‏نمایش پست‌ها با برچسب *ـ قوانين. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب *ـ قوانين. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۶

گردش منظومه حمایت از خانواده زیر سایه دولتمردان


گردش منظومه حمایت از خانواده زیر سایه دولتمردان
و دولتزنان حامی و سکوت ما نظاره گران!



سارا لقمانی

دو شنبه19 آذر 1386


در ماده 23 آن نوشته شده: " اختیار همسر دائم بعدی منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران است." اين ماده مي گويد دیگر نه تنها اجازه زن برای ازدواج دوباره مرد شرط نیست بلكه زن نمی تواند به دلیل ازدواج مجدد شوهر حتی طلاق بگیرد. اگر این لایحه تصویب شود دیگر زن حتي حق ندارد کناری بایستد و نظاره گر آتش گرفتن خانه و کاشانه اش باشد بلکه باید همان جا بماند و خود هم در شعله های آتش بسوزد و این بار کسانی که پیشنهاد این ماده را داده اند و نمایندگانی که این ماده را تصویب می کنند و مایی که سکوت می کنیم نه تنها نظاره گر این آتش سوزی خانمان برانداز خواهیم بود که خود هر کدام کبریتی روشن کرده ایم و شعله را دامن زده ايم.

ادامه مطلب

شنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۶

لايحه «حمايت از خانواده» و آينده زندگي دخترانمان

جلوه جواهری
جمعه9 آذر 1386


اولين طرحي كه در جهت تغيير قوانين مربوط به خانواده در چارچوب قوانين مدني ايران ارائه شد، طرح قانون خانواده توسط دکتر "مهرانگيز منوچهريان" بود كه ابتدا در اسفند 1342 به عنوان ضميمه كتاب "وضع حقوقي زن در جهان" توسط اتحاديه زنان حقوقدان ايران به چاپ رسيد. اين طرح مجدداً در 1343 به صورت جزوه اي مستقل با عنوان "طرح قانون خانواده بر مبناي اصل تساوي حقوق زن و مرد" به چاپ رسيد و سپس در مجله هفتگي "اطلاعات بانوان" در چهار شماره پياپي منتشر شد. با اين حال، در آن سال به دليل واكنش هاي فقهي مراجع مذهبي و مخالفت وزير دادگستري وقت (باقر عاملي)؛ منوچهريان موفق نشد نظر مثبت حداقل 15 نفر از نمايندگان را براي ارائه طرح در مجلس سنا جلب كند. وزير دادگستري در آن زمان اعلام كرد كه قوانين مدني ايران تغيير نمي كند و طرح پيشنهادي منوچهريان را حاصل مطالعه شخصي وي دانسته و اظهار كرد كه در دادگستري هيچ لايحه پيشنهادي كه تشخيص داده شود مغاير دين مبين اسلام است مورد توجه قرار نخواهد گرفت. منوچهريان نيز به جرم پاسخي که به وزير دادگستري داد به مدت سه ماه به تفرش تبعيد شد.

پس از وتو شدن طرح پيشهادي منوچهريان که زير تاثير موضع گيري وزير دادگستري صورت گرفت، بحث قوانين مربوط به خانواده مسکوت ماند؛ تا سرانجام در اواخر سال 1344 مسايل حقوقي زنان براي بار ديگر بويژه در نشريات زنان مطرح شد. منوچهريان نيز با تمام مشکلات و مسائلي كه پيش آمده بود براي ايجاد زمينه هاي لازم براي طرح مجددِ قانون خانواده در سنا دست به كار شد و در 2 آبان 1345 در نطق پيش از دستور در مجلس سنا طرح قانون خانواده را ارائه داد. در پي طرح قانون خانواده، برخي نشريات به انتشار اخبار مربوط به آن پرداختند. يکي از آنها، نشريه "پيغام امروز" بود که خبر بردن طرح به مجلس سنا را منتشر کرد و درباره لغو چند همسري و ازدواج موقت (صيغه) مطلب نوشت. اما متاسفانه بسياري از نشريات از جمله مجلات زنان سکوت کردند و برخي هم آن را زودهنگام و راديکال دانستند.

طرح پيشنهادي منوچهريان با وجود آنکه باب تازه اي را درباره مباحث مربوط به خانواده و حقوق زن در مجلات و جامعه فراهم آورد، بالاخره راه به جايي نبرد و به گفته شريف امامي، طبق موازين بررسي نشد؛ اما به يکباره در اسفند ماه 1345 لايحه اي با عنوان لايحه "قانون خانواده" با جنجال فراوان در مطبوعات دولتي انعکاس يافت. در اين طرح نه نامي از مهرانگيز منوچهريان بود، و نه اشاره اي به کوشش هاي او در طرح بحث قوانين مربوط به خانواده. به عکس از طرح منوچهريان به عنوان طرحي شتاب زده و غير معتدل نام برده شد. "زن روز" خبر تصويب لايحه توسط مجلس شورا در 6 خرداد 1346 را منتشر کرد و به تشريح مفاد آن پرداخت. در نهايت، لايحة قانون حمايت از خانواده در مجلس شوراي ملي تصويب و به مجلس سنا فرستاده شد، و سرانجام در 27 خرداد 1346، مجله زن روز خبر از تصويب و قانوني شدن لايحه داد.

در آن زمان، با وجود اجرايي شدن قانون حمايت از خانواده، اما بسياري از قوانين قديمي همچنان رايج بودند، مگر آنکه در تعارض با اين قانون قرار مي گرفتند. براي مثال، در اين مواقع دادگاه مجبور بود بر اساس قانون حمايت از خانواده عمل کند. اگر چه اين قانون نسبت به شرايط قبل داراي ويژگي هاي مثبت به نفع زنان بود، اما اشکالاتي نيز داشت. يعني با توجه به طرح قانون خانواده منوچهريان، محافظه کارانه جلوه مي کرد. در قانون حمايت خانواده تنها اصلاحاتي در قوانين اتفاق افتاده بود، در حالي که طرح منوچهريان به تغييرات عميق تري نظر داشت. براي مثال، در طرح منوچهريان "تعدد زوجات" به طور کلي ممنوع شده بود ولي در قانون تصويب شده، همچنان تعدد زوجات بدون تغيير باقي مانده بود. هرچند که، بعد از تصويب لايحه، "زن روز" مي نويسد که با توجه به کسب حقوقي هر چند اندک توسط زنان، مردان به اين مساله واکنش نشان مي دادند و مساله مهريه را مطرح مي ساختند. برخي از آقايان نامه هايي داده و گفته بودند که با وجود قانون حمايت از خانواده و دادن حق طلاق به زن، ديگر مهريه، سنتي و کهنه است.

مهرانگيز منوچهريان نيز در نقد اين قانون و مواردي كه در آن در نظر گرفته نشده بود كتابي با عنوان "نابرابري هاي حقوق زن و مرد در ايران و راه اصلاح آن" توسط اتحاديه زنان حقوقدان ايران به چاپ رسانيد. در اين كتاب به مواردي چون حق مسكن، حق طلاق، اجازه خروج از كشور، تابعيت، حضانت، ولايت، قيموميت، ارث، ديه، حق اشتغال، تعدد زوجات، نكاح منقطع و موارد نابرابر ديگر در قوانين كه با قانون حمايت از خانواده 1353 هم هيچ كدام بر طرف نشده بود، اشاره مي كند و قوانيني برابر در مقابل آنها پيشنهاد مي دهد. از چاپ كتاب منوچهريان و نقد او به قانون حمايت از خانواده و قانون مدني چندي نگذشته بود كه با وقوع انقلاب 1357 قانون حمايت خانواده به كلي تعطيل شد. بدين ترتيب، حداقل حقوقي كه پس از مدت ها توانسته بود در ميانِ همة تنگ نظري هاي قدرتمندان نسبت به وضعيت زنان، نصيب آنان شود؛ مدت كوتاهي بيش دوام نياورد.

از آن زمان تاكنون حدود سه دهه مي گذرد. در اين سالها برخي از قوانين به صورت جزئي تغيير كردند، اما همچنان به هيچ كدام از آسيب هايي كه به زنان در طول اين سال ها به واسطه قوانين يك سو نگرانه وارد مي شود، نگاه جدي نشده است و همچنان كودكان در آتش نگاه تنگ نظرانه اي كه جامعه به مادرانشان دارد مي سوزند. اگر روزي كه "قانون حمايت خانواده برابر" به مجلس اعطا مي شد، زنان يك صدا از طرح دفاع مي كردند تا قانوني عادلانه تر را به دست آورند؛ و اگر زماني كه به راحتي قانون حمايت خانواده لغو شد، همه زنان در هر جناح و از هر مرام و مسلكي براي برجاي ماندن آن همصدا مي شدند، بعد از گذشت سي سال شاهد اين همه بي عدالتي در حق دختران معصومي نبوديم كه به خواست پدرانشان در نوباوگي زندگي شان و روياهاي كودكانه شان به مسلخ مي رود. حال، پس از سه دهه بار ديگر لايحه اي به نام حمايت از خانواده به مجلس مي رود. لايحه اي كه نه تنها تعدد زوجات را ملغا و يا حتي محدود نكرده است بلكه تنها مانع جزئي (اجازه همسر) را نيز از سر راه آن بر مي دارد. وضع کنوني ما، سي سال پيش است كه قانون حمايت از خانواده لغو شد، يا 40 سال پيش كه قانوني ضعيف با وجود طرحي قوي در مجلس تصويب شد. اكنون است كه بايد بدانيم چه داريم بر سر فرزندانمان مي آوريم. چگونه روياي زنان فردايمان را در آتش ندانم كاري هاي امروزمان مي سوزانيم.

لايحه اي که امروز مجدداً برخي تلاش مي کنند آن را از تصويب مجلس بگذرانند، لايحه اي است به بهاي زندگي زنان امروز و فرداهاي ميهن عزيزمان. به بهاي فرداي به همريخته كودكاني است كه در آتش چند همسري پدرانشان مي سوزند، و از شرم و خجلت، سر بلند نمي كنند تا نگاه ترس خورده و بي گناهشان در نگاه ديگري گره بخورد. كودكاني كه حتي زندگي شان در لهيب آتشي خاکستر مي شود كه به آزمندي و شهوت پدرانشان و به يمن قانون تعدد زوجات به مويي از حسادت و كينه بند است.

اكنون چه مي خواهيم؟ آيا هم چنان به دنبال آن هستيم تا با اختلافات سياسي و فرقه اي، و قرار دادن اين لايحه در فضاي قطبي و متخاصم، فروپاشي زندگي زنان و كودكان را نويد دهيم. مساله اي كه بر سر آن معامله مي كنيم ساده نيست. زندگي و سرنوشت زني است كه بعد از سي سال از مرگ همسر هنوز وقتي كه به ياد مي آورد چگونه شوهرش هوو و كمربندي به وسعت بدن رنجورش به او هديه کرد به پهناي صورت اشك مي ريزد. سرنوشت اين لايحه، سرنوشت زندگي كودكي بي پناهي است كه توسط زنِ ديگر پدرش، كشته مي شود و بدن تكه تكه شده اش در لابه لاي رختخواب ها باقي مي ماند. بحث اين لايحه، بحث زندگي دختري است كه با ازدواج دوباره شوهرش آب جوش بر خود مي ريزد و مي سوزد؛ هرچند ازدواج اجباري و نداشتن حق طلاق، روح و روان او را پيشاپيش سوزانده بود. سوختن و ساختن، سوختن و تحمل کردن زير لواي قانوني كه نوشته اند برايش که: «هيچ حقي جز سكوت نداري».

آري، اين لايحه، در واقع سرنوشت زندگي هزاران زني است كه پاي اجاق ها مي سوزند و تحمل مي کنند و رنج مي کشند و از ته دل، نفرين مي کنند، اما مردشان، مغرور و سرافراز، هر روز كسي مثل آنان را كه در كنار اجاق هاي ديگر مي سوزند، با جاري کردن صيغه اي، به يكباره آتش مي كشند.

اكنون بياييم به هزاران پرونده اي كه در دادگاه هاي خانواده مفتوح است نگاهي دوباره بياندازيم؛ نگاهي مسئولانه و موشکاف تا مشاهده کنيم که قوانين خانواده حتي زبان وكلا، قضات، مددكاران و ... را بسته است تا آنها نيز نتوانند به موجب قانوني كه محرز است و ملزم به اجرا، حكمي عادلانه صادر كنند، يا دفاعي انساني ارائه دهند، يا حتي کورسويي از اميد بگشايند. کورسويي به روي چشمان پر التماس زناني كه ديگر ناي بالارفتن از پله هاي دادگاه را هم ندارند. بياييم به دادخواهي زناني بنشينيم كه فردا روزي بايد به آنها پاسخگو باشيم.

كنار هم بايستيم، از هر مسلك و جناح؛ اگر كه نماينده مجلس هستيم، اگر عضو کميسيون زنان قوه قضائيه هستيم، اگر فعال حقوق زنان هستيم، يا حتي رهگذري؛ چراكه مي دانيم تصويب اين لايحه چگونه مي تواند زندگي و امنيت خاطر ميليون ها خانواده هموطن مان را به چالش بگيرد. بياييم دست به دست هم دهيم و در فضاي خردمندانه و آرام، به اصلاح اين لايحه و قوانين مربوط به خانواده همت گماريم، تا زندگي خود و ميليون ها زن را از موهبت قانوني عادلانه بهره مند سازيم.


----------------------------------------------------------------------

منبع: احمدي خراساني، نوشين، و پروين اردلان (1382) "سناتور" تهران: نشر توسعه.

جمعه، آبان ۱۱، ۱۳۸۶

نگاهی به سن مسئولیت کیفری

در سایر کشورها چه می گذرد ؟
گروه ترجمه رسانه کمپین


کودکان در پایین تر از سنی خاص ، جوانتر از آن هستند که مسئولیت زیر پا گذاشتن قوانین بر دوش آنها باشد . این مفهومی است ضمنی از آنچه که شاید بارها در کنوانسیون حقوق کودک به آن اشاره شده است . در این کنوانسیون از کشورهای عضو خواسته شده است که حداقلی را در سن کودکان تعیین کنند که پایین تر از آن حداقل ، کودک مشمول قانون مجازات کیفری نیست . اما کنوانسیون سن ویژه ای را مشخص نکرده و بنا بر این اصل این سن در کشورهای مختلف متفاوت است .در واقع در اصل یک کنوانسیون قید شده که تا قبل از 18 سالگی فرد کودک محسوب می شود اما این اختیار را به قو.انین داخلی نیز داده است که براساس اختیاراتشان سن قانونی تعیین کنند. البته در مورد اعدام، اعدام کودکان زیر 18 سال را ممنوع دانسته است.

ادامه مطلب...

دوشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۶

مجلسیان ! این لایحه را از دستور خارج کنید



تومار امضای 2000 مدافع حقوق برابر در اعتراض به لایحه خانواده

با آغاز سومين سال فعاليت دولت نهم، هيئت دولت لايحه اي را تحت عنوان "حمايت از خانواده" به منظور بررسي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي فرستاده است. اين لايحه بنا به ادعای ارائه دهندگان اش به دليل «لزوم تطبيق قوانین جاری با مسائل روز» و «رفع كاستي ها و نواقص در قوانين موجود ِ حاكم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است، حال آن که مواد مندرج در لایه چنین ادعایی را رد می کند. این لایحه نه تنها تطبيقي با واقعيات زندگي زنان امروز ايراني ندارد بلكه قوانین پیشنهادی آن عقب گردي 42 ساله را به نمایش می گذارد. در شرايطي كه جامعه ایران بیش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانین عادلانه و انسانی تاکید دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسیاری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپین یک میلیون امضاء) برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانین عادلانه و برابر در ازدواج، طلاق، سرپرستي فرزند، تابعيت، خروج از كشور و نیز لغو چند همسري (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده 23 اين لايحه پيشنهادي، نه تنها به شان و كرامت انساني زن توجهي نكرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلكه در عملي تعجب برانگيز یک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب كرده و انجام آن را تنها منوط به تمكن مالي مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرایی» از سوی مرد بر اجراي عدالت بين همسران دانسته است!

ادامه مطلب ...

سه‌شنبه، تیر ۲۶، ۱۳۸۶

گزارش خانم شيرين عبادی به لوئيز آربو

گزارش خانم شيرين عبادی به لوئيز آربو درباره نقض حقوق زنان در ايران


سرکار خانم لوئیزآر بور
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
احتراماً، نظر به اینکه اخیراً حقوق زن در ایران بیش از سابق به مخاطره افتاده و گروهی از مدافعین حقوق زن در معرض حبس های طویل المدت هستند لذا بر خود واجب می دانم که مراتب زیر را به استحضار برسانم :طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران : « تشکیل اجتماعات و راه پیمائیها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است » و بر همین مبنا روز 22 خرداد 1385 گروهی از زنانی که به وضعیت تبعیض آمیز خود در قوانین ایران معترض بودند در یکی از میادین شهر تهران قصد تجمع داشتند. به محض جمع شدن تعدادی از آنان و حتی قبل از آن که یک سخنرانی ایراد شود و یا قطعنامه ای قرائت گردد، نیروهای پلیس به شدت به زنان حمله کرده و آنان را متفرق ساختند و برخی را هم به مدت چند روز بازداشت کردند . تعدادی از شرکت کنندگان در تجمع زخمی شدند و در این ارتباط 15 نفر از آنان به من وکالت دادند و من علیه رئیس پلیس تهران و سایر افرادی که به تجمع کنندگان حمله کرده بودند ، شکایت کردم . متاسفانه تاکنون حتی تحقیقات این پرونده را هم تکمیل نکرده اند و شکایت مطروحه راکد مانده است .
متقابلاً دادستان تهران ( آقای سعید مرتضوی ) علیه تعدادی از زنان به اتهام شرکت در تجمع مذکور پرونده ای تشکیل داد که وکالت آنان را من به اتفاق همکارانم بر عهده گرفتم.
متاسفانه پس از یک دادرسی کوتاه، دادگاه انقلاب اسلامی با این استدلال که : ( برای تجمع مذکور از وزارت کشور مجوزی صادر نشده لذا شرکت در آن غیر قانونی بوده و به منزله اقدام علیه امنیت کشور تلقی می شود ) – هر کدام از متهمین پرونده را به حبس های طویل المدت و بعضاً شلاق محکوم نمود .
اسامی افرادی که پرونده آنان منتهی به صدور رأی گردیده است و میزان محکومیت آنان به شرح زیر عبارت است از :
  • خانم عالیه اقدام دوست به سه سال و چهارماه حبس و بیست ضربه شلاق
  • خانم دلارام علی به دو سال و ده ماه حبس و ده ضربه شلاق
  • خانم فریبا داودی مهاجر به چهار سال حبس که سه سال آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حالت تعلیق درآمده و یک سال آن قابل اجرا است .
  • خانم نوشین احمدی خراسانی به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق درآمده و شش ماه آن قابل اجرا است .
  • خانم پروین اردلان به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق درآمده و شش ماه آن قابل اجرا است .
  • خانم شهلا انتصاری به سه سال حبس که دو سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در آمده و شش ماه آن قابل اجرا است .
  • خانم سوسن طهماسبی به دو سال حبس که یک سال و نیم آن به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد .
  • خانم آزاده فرقانی به دو سال حبس که به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد .
  • خانم بهاره هدایت به دو سال حبس که به مدت 5 سال در صورت عدم ارتکاب مجدد جرم ( در حقیقت عدم اعتراض به تبعیض جنسیتی ) به حال تعلیق در خواهد آمد .


متعاقب برخورد پلیس و نیروهای امنیتی با تجمع کنندگان در روز 22 خرداد 1385، کمپینی برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز به راه افتاد و از یک میلیون زن و مرد ایرانی درخواست شد که اعتراض خود را به قوانین تبعیض آمیز ، با امضاء بیانیه ای که در سایت www. We-change.org درج شده بود اعلام نمایند . چون سایت مذکور رادولت جمهوری اسلامی ایران فیلتر کرده بود لذا تعدادی از دختران و پسران جوان و دانشجو داوطلب جمع آوری امضاء شدند که متاسفانه پلیس و مقامات امنیتی نیز با آنان برخورد کردند و تعدادی از داوطلبین چند روز در اداره پلیس بازداشت شدند و برای آنها هم پرونده ای تشکیل شد که هنوز نوبت دادرسی آن فرا نرسیده است .


خانم لوئیزآر بور

تصدیق خواهید فرمود که صدور مجازات حبس و شلاق برای زنانی که مخالف تعدد زوجات بوده و یا معترض قوانینی هستند که طبق آن دیه زن را نیمی از دیه یک مرد می داند و شهادت دو زن را در دادگاه معادل با شهادت یک مرد ارزیابی می کند و ... نه تنها مخالف با موازین حقوق بشر بوده بلکه حتی مغایر با اصول اخلاقی و انسانی نیز می باشد . این زنان هرگز قصد تغییر رژیم جمهوری اسلامی را نداشته و جدای از سیاست فقط در پی احقاق حقوق انسانی خود هستند و تنها خواسته آنان رفع تبعیض قانونی از زنان است . نکته دردناک تر آن که صدور حکم مجازات فقط منحصر به افراد فوق الذکر نبوده و نوبت رسیدگی به پرونده تعدادی دیگر از موکلین من هنوز فرا نرسیده است و من مسلّم می دانم که در آینده نزدیک برای آنان نیز محکومیت های شدیدی در نظر خواهند گرفت .
بنا به مراتب فوق نگرانی خود را نسبت به سرنوشت تعدادی از هم وطنان آزادی خواه خود که فقط گناه آنان اعتراض به تبعیض براساس جنسیت است اعلام داشته و خواهشمندم جهت بررسی وضعیت حقوقی زنان در ایران ، خصوصاً افرادی که برای آنان پرونده کیفری تشکیل شده است ، نماینده ای اعزام دارید تا در صورت اثبات صحت این گزارش جهت رفع تعرض از زنان اقدامات لازم معمول گردد.
با تقدیم احترام
شیرین عبادی
برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003
و
وکیل دادگستری در ایران

پنجشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۶

موانع ترويج ازدواج موقت

موانع ترويج ازدواج موقت در پانصد و شصتمين جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد.
شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در پانصد و شصتمين جلسه خود مسائل و مشكلاتي را درباره ترويج ازدواج موقت مطرح كرد.

مسكوت ماندن احكام فقهي ازدواج موقت در كتب حقوقي و مدني
با فرض اين‌كه ازدواج موقت بتواند مفري از ارتكاب رابطه نامشروع باشد اما با توجه به اين‌كه بسياري از احكام ازدواج موقت، به دليل عدم شيوع آن، در كتب قوانين ايران منعكس نگرديده است و لذا منجر به تضييع حقوق زنان و اطفال متولد از اين نوع نكاح مي‌باشد محتاج تامل بسيار است. وجود اين احكام در كتب فقهي با توجه به اختلاف بين فتاواي علما و فقها و فقدان ضمانت اجرا براي پيروي از آن در فقه حكومت اسلامي معضلات ناشي از ترويج اين نوع ازدواج را حل نخواهد كرد.

عدم تضمين حقوق زنان در ازدواج موقت
طبيعي است كه ازدواج موقت هم به لحاظ كاركرد آن و هم به لحاظ اثبات آن براي زنان در بردارنده حقوقي بيشتر يا برابر با نكاح دائم نيست و لذا ترويج آن موجب افزايش حقوق خانوادگي زنان نمي‌باشد، چه بسا زناني كه به دنبال تمتع ازدواج مذكور رها شده‌اند و يا با بذل مدت مانده از سوي آنان بدون هرگونه حقوقي برجاي مانده‌اند. ازدواج‌هاي موقت طويل‌المدت كه در واقع همان ازدواج دائم است كه تنها براي فرار از تعهدات ناشي از ازدواج دائم منعقد مي‌شود چگونه قابل توجيه است و تابع احكام كدام نكاح است؟ آيا عسر و حرج در اين نوع نكاح قابل طرح است؟ ا خذ خسارت ممكن است؟ حفظ عده و حرمت نكاح پس از آن بدون ثبت و ضبط اين نكاح چگونه ميسر است؟ چرا برخي افراد بخشي از آيه شريفه «و متعوهن» را به خاطر مي‌سپارند ولي ا زتوجه به باقي آن يعني «سرحوهن سراحا جميلا» امتناع مي‌كنند.

ادامه مطلب...

دوشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۶

پوران درخشنده: تغيير قوانين خواست همه زنان است



تغيير براي برابري: پوران درخشنده، كمپين يك ميليون امضا را برخواسته از نيازهاي واقعي زنان ايران خواند و با تاكيد بر پايگاه اجتماعي مطالبات حقوقي جنبش زنان از اين حركت به عنوان حركتي اجتماعي تاثير گذار ياد كرد.

كارگردان فيلم" بچه هاي ابدي" مطالبات جنبش زنان ايران را مطالبات همه زنان دانست و گفت:« وقتي پاي مطالبات حقوقي در ميان است نمي توان گفت كه حركت تنها زنان طبقه متوسط را در بر مي گيرد. همه زنان درگير اجحاف قانوني هستند و اتفاقا اين زنان طبقه پايين جامعه هستند كه آسيب پذيري بيشتري در مقابل قانون دارند ».

درخشنده عملكرد فعالان عرصه سينما را در پرداختن به مشكلات زنان ناموفق ارزيابي كرد و گفت:«متاسفانه ما در اين عرصه خوب و كافي كار نكرديم.در حالي كه مشكلات زنان در اين كشور بسيار زياد است و جاي كار نيز دارد ولي به خاطر موانع و محدوديت ها و البته همه معضلات سينماي كشور در نهايت چند فيلم موثر در اين زمينه ساخته شده است كه تعداد آنها كمتر از انگشتان يك دست است.»

وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه حركت در مسير تغيير قوانين تبعيض آميز به برابري حقوق زنان و مردان بيانجامد. گفتگو: الناز انصاری

چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

به رغم اظهارات سخنگوی قوه قضائیه

خانواده و وکیل ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده پاسخی از دادگاه نگرفتند

همان طور که در خبرها آمده دیروز سه شنبه سخنگوی قوه قضائیه درباره بازداشت ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به نقل از روزنامه اعتماد ملی گفته بود :« براي هر متهمي كه بازداشت مي‌شود قاضي بنا به شرايط پرونده و موارد اتهامي او قرار سنگين و يا سبك صادر مي‌كند، دقيقاً مانند اتفاقي كه در پرونده اين دو خانم صورت گرفته و قاضي با توجه به محتويات پرونده قرار كفالت صادر كرده است.» او همچنین گفته بود :« براي قرار صادرشده هنوز كفيل معرفي نشده است تا شرايط آزادي آنها فراهم شود. » سخنگوي قوه قضاييه پس از آنكه اتهام اين دو نفر را تشويش اذهان عمومي اعلا‌م كرد بود در پاسخ به سوال خبرنگاري كه نظرش را در مورد اصلا‌ح قوانين زنان پرسيد بودنیز گفت:«قوانين براي زن و مرد نبايد تفاوتي داشته باشد، بنابراين وقتي به قانوني پيشرفته و منطبق بر حقوق انساني گفته مي‌شود، برابري و يكساني اجراي قوانين نيز در آن ديده مي‌شود»
در پی اظهارات سخنگوی قوه قضائیه براین مبنا که « برای ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده قرار کفالت صادر شده است» امروز چهارشنبه 22 فروردین
خانواده های بازداشت شدگان به همراه وکیل خود نسرین ستوده به دادگاه انقلاب مراجعه کردند تا برمبنای اظهارات سخنگوی قوی قضائیه کفیل بازداشت شدگان را معرفی کنند. در شعبه امنیت ابتدا نسرین ستوده وکیل آنان به دفتر قاضی پرونده آقای حداد وارد شد. او می گوید : « ضمن آنکه وکالت نامه موکلانم از من پذیرفته نشد، که قاضی پرونده در پاسخ به خبر مربوط به قرار کفالت صرفا به این بسنده نمودند که قرار تامین صادر شده است اما چون پرونده درمرحله تحقیقات مقداماتی است اما از ارائه هرگونه اطلاعاتی خوداری نمود».
سپس در پی مراجعه خانواده ناهید کشاورز به دفتر قاضی حداد برای پی گیری قرار تامین آنها بازهم بی پاسخ ماندند. صدیقه کشاورز می گوید:« به من گفتند شما برای چه آمده اید، شما در این پرونده کاره ای نیستید» . نادر حاج محسن همسر ناهید نیزمی گوید:« من گفتم بیش از یک هفته است که همسرم در زندان و بند عمومی زنان بسر می برد و پی گیری ها ما برای تعیین وضعیت همسرم و ارائه کفالت به جایی نرسید، دیروز که سخنگوی قوه قضائیه اعلام کردند که می توانیم کفالت بگذاریم خدمت شما آمدیم. اما ایشان با عنوان اینکه درگیر پرونده ای دیگری هستند در واقع ما را از اتاق بیرون کردند و از امضای برگه های خروج ما نیز خودداری کردند. ما هنگام خروج از دادگاه با ممناعت ماموران مواجه شدیم تا اینکه سرانجام برگه خروج ما را مهر زدند.
زهرا حسین زاده خواهر محبوبه حسین زاده نیز کمی دیرتر از خانواده ناهید کشاورز به دادگاه مراجعه کرده بود اجازه ورود به شعبه امنیت را نیافت:« تلفنی به ما گفتند نمی توانید بالا بیایید من گفتم چطور اجازه نمی دهید وقیتی سخنگوی قوه قضائیه گفته است که باید کفیل بیاوریم ، اما به من جواب دادند که ما از ایشان دستور نمی گیریم.

چهارشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۶

شيرين عبادي : آيا اگر زني هوو نخواهد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟

صبح چهارشنبه 15 فروردين 1386 خانم‌ها شيرين عبادي و نسرين ستوده وکلاي اعضاي بازداشت شده کمپين يک ميليون امضا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند اما پاسخي نگرفتند. شيرين عبادي دراين باره گفت :«راهمان ندادند. هيچ کس هم پاسخگو نبود. وقتي وکيل دادگستري را به دادگاه راه نمي دهند بنابراين بايد انتظار هرنوع بي قانونی را هم داشت .»
عبادي در پاسخ به اين پرسش که آيا جمع آوري امضا در پارک جرم است و اقدام عليه امنيت محسوب مي شود گفت هيچ جرمي رخ نداده ، تمامي اين برخوردها و بازداشت ها غير قانوني است.» او افزود :«متاسفانه تمام پرونده ها را امنيتي کرده اند. آيا اگر زني بگويد نمي خواهم شوهرم سرمن هوو بياورد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟ آيا اگر زني بگويد تعدد زوجات به شيوه اي که در قانون آمده است خلاف است اقدامي عليه امنيت ملي انجام داده است؟

ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به همراه سه تن دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا روز دوشنبه 13 فروردین هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله تهران بازداشت شدند. دیروز سه نفر از آنان را به قید ضمانت آزاد کردند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین بند 209 و سپس بند عمومی زنان منتقل شدند.ادامه بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا در حالی صورت می گیرد که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته شده بود که با قرارکفالت آزاد می شوند امابه جای درخواست کفیل از خانواده هایشان، آنها را به اوین منتقل کرده بودند و توضیحی هم در این باره نداده بودند.

دوشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۵

عبدالفتاح سلطانی : بازداشت زنان خلاف قانون بوده است

میدان
ميدان: امروز يک هفته از دستگيري عده اي از زنان در جلوي دادگاه انقلاب مي گذرد. هفته پيش همين موقع همه 33 نفر با هم بودند اما امروز از آن جمع دو نفر در زندان و در سلول انفرادي به سر مي برند: شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده . شادي از زمان دستگيري تاکنون فقط دو بار با دختر کوچکش حرف زده، اما خانواده محبوبه حتي يک مکالمه کوتاه هم نداشته اند. از طرف ديگر وکيل اين دونفر هنوز ملاقاتي با موکلان خود نداشته است. حق ملاقات با خانواده، حق داشتن وکيل، وغير قانوني بودن نگه‌داري زندانيان در سلول انفرادي موضوع گفت‌وگوي کوتاه ما با عبدالفتاح سلطاني، وکيل دادگستري است . سلطاني، که پيش‌تر خودش هم بازداشت بوده است، دو ماه از مدت حبسش را در انفرادي گذرانده و آن‌ را خلاف قانون مي داند.

ابتدا بفرماييد آيا درقوانين مربوط به حقوق زنداني در ايران به طور مشخص به حق ملاقات زنداني با خانواده‌اش و داشتن وکيل اشاره شده يا اين مسئله اصلاً ديده نشده است؟

در آخرين آيين‌نامه اجرايي سازمان زندان‌ها که مصوب 20/9/1384 است در واقع برخورداري از مرخصي و ملاقات حقوق يک زنداني شمرده شده است. اين ملاقات هم بايد با خانواده و بستگان درجه يک زنداني انجام شود و هم وکيلش. البته ضرورت ملاقات با وکيل بيشتر تأکيد شده است. ماده 180 به بعد آيين‌نامه اجرايي زندان‌ها مربوط به ملاقات زنداني است؛ اعم از وکيل يا خانواده. اين ماده براي تمام زندانيان، چه متهم چه زنداني که محکوم شده باشد، شمول دارد. درباره وکيل بديهي است که کسي که وکيل مي‌گيرد دنبال اين نيست که فقط يک وکالت‌نامه به طور صوري در پرونده بگذارد بلکه مسئله دفاع از حقوق موکل است. اگر متهم يا محکوم با وکيل خود ملاقات نکند نمي‌تواند مسئله دفاع را رديف کند. در جاي ديگري در قانون حفظ حقوق شهروندي که در سال 83 تصويب شده باز هم اين حق براي وکيل در نظر گرفته شده که بتواند در مرحله تحقيقات وارد شود و از حقوق موکل خود دفاع کند. هر فرد به محض دستگيري بنا به ماده 128 کيفري بند 3 ماده واحده قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي که مي‌گويد "محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان را رعايت کرده و فرصت استفاده از وکيل را براي آنان فراهم آورند حق داشتن وکيل را دارند. به عبارتي لازمه اينکه وکيل بتواند از موکل خود دفاع کند اين است که بتواند با موکل خود صحبت کند. اين معنا ندارد که ما بگوييم وکيل مي‌تواند وارد پرونده شود ولي حق ملاقات با موکل خود را ندارد.

در قوانين اشاره مشخصي به فراهم آوردن هر چه سريع‌تر گرفتن وکيل شده است؟

زمان مشخصي تعيين نشده ولي در قانون تشريح شده که قضات مکلفند هرچه سريع‌تر، در اسرع وقت ممکن، حتي در ساعت غير اداري تحقيقاتشان را انجام بدهند و سريع‌تر پرونده را به اصطلاح جمع‌وجور کنند و اگر شرايط آماده است براي آزادي فرد و تبديل قرار بازداشت وي اقدام کنند وگرنه اگر شرايط فراهم نيست پرونده را با صدور کيفرخواست به دادگاه براي انجام محاکمه بفرستند.

وضعيت افراد بازداشت‌شده از نظر دو حقي که نام برديد و قانون هم به آن اشاره کرده چگونه است؟

در شرايط زندان‌هاي ايران چند ايراد وجود دارد يکي اين‌که ما هنوز قانوني براي زندان‌ها و نحوه نگهداري زندان‌ها نداريم و موارد به صورت آيين‌نامه است. آنچه را هم که درپاسخ‌هاي قبلي اشاره کردم آيين‌نامه اجرايي سازمان زندان‌هاست. که هر يک يا دو سال يک بار با تصويب رئيس قوه قضائيه عوض مي‌شود. در حالي که ما در قانون اساسي مواردي در مورد منع شکنجه و تفهيم اتهام متهم داريم. غير از قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي که قبلاً بخشنامه شد در مجلس ششم در سال 83 تبديل به قانون شد. غير از آن مابقي در غالب آيين‌نامه است در حالي که به نظرم تسهيل امور قضايي بايد به صورت قانون باشد. ايراد دوم اين که در عمل هيچ کنترل جدي بر زندا‌نها وجود ندارد؛ کنترلي که از بروز تخلفات جلوگيري کند. به عنوان مثال زهرا کاظمي در زندان اوين به قتل مي‌رسد ولي مي‌گويند نفهميديم قاتل چه کسي است! در يک جايي که آن همه حفاظت، آن همه دوربين و امکانات کنترل است مي‌گويند قاتل مشخص نيست. خوب اگر در زندان کسي به قتل برسد و مسئولين نتوانند قاتل را مشخص کنند چه طور ممکن است اين مسئولين در بيرون از زندان بتوانند قاتل را شناسايي کنند؟ اين ضعف سيستم زندان‌هاي ماست. بايد يک نظارت جدي باشد که اگر مأموري تخلف کرد با او برخورد شود. در عمل متأسفانه متهمي که دستگير مي‌شود و در اختيار بازجو قرار مي‌گيرد، هيچ نظارت جدي براي اين که حقوق اين متهم حفظ شود وجود ندارد.

به طور مشخص درباره عده‌اي از فعالان زنان که هفته پيش دستگير شدند نظر شما چيست؟ آيا اساساً دستگيري آنها قانوني بوده؟ و اينکه دو نفري که هنوز در زندان به سر مي‌برند نه تنها ملاقات با وکيل نداشتند بلکه امکان تماس تلفني هم با خانواده برايشان مهيا نبوده. اين را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

من معتقدم دستگيري عده‌اي که به نشانه اعتراض و بدون انجام خشونت يا نقض قانون گرد هم مي‌آيند خلاف قانون است. چرا که اصل 27 قانون اساسي تجمعات رابه عنوان حق شهروندان مطرح کرده است در صورتي که اين دو شرط را نداشته باشد: يکي حمل سلاح در آن نباشد و ديگر اينکه خلاف مباني اسلام نباشد. اين تجمع قطعاً سلاحي در آن نبوده و ما نمي‌توانيم بگوييم خلاف مباني اسلام بوده است. زنان اعتراضي داشتند اعم از اين که اعتراض به‌جا يا نابجا باشد به نظر من دستگيري آنها کار خلاف قانون بوده. حالا اين خلاف قانون باز تبعاتي داشته چون برخلاف قانون حفظ حقوق شهروندي آنها بعد از دستگيري با خانواده تماس نداشته‌اند که خبر بدهند کجا نگه‌داري مي‌شوند. اين‌ها مراعات نمي‌شود اگر چشم‌بند زده باشند باز خلاف قانون است. اگر اذيت کرده باشند باز خلاف قانون است. ما نمي دانيم چه کار کرده‌اند.

نگه‌داري فعالان امور زنان در سلول انفرادي توجيه قانوني دارد؟

در سال 82 ديوان عدالت اداري به صراحت به اين حکم رأي داد که نگه‌داري متهمين در سلول انفرادي خلاف قانون است ولي متأسفانه خيلي‌ها را هنگام بازداشت در سلول انفرادي نگه مي‌دارند که نقض آشکار حقوق شهروندي است. چه قبل و چه بعد از انقلاب نگه‌داري اشخاص در سلول انفرادي ممنوع بوده است و هيچ توجيه قانوني ندارد. چون نگه‌داري زنداني در سلول انفرادي محدوديت آزادي افراد و اعمال فشار رواني به آنهاست. خوشبختانه قانوني اين کار را تجويز نکرده است؛ ولي در عمل برخلاف قانون همواره در دهه‌هاي گذشته به کرات ديده‌ايم که خيلي از افراد به انفرادي برده مي‌شوند. بنابراين نگه‌داري افراد با هر اتهامي در سلول انفرادي خلاف قانون است. فقط در قانون يک مورد به جداسازي متهمان اشاره شده؛ آن‌ هم جدا کردن متهمان از کساني که اتهام مرتبط دارند. خود من هم 2 ماه در انفرادي بودم و بعد متأسفانه يک فرد ديگر را هم به سلول من آوردند شديم 2 نفر و همان فضاي 5 متري محل زندگي 2 نفر شد.