کمپين يک «برنامة اجتماعي» است که در فضاي عمل جنبش هاي اجتماعي يعني در جامعه مدني جريان دارد؛ و سپس تلاش مي شود تا به اين سوال پاسخ داده شود که اگر امکان و فرصتي براي تعامل با جامعه سياسي (دولت و احزاب)، در مسيري که کمپين مي پيمايد، فراهم آمد، بر اساس چه اصولي بايد تصميم گيري کرد.

آيا برقراري ارتباط و تعامل ميانِ کمپين يک ميليون امضاء و جامعه سياسي (احزاب و دولت) صحيح است؟ آيا کمپين مي تواند همزمان با جمع آوري يک ميليون امضاء با جناح هاي ميانه رو دولت وارد مذاکره شود؟ آيا ارتباط با احزاب اپوزوسيون دولت براي فشار وارد کردن به دولت به نفع کمپين است؟ در چه صورتي همکاري ميان کمپين و جامعه سياسي به استقلال کمپين صدمه نمي زند؟ اصول مبنايي که ضامن استقلال کمپين هستند، چيست؟ شکل و محتواي همکاري ميان کمپين و جامعه سياسي چگونه مي تواند باشد؟ ... يادداشت زير، تلاشي است در جهت انديشيدن، باز کردن و پرداختن به سوالاتي از اين دست، تا زمينه پاسخ هايي عملي فراهم شود. طرح واره اي از اين يادداشت در نشست 6ارديبهشت86 ارائه گرديد.

ادامه مطلب

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۶

احزاب و استقلال کمپین


زهره اسدپور
پنج شنبه 20 اردیبهشت 1386

تغییر قوانین اگر در ادامه ی آگاهی و خواست اقشار وسیع مردم بدست نیاید ، اگر از مسیر لابی های سیاسی و مصلحت اندیشی های حکومتی حاصل شود بسیار ناپایدار است و به سادگی ممکن است همین مصلحت اندیشی ها و لابی های سیاسی زمانی دیگر چیزی دیگر را اقتضا کند، چیزی که مغایر حقوق زنان باشد.

ارتباط کمپین با احزاب سیاسی یا حکومت ، بسیار متاثر از تاثیر این ارتباط بر پیگیری اهداف کمپین است. به بیانی دیگر در صورتی می توان ارتباط کمپین با احزاب رسمی یا حکومت یا هر آنچه که نسبت به کمپین بیرونی تلقی می شود را توصیه نمود که تاثیری مثبت در پیگیری اهداف کمپین داشته باشد و در غیر اینصورت باید از آنان اجتناب نمود.

ادامه مطلب

یکشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۶

جنبش زنان در خيابان

پروين اردلان

سال ۱۳۸۵ با همه تنش‌ها و ناملايماتي که با خود داشت در عين حال سالي پرشور و انرژي بخش برايمان بود. سالي که نرخ رشد جنبش زنان تصاعدي بالا رفت و انفجار جنبش را نويد داد. سالي که در ۲۲ خردادش نيروهاي بسياري از جنبش دانشجويي و جنبش سنديکايي، جنبش زنان را حمايت کردند، کتک خوردند، زنداني شدند و اکنون بسياريشان از اعضاي فعال جنبش زنان هستند. سالي که کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز متولد شد و نه تنها بر فعاليت ما، که بر زندگي همه ما تاثير گذاشت.

براي ما فعالان اجتماعي که سياست‌هاي خياباني را امري فرهنگي و تاثير گذار بر ذهن‌ها وچشم‌ها مي‌ دانيم، سال گذشته نيز خالي از پيامد و بي توشه از تجربه در اين عرصه نبود. در واقع فعاليت‌هاي جمعي ما با ديگر اقشار و جنبش‌ها - و نه الزاما گروه‌هاي زنان - از حيطه يک گروه يا دو گروه فرا روي کرد و در گستره‌اي به پهناي کمپين يک ميليون امضا، فضاي سرد و وهم آلود پيرامونمان را سبز و رنگين کرد.

ادامه مطلب